گنج

۲- آیات ۱۰ تا ۲۶

۳۶ بیت

وَ اَلسّٰابِقُونَ اَلسّٰابِقُونَ (۱۰) أُولٰئِکَ اَلْمُقَرَّبُونَ (۱۱) فِی جَنّٰاتِ اَلنَّعِیمِ (۱۲) ثُلَّةٌ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ (۱۳) وَ قَلِیلٌ مِنَ اَلْآخِرِینَ (۱۴) عَلیٰ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ (۱۵) مُتَّکِئِینَ عَلَیْهٰا مُتَقٰابِلِینَ (۱۶) یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدٰانٌ مُخَلَّدُونَ (۱۷) بِأَکْوٰابٍ وَ أَبٰارِیقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ (۱۸) لاٰ یُصَدَّعُونَ عَنْهٰا وَ لاٰ یُنْزِفُونَ (۱۹) وَ فٰاکِهَةٍ مِمّٰا یَتَخَیَّرُونَ‌ و پیشی‌گرفتگان پیش روانند (۲۰) وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّٰا یَشْتَهُونَ (۲۱) وَ حُورٌ عِینٌ (۲۲) کَأَمْثٰالِ اَللُّؤْلُؤِ اَلْمَکْنُونِ (۲۳) جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۲۴) لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً وَ لاٰ تَأْثِیماً (۲۵) إِلاّٰ قِیلاً سَلاٰماً سَلاٰماً (۲۶)

پیشی‌گرفتگان پیش روانند (۱۰) آنهایند نزدیک‌شدگان (۱۱) در بهشتهای ناز و نعمت (۱۲) گروهی از پیشینیان (۱۳) و قلیلی از پسینیان (۱۴) بر سریرهای بافته از زر و جواهر (۱۵) تکیه‌زنندگان بر آنها روبروی یکدیگر (۱۶) می‌گروند بر ایشان پسران جاودانیان (۱۷) با قدحها و ابریقها و جامی از شراب جاری (۱۸) دردسر نمی‌کند از آن و نه از خود روند (۱۹) و میوه از آنچه اختیار کنند (۲۰) و گوشت مرغ از آنچه می‌خواهند (۲۱) و حوران فراخ چشم (۲۲) چون امثال مروارید در پرده‌ها نگاه داشته (۲۳) پاداش بسبب آنکه بودند که می‌کردند (۲۴) نمی‌شنوند در آن لغوی و نه اسنادهد کردنی (۲۵) مگر گفتن سلامی سلامی (۲۶)

قوم سیّم برترند از چند و چونخواندشان والسابِقُونَ السابِقُون
سابق اندر فضل و در توحید و دیندر بهشت و در وصول و در یقین
در خلایق این گروهند از ملوکبر خدا نزدیک تر اندر سلوک
در مقام و مرتبت نزدیک حقهستشان سبقت ز کل ماخَلَق
بوده اند از کودکی دور از فسادکرده بذل مال و جان اندر جهاد
پیش از اشیاء خوانده حق را بی شریکنی که وقتی بوده بد، پس گشته نیک
بت بنپرستیده هرگز یک نفساسبق از ایشان در ایمان نیست کس
پاک و طاهر بوده اند از هر خطاءخوانده حق این فرقه را از اولیاء
اقربند ایشان به جنّات نعیمدر صراط عدل و ایمان مستقیم
خود حجابی نیست بهر آن ثقاتدر صفات از ذات و در ذات از صفات
قوم بسیارند از پیشینیانواندکی از آخرین در امتحان
یعنی از این سابقین اندر اُممبیش از این امّت بُدند ایشان نه کم
لیک در تحقیق ارباب یقیناهل صف اولند این اولین
یعنی اولی بر عنایت در ازلنی ز امتهای قبل و بعد بل
قوم محبوبین ز ارواح و صفوفنی محبّین گر به حبّ داری وقوف
وآن قلیل از آخرینند آن کسانکز محبّینند در وصف و نشان
رتبۀ ایشان ز محبوبین کم استو اهل صف ثانیند این اسلم است
نی که باشند اوّلون از آن امموآخرون از امّت مرحومه هم
بل به عکس است این کز این امّت خواصبیش از پیشند نزد اختصاص
زآن پیمبر گفت هستند این فرقز امّت من هر سه فرقه بی غلق
متکی آن قوم سابق بر سُرُرکآن مرصّع باشد از یاقوت و دُر
وآن مشبک تخت ها پیوسته اندوز گهر بر یکدگر بربسته اند
رو به روی هم بر آنها هر یکیبا فرح باشند ایشان متکی
موهبت ها باشد آن بر اتصالکه بر ایشان است حتم از ذوالجلال
کودکان با صباحت دورشانبهر خدمت در طواف از طورشان
جاودان آن کودکان ماه روبی تغیّر مانده با حسن نکو
کوزه ها بی دسته شان بر دست هینوَ أبَارِیقَ وَ کَأسٍ مِّن معِین
جامها یعنی پر از خمر وصالوز شراب عشق و عرفان و کمال
درد سر نکشند زآن نیکو عقارنیست یعنی خمر وحدت را خمار
هم نه ز آن مانند باز از عقل و هوشنی شود قطع آن شراب از باده نوش
همچنین با میوه ها اندر طوافکردشان ولدان به هر دم بی گزاف
میل میوه چون کنند از اختیارهم ز لحم طیرشان هست ار به کار
همچنین حورانشان از هر طرفبر مثال دُر پنهان در صدف
بر جزای آنچه ز اعمال نکوکرده اند ایشان به دنیا بی غلو
نشنوند اندر بهشت اقوال لغوآن چنان که بوده در دنیا به سهو
نی گناه و اثم و فحش است از کلامقولشان باشد سلام اندر سلام