گنج

۲- آیات ۱۰ تا ۲۵

۴۳ بیت

وَ اَلْأَرْضَ وَضَعَهٰا لِلْأَنٰامِ (۱۰) فِیهٰا فٰاکِهَةٌ وَ اَلنَّخْلُ ذٰاتُ اَلْأَکْمٰامِ (۱۱) وَ اَلْحَبُّ ذُو اَلْعَصْفِ وَ اَلرَّیْحٰانُ (۱۲) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۱۳) خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ صَلْصٰالٍ کَالْفَخّٰارِ (۱۴) وَ خَلَقَ اَلْجَانَّ مِنْ مٰارِجٍ مِنْ نٰارٍ (۱۵) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۱۶) رَبُّ اَلْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَیْنِ (۱۷) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۱۸) مَرَجَ اَلْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ (۱۹) بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اَللُّؤْلُؤُ وَ اَلْمَرْجٰانُ (۲۲) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۲۳) وَ لَهُ اَلْجَوٰارِ اَلْمُنْشَآتُ فِی اَلْبَحْرِ کَالْأَعْلاٰمِ (۲۴) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (۲۵)

و زمین فرو گستردش برای مردمان (۱۰) در آنست میوه و درخت خرمای صاحب غلافهای خوشبو (۱۱) و دانه صاحب برگ و رستنی خوشبوی (۱۲) پس بکدام یک نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۱۳) آفرید انسان را از گل خشکیده مانند سفال پخته (۱۴) و آفرید جن را از شعله بیدودی از آتش (۱۵) پس بکدامیک نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۱۶) پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب (۱۷) پس بکدام یک نعمتها پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۱۸) سر داد دو دریا را که بهم می‌رسند (۱۹) میانشان حایلی است که زیادتی بهم نمی‌کنند (۲۰) پس بکدام یک نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۲۱) بیرون می‌آید از آن دو لؤلؤ و مرجان (۲۲) پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۲۳) و مر او راست کشتیهای رونده در دریا چون کوه‌ها (۲۴) پس بکدام یک از نعمتهای پروردگارت تکذیب می‌کنید (۲۵)

ارض را بنهاد بر آب این چنینبهر مردم تا شوند آن را مکین
اندر آن هست از فواکه بی حسابخلق تا گردند از آنها بهره یاب
هم دگر خرما بُنان که بی خلافپخته تا گردد بود اندر غلاف
ذکر نخل ار هیچ داری همدمیکرد بهر نسبتش با آدمی
هم دگر آن دانه ها کو راست کاهبرگ های خشک یعنی بر پناه
دانه ها و کاه ها هر یک جداقوت انسان است و حیوان از خدا
بس ریاحین کز زمین روییدنی استخوردنی بر خلق و هم بوییدنی است
بوی خوش قوت است از بهر دماغمغز را باشد ز بوی خوش سراغ
بر کدامین نعمت پروردگارپس کنید انکار، پنهان و آشکار
این خطاب از خود تو نبوی غیر جنسیا به مرد و زن بود یا جن و انس
باعث تکرار آن در هر مقامهست لازم در فصاحت از کلام
لیک پنداری تو کاین تکرارهاهست دور از شیوة گفتارها
زآنکه از رسم سخن بیگانه ایخویگر با قصه و افسانه ای
خلق آدم از گِل خشک او نمودچون گِل پخته مُجَوف در نمود
که زنی چون دست بر وی در پسندهر دم آوازی شود از وی بلند
باطنش را کوست از حس مستترروح حیوانیش خوانند اهل سرّ
وآن ابوالجن است و ابلیس عنیداز زبانۀ آتش او را آفرید
گفته محی الدین که مارج آتش استبر هوا ممزوج و این شرحی خوش است
از دو عنصر کآتش و باد است اوآفریده گشت جن بی گفتگو
بر کدامین پس ز نعمت های ربمی کنید انکار این باشد عجب
آن خدایی کوست ربّ المشرقینصیفی و شتوی و ربّ المغربین
کآن زمستانی و تابستانی استبس فواید زین دو فصل آمد به دست
یا بود زین هر دو مقصود اِلهمشرقین و مغربینِ مهر و ماه
خاصیّتها هست بیرون از شمارزین دو شرق و غرب اندر روزگار
خود شما دارید از حق اختصاصبر تمام این منافع وین خواص
بر کدامین نعمت حق پس شمامی کنید انکار در جهر و خفا
ساخت جاری آن دو یم را بی فتورآن یکی شیرین و دیگر تلخ و شور
می رسند آن هر دو بر هم در عیانبین ایشان بَرْزَخٌ لَّایَبغِیَان
سطحشان با هم کند یعنی تماسداخل اندر هم نگردند از هراس
بینشان باشد ز قدرت حاجزیتو نبینی بل ز فهمش عاجزی
نفع بحر شور و شیرین بر عباداَبین است از شمس اگر آری به یاد
بر کدامین نعمت پروردگارپس شما دارید تکذیب از قرار
زین دو دریا لؤلؤ و مرجان فزونبهر نفع مردمان آید برون
مرز بحرین است قصد از جسم و روحدر وجود آدمی اندر شروح
روح بحر عَذب و جسم آن بحر شورنفس حیوانیه برزخ بی فتور
نی صفاء و لطف روح او را به سرّنی چو اجساد هیولایی کدر
زآن دو گردد منتزع در التقاآن علوم کلی و جزئیِ ما
بر کدام از نعمت ربّ العبادپس شما دارید تکذیب از نهاد
هست او را خود جَوَارِ المنُشَئَاتدر یم اعنی فُلک جاری از جهات
کش بود از هر طرف برداشتهبادبان های بلند افراشته
یا کنند انشاء به رفتن در بحاربر مثال کوه های استوار
نعمتی باشد عظیم این در نمودبندگان را از تجارت ها و سود
بر چه نعمت پس ز خلاّق مجیدهستتان تکذیب پنهان یا پدید