گنج

۵- آیات ۳۸ تا ۴۵

۲۱ بیت

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ وَ مٰا مَسَّنٰا مِنْ لُغُوبٍ (۳۸) فَاصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ وَ قَبْلَ اَلْغُرُوبِ (۳۹) وَ مِنَ اَللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبٰارَ اَلسُّجُودِ (۴۰) وَ اِسْتَمِعْ یَوْمَ یُنٰادِ اَلْمُنٰادِ مِنْ مَکٰانٍ قَرِیبٍ (۴۱) یَوْمَ یَسْمَعُونَ اَلصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذٰلِکَ یَوْمُ اَلْخُرُوجِ (۴۲) إِنّٰا نَحْنُ نُحْیِی وَ نُمِیتُ وَ إِلَیْنَا اَلْمَصِیرُ (۴۳) یَوْمَ تَشَقَّقُ اَلْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرٰاعاً ذٰلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنٰا یَسِیرٌ (۴۴) نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَقُولُونَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبّٰارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخٰافُ وَعِیدِ (۴۵)

و بتحقیق آفریدیم آسمانها و زمین را و آنچه میان آن دوتاست در شش روز و مس نکرد ما را هیچ تعبی (۳۸) پس صبر کن بر آنچه می‌گویند تسبیح کن بستایش پروردگارت پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب (۳۹) و از شب پس تسبیح کن او را و عقبهای سجود (۴۰) و بشنو روزی که ندا می‌کندند کننده از جایی نزدیک (۴۱) روزی که می‌شنوند فریاد را براستی آنست روز بیرون آمدن (۴۲) بدرستی که ما زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و بسوی ماست بازگشت (۴۳) روزی که شکاف خورد زمین از ایشان شتابیدگان آن حشریست بر ما آسان (۴۴) ما داناتریم بآنچه می‌گویند و نیستی تو بر ایشان تسلط دارنده پس پند ده بقرآن کسی را که می‌ترسد از وعید من (۴۵)

آفریدیم این زمین و این سماوآنچه باشد بین آن، شش روز ما
هم نه ما را بندگی و خستگیزآن رسید این یابی از پیوستگی
برخلاف آنکه گوید بی شهودکه به شنبه راحت از رنج او نمود
کن شکیبایی بدین گفتارهاهم به تسبیح و به حمدش اکتفا
حمد کن پیش از طلوع آفتابهمچنین پیش از غروب ای ذو لباب
باز کن تسبیح او اندر عهودوَ ِمَن الَّیلِ وَأدبَارَ السجُود
بعضی از شب وز پس هر سجده بازدر تهجد یا به هر وقت از نماز
عارفان گویند بعد از هر نفساین بود تسبیح اهل عشق و بس
داند آن کو بوده عاشق نوبتیحال عاشق چیست اندر طاعتی
وَاستَمِع یَومَ یُنَادِی الْمُنَاداز مکانی کوست نزدیک از بلاد
اندر آن روزی که مردم بس قریببشنوند آن صیحه را سخت و مهیب
بالحق اعنی آنچه بر صدق است و راستموت و بعث است آن اگر هوشت بجاست
این بود یوم الخروج از امتیاززنده ما سازیم و می رانیم باز
هم به سوی ماست برگشت از یقیناندر آن روزی که بشکافد زمین
میشود ز ایشان زمین یعنی که دورمردگان آیند بیرون از قبور
می شتابند از مکان وین نیست دیراین است حشری که بود بر ما یَسِیر
یعنی آسان این برانگیزاندن استبر خدا کو خالق جان و تن است
ما بسی داناتریم از کارهاوآنچه می گویند از انکارها
تو مسلّط نیستی بر مشرکینتا به جبر و قهرشان آری به دین
پس به قرآن پند گوی آن را که اواز وعید من بترسد مو به مو
یعنی آن کو منتفع گردد ز پندنی که برگیرد مر آن را ریشخند