گنج

۷- آیات ۳۷ تا ۴۳

۲۷ بیت

وَ مِنْ آیٰاتِهِ اَللَّیْلُ وَ اَلنَّهٰارُ وَ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ لاٰ تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لاٰ لِلْقَمَرِ وَ اُسْجُدُوا لِلّٰهِ اَلَّذِی خَلَقَهُنَّ إِنْ کُنْتُمْ إِیّٰاهُ تَعْبُدُونَ (۳۷) فَإِنِ اِسْتَکْبَرُوا فَالَّذِینَ عِنْدَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهٰارِ وَ هُمْ لاٰ یَسْأَمُونَ (۳۸) وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنَّکَ تَرَی اَلْأَرْضَ خٰاشِعَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا اَلْمٰاءَ اِهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ اَلَّذِی أَحْیٰاهٰا لَمُحْیِ اَلْمَوْتیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۳۹) إِنَّ اَلَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیٰاتِنٰا لاٰ یَخْفَوْنَ عَلَیْنٰا أَ فَمَنْ یُلْقیٰ فِی اَلنّٰارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِناً یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (۴۰) إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لاٰ یَأْتِیهِ اَلْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲) مٰا یُقٰالُ لَکَ إِلاّٰ مٰا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِکَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقٰابٍ أَلِیمٍ (۴۳)

و از آیتهایش شب است و روز و آفتاب و ماه و سجده مکنید مر آفتاب و نه مر ماه را و سجده کنید مر خدایی را که آفرید آنها را اگر هستید او را می‌پرستید (۳۷) پس اگر سرکشی کنند پس آنان که نزد پروردگار تواند تسبیح می‌کنند مر او را بشب و روز و ایشان ملول نمی‌شوند (۳۸) و از آیتهایش اینکه تو می‌بینی زمین را فرسوده افسرده پس چون فرو فرستم بر آن آب را حرکت کند و افزونی پذیرد بدرستی که آنکه زنده گردانید آن را هر آینه زنده کننده مردگانست بدرستی که او بر همه چیز تواناست (۳۹) بدرستی که آنان که میل بباطل می‌کنند در آیتهای ما پوشیده نمی‌باشند بر ما آیا پس کسی که انداخته شود در آتش بهتر است یا کسی که بیاید ایمن روز قیامت بکنید آنچه خواستید بدرستی که او بآنچه می‌کند بیناست (۴۰) بدرستی که آنان که کافر شدند بآن ذکر چون آمد ایشان را و بدرستی که آن هر آینه کتابیست گرامی (۴۱) نیاید آن را باطل از میانه دو دستش و نه از پس سرش فرو فرستادنیست از درست کار ستوده (۴۲) گفته نمی‌شود مر تو را مگر آنچه بحقیقت گفته شد مر رسولان را پیش از تو بدرستی که پروردگار تو هر آینه صاحب آمرزش است و صاحب عقوبت پردرد (۴۳)

وز نشانی های او روز است و شبو آفتاب و ماه در دور طلب
سجده نارید آفتاب و ماه رازآنکه مخلوقند ایشان چون شما
زآن خدایی که شما را آفریدسجده آرید ار که بپرستنده اید
پس بوند ار سرکش از پروردگارذیل قدرش را بننشیند غبار
فرقه ها هستند اندر نزد رباز پی تسبیح او در روز و شب
این چنین پیوسته دارند اشتغالهم نگیرند از عبادت ها ملال
وز علامتهای او اندر وقوعاینکه می بینی زمین را با خشوع
خشک و بس پژمرده بفرستیم بازآب بر وی آید اندر اهتزاز
منفتخ گردد برآید چون خمیرروید از وی لاله و گل ناگزیر
آنکه کرد احیاء زمین مرده رازنده سازد مردگان را ز اقتضا
او به احیاء و اماته قادر استهم به هر چیزی که بر وی ظاهر است
دارد اعنی قابلیّت بر ظهورپس ز کلک مشیتش یا بد صدور
وآن کسان که منحرف ناگه شونداندر آیتهای ما وز ره شوند
مختفی بر ما نگردند از یقیندر اباطیل این گروهند ملحدین
بشنویم اقوالتان را سر به سروآن کلام لغو و گفت بی ثمر
آن کس آیا که شود انداختهناگهان در آتش پرداخته
هست بهتر یا کسی کو بی ستیزایمن آید ز آتش اندر رستخیز
هر چه خواهید آن کنید از ناگزیرحق بر اعمال شما باشد بصیر
نگروید آن کو به ذکر آمد چو آنسویشان یعنی کتاب از آسمان
ذکر یعنی بهترین اندر پسندبهر یاد است این کتاب ارجمند
یا عزیز از روی حجت در نظرکش به اتیان نیست قادر از بشر
ناید او را باطلی از پیش و پسکس به ابطالش ندارد دسترس
در وی اعنی آنچه فرموده است حقنیست نقص از حکم بعد و ماسبق
هست نازل از خدای بی ندیدبر مصالح کو حکیم است و حمید
می نگویند این معاند کافرانبر تو الاّ آنکه بر پیغمبران
گفته اند از پیش ارباب هلاکپس مباش از گفتشان اندوهناک
زآنکه ربّت بی سئوال و بی جوابصاحب آمرزش است و ذو عِقاب