گنج

۸- آیات ۴۱ تا ۴۷

۲۱ بیت

وَ لَمَنِ اِنْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولٰئِکَ مٰا عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ (۴۱) إِنَّمَا اَلسَّبِیلُ عَلَی اَلَّذِینَ یَظْلِمُونَ اَلنّٰاسَ وَ یَبْغُونَ فِی اَلْأَرْضِ بِغَیْرِ اَلْحَقِّ أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۴۲) وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذٰلِکَ لَمِنْ عَزْمِ اَلْأُمُورِ (۴۳) وَ مَنْ یُضْلِلِ اَللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ وَلِیٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَرَی اَلظّٰالِمِینَ لَمّٰا رَأَوُا اَلْعَذٰابَ یَقُولُونَ هَلْ إِلیٰ مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ (۴۴) وَ تَرٰاهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْهٰا خٰاشِعِینَ مِنَ اَلذُّلِّ یَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ وَ قٰالَ اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اَلْخٰاسِرِینَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ أَلاٰ إِنَّ اَلظّٰالِمِینَ فِی عَذٰابٍ مُقِیمٍ (۴۵) وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِیٰاءَ یَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اَللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ سَبِیلٍ (۴۶) اِسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لَکُمْ مِنْ مَلْجَإٍ یَوْمَئِذٍ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نَکِیرٍ (۴۷)

و هر آینه آنکه انتقام کشید پس از ظلم او پس آنها نیست بر ایشان هیچ راهی (۴۱) نیست راه مگر بر آنان که ستم می‌کنند مردمان را و فساد می‌کنند در زمین بناحق آن گروه است ایشان را عذاب پردرد (۴۲) و هر آینه آنکه صبر کرد و عفو نمود بدرستی که آنست هر آینه از کارهای قوی (۴۳) و آن را که اضلال کرد خدا پس نباشد مر او را هیچ یاوری از بعد آن و بینی ظالمان را که چون بینند عذاب را گویند آیا باشد بسوی بازگشتن هیچ راهی (۴۴) و بینی ایشان را عرض کرده می‌شوند بران خشوع‌کنندگان از خواری می‌بینند بسوی تو از چشمی پنهان و گفتند آنان که ایمان آوردند بدرستی که زیانکاران آنانند که زیان کردند بخودهاشان و کسانشان روز قیامت دانسته باشید که ظالمانند در عذابی پاینده (۴۵) و نباشد مر ایشان را هیچ دوستان که یاری کند ایشان را از غیر خدا و آن را که اضلال کرد خدا پس نباشد مر او را هیچ راهی (۴۶) اجابت کنید مر پروردگارتان را پیش از آنکه آید روزی که نباشد بازگردانیدنی مر او را از خداوند نباشد مر او را هیچ پناهی روزی چنین و نباشد مر شما را هیچ انکاری (۴۷)

وآنکه بکشد کینه ز استمکار خودبعد از آن کش ظلمی از ظالم رسد
نیست راه آن قوم را پس بر عتابنیست جز اینکه بود راه عِقاب
بر کسان که ظلم بر مردم کننددر زمین از حد خود بیرون روند
بی ز حق و حجتی پس آن گروهدر عذاب دردناکند از وجوه
وآنکه بخشید و به ظلمی شد صبورإنَّ ذَلِک وَ لَمِنْ عَزْمِ الْأمُور
یعنی این غفران بود زآن کارهاکه زند بر قوّت ایمان صلا
وآن کسی را که گذارد حق فرونیست زآن پس کارسازی بهر او
بینی ای بیننده، کاستمکارگانچون ببینند آن عذاب بس گران
هست می گویند آیا خود رهیبازگشتن را به دنیا ناگهی
تا کنیم از آنچه رفت از ما قصورخود تدارک اندر آن دار الغرور
عرض کرده بینی ایشان را شوندبر جهنم بس فروتن، بس نژند
بنگرند ایشان به آتش در نهانزیر چشم اعنی ز هول و خوف آن
مؤمنان گویند إنَّ الْخَاسِرِینکه زیان کردند ایشان این چنین
بر خود و بر اهل خود در رستخیزلایق آتش شدند از بی تمیز
می بدانید اینکه استمکارگانهستشان جا در عذابی جاودان
نیستشان از دوستان در آن گزندغیر حق تا یار ی از ایشان کنند
آنکه را که وانهد بر خود اِلهپس نباشد بر فلاحش هیچ راه
مر اجابت از خدای خود کنیدپیش از آن کآید شما را از وعید
آن چنان روزی که می نبود از اوبازگردیدن در آن از هیچ سو
ملجأیی نبود شما را تا شویدملتجی بر وی در آن روز شدید
هم نباشد راه انکاری به پیشتا کنید انکار از اعمال خویش