گنج

۶- آیات ۳۰ تا ۳۶

۲۱ بیت

إِنَّ اَلَّذِینَ قٰالُوا رَبُّنَا اَللّٰهُ ثُمَّ اِسْتَقٰامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ اَلْمَلاٰئِکَةُ أَلاّٰ تَخٰافُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ اَلَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ (۳۰) نَحْنُ أَوْلِیٰاؤُکُمْ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ فِی اَلْآخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیهٰا مٰا تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیهٰا مٰا تَدَّعُونَ (۳۱) نُزُلاً مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ (۳۲) وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعٰا إِلَی اَللّٰهِ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ قٰالَ إِنَّنِی مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ (۳۳) وَ لاٰ تَسْتَوِی اَلْحَسَنَةُ وَ لاَ اَلسَّیِّئَةُ اِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا اَلَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدٰاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (۳۴) وَ مٰا یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ اَلَّذِینَ صَبَرُوا وَ مٰا یُلَقّٰاهٰا إِلاّٰ ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (۳۵) وَ إِمّٰا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ اَلشَّیْطٰانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ إِنَّهُ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۳۶)

بدرستی که آنها که گفتند پروردگار ما خداست پس ایستادگی کردند فرو می‌آید بر ایشان ملائکه که می‌ترسید و اندوهگین مشوید و شادمان شوید به بهشتی که بودید وعده داده می‌شدید (۳۰) مائیم دوستان شما در زندگانی دنیا و در آخرت و مر شما راست در آن آنچه می‌خواهد نفسهای شما و مر شما راست در آن آنچه می‌خواهید (۳۱) ما حضری از خدای آمرزنده مهربان (۳۲) و کیست خوب‌تر در سخن از کسی که خواند بسوی خدا و کرد کار شایسته و گفت بدرستی که من از مسلمانانم (۳۳) و یکسان نیست خوبی و نه بدی دفع کن بآنچه آنست بهتر پس آن‌گاه کسی که میانه تو و میانه اوست دشمنی گویا اوست دوستی مهربان (۳۴) و داده نشوند آن را مگر آنان که صبر کردند و داده نشوند آن را جز صاحب بهره بزرگ (۳۵) و اگر از جای در آورد ترا از شیطان وسوسه پس پناه بر بخدا بدرستی که اوست او شنوای دانا (۳۶)

رَبّنَا االله آنکه گفتند از کسانهم نمودند استقامت خود بدان
مر ملایکشان فرود آید به نوروقت موت و وقت اخراج از فتور
می بگویندش مترسید از هلاکهم مباشید از گناه اندوهناک
شادمان بر جنّت آیید از امیدآنچه بر آن وعده داده می شدید
ما شما را دوستان باشیم و یاردر جهان بودیمتان ناصر به کار
همچنین اندر سرای آخرتبا شما باشیم یار از هر جهت
حاضر است از بهرتان بی گفتگوآنچه دارد نفسهاتان آرزو
هست در عقبی شما را بی نزاعآنچه را دعوی کنید از انتفاع
پیشکش در حالتی که باشد آناز خداوند غفور مهربان
کیست بهتر از ره گفتن از اوکه بخواند بر خدا بی گفتگو
باشدش کردار نیکو در فعالبرعلاوه حسن گفتار و مقال
می بگوید که منم از مسلمیننیست یکسان خوب و بد از روی دین
دفع کن آن سیّئاتی کابتر استبر نکویی ها که آن نیکوتر است
یعنی ار باشد دو نیکی در نظردفع کن بد را به آن کو نیک تر
عفو کن یعنی به پاداش گناهور کنی احسان بِه است آن ز انتباه
پس چو بین او و تو باشد عناددوستی گردد حمیم و ذو وداد
از نشان حُسن خلق اندر عملدشمنی بر دوستی گردد بَدل
داده این خصلت نگردد جز بر آنکه نماید صبر بر رنج و زیان
هم عطاء کرده نگردد این کمالجز به صاحب بهرة اعظم خصال
ور که دیوت خار وسواسی نهدگویدت نیکی مکن بر جای بد
پس پناه از شرّ ا و بر، بر خداکو بود شنوا و دانا بر شما