گنج

۴- آیات ۲۸ تا ۳۷

۲۲ بیت

قٰالَ لاٰ تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ (۲۸) مٰا یُبَدَّلُ اَلْقَوْلُ لَدَیَّ وَ مٰا أَنَا بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ (۲۹) یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ اِمْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ (۳۰) وَ أُزْلِفَتِ اَلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ (۳۱) هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ (۳۲) مَنْ خَشِیَ اَلرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ (۳۳) اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ اَلْخُلُودِ (۳۴) لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ فِیهٰا وَ لَدَیْنٰا مَزِیدٌ (۳۵) وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی اَلْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ (۳۶) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِمَنْ کٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی اَلسَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ (۳۷)

گفت نزاع مکنید نزد من و بتحقیق پیش فرستادیم بسوی شما وعید را (۲۸) تغییر داده نمی‌شود سخن نزد من و نیستم من ستمکار مر بندگان را (۲۹) روزی که گوئیم مر دوزخ را آیا پر شدی و گوید آیا هیچ زیادتی هست (۳۰) و نزدیک کرده شد بهشت برای پرهیزکاران نه دور (۳۱) اینست آنچه وعده کرده می‌شدی برای هر بازگشت‌کننده نگاهدارنده (۳۲) آنکه ترسید از خدای بخشاینده به پنهانی و آمد با دلی بازگشت نماینده (۳۳) داخل شوید در بهشت بسلامتی اینست روز جاودانی (۳۴) مر ایشان را آنچه خواهند در آن و نزد ماست زیادتی (۳۵) و بسیار هلاک کردیم پیش از ایشان از قرنی که آنها سخت‌تر بودند از ایشان در قوت پس راه انداختند در بلدها آیا هیچ بود گریزگاهی (۳۶) بدرستی که در این هر آینه پندیست برای آنکه باشد مر او را دلی یا انداخت گوش و او باشد شاهد (۳۷)

حق تعالی گوید اندر نزد منهیچ می نکنید خصمی این زمن
سویتان چون ما فرستادیم پیشبا رسولان از وعید و وعد خویش
می نیاید نزد ما تبدیل قولیافت چون در ر تبۀ تکمیل قول
من نی ام اِستم کننده بر عبادکِشتۀ خود بل کند هر کس حصاد
اندر آن روزی که گوید بر جحیمپر شدی آیا ز کفار و اثیم
گوید او هَلْ مِن مزِید اندر مجازاین است حال نفس و وجه حرص و آز
می شود نزدیک گردانده بهشتمتقین را دور نبود وین سرشت
آدمی را اقرب از خلق و صفاتتا چه باشد عقل از آن دارد حیات
اصل جنّت خُلق و خوی نیک دانبر خود آن را همچو جان نزدیک دان
این است آنچه بودتان وعده بدانبر هر أوّاب حفیظ است این نشان
بر کسی یعنی که برگشتش به اوستحافظ هر فعل نیکی بر نکوست
ترسد از پروردگارش در نهانآورد قلبی به حق برگشته آن
یا به غیب اعنی که حق زو غایب استلیک خوف حق به جانش غالب است
می بگویند اُدخُلُوهَا با درودبِسَلامٍ ذَلِکَ یَومُ الْخُلُود
آنچه خواهند از لذایذ در بهشتهست نزد ما زیاد از سرنوشت
پیش از ایشان ای بسا ز اهل قرونکه تبه کردیم ایشان را فزون
یعنی از کفار مکه پیشترقوّه و قدر و غناشان بیشتر
پس بریدند آن کسان ره در بلادهیچشان آیا پناه از مرگ داد
اندر این پندی است آن را که بودقلب دانا که به فکر اندر رَود
یا که باشد از رجال زنده دلیافته از حق حیات متصل
یا که بدهد گوش و باشد حاضر اوتا نماید فهم، قرآن را نکو
بشنود آنسان که گویی آن خلیلآن شنیده از نبی یا جبرئیل