گنج

۳- آیات ۲۶ تا ۳۲

۲۳ بیت

کُلُّ مَنْ عَلَیْهٰا فٰانٍ (۲۶) وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو اَلْجَلاٰلِ وَ اَلْإِکْرٰامِ (۲۷) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۲۸) یَسْئَلُهُ مَنْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ (۲۹) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۳۰) سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ اَلثَّقَلاٰنِ (۳۱) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۳۲)

هر کس که بر آنست در معرض فناست (۲۶) و پاینده است ذات پروردگار تو که صاحب جلال و گرامی داشتن است (۲۷) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۲۸) سؤال می‌کند از او هر که در آسمانها و زمین است هر روز او در کاریست (۲۹) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۳۰) زود باشد بپردازیم بشما ای دو گرانمایه نوع (۳۱) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۳۲)

هر که هست اندر زمین فانی شودمانده باقی ذات فردانی شود
وجه رب ذوالجلال ذوالکرمهست و هستی ها شود یکجا عدم
زین عدم نبود مراد الاّ فنازنده آن باشد که هست از خود بپا
پس به نعمت های آن ربّ الاناممر شما را هست انکار از کدام
چیست اندر جای عرض امتنانذکر اعدام فناء اندر بیان
بر دو وجه است آن یکی کز یاد مرگبهر خود سازد هر آن کس ساز و برگ
یاد مُردن کردن آن خود طاعت استدر یقین پاداش طاعت جنّت است
نزد خاصان لیک ذکر این فناءباشد آن کز بعد او باشد بقاء
رستن اعنی از مقامات وجودپایه پایه تا لقای شاه جود
در تصور نیست بِه زین نعمتیکه شود شه مفلسی ذی عسرتی
پس نهد گر منّت او بر ما بجاستکاین فناء را در قفا اینسان بقاست
گفت آن هم تا شود شکرت مزیددر سپاس افزون شود قرب و امید
خواهد او تا فرق ها یابند تاجنی که دارد بر سر و تاج احتیاج
حاجت از وی هر که در ارض و سماستخواهد و هر روز در کاری خداست
بخشد و آمرزد و روزی دهدرهروان را فتح و فیروزی دهد
هر دمش هست از بیان کاف و نوندر تجلی های افعالش شئون
بر کدام از نعمت ربّ البشرپس شما را هست تکذیبی دگر
زود فارغ از شما گردیم ماای گروه انس و جن اندر جزا
که گران بارید یا قومی گراناین است تهدیدی ز حق بر بندگان
در سَنَفرُغ هست اسراری خفیلب گزند از انکشافش بر صفی
که مکن گر یافتی این راز فاشبا قلندر فارغ از کونین باش
زین گذشتم زود باشد کز شمافارغ آییم ای دو قوم اندر جزا
بر کدام از نعمت حق می کنیدپس شما تکذیب گر دارید دید