گنج

۵- آیات ۲۴ تا ۲۹

۲۹ بیت

فَإِنْ یَصْبِرُوا فَالنّٰارُ مَثْویً لَهُمْ وَ إِنْ یَسْتَعْتِبُوا فَمٰا هُمْ مِنَ اَلْمُعْتَبِینَ (۲۴) وَ قَیَّضْنٰا لَهُمْ قُرَنٰاءَ فَزَیَّنُوا لَهُمْ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَیْهِمُ اَلْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنَّهُمْ کٰانُوا خٰاسِرِینَ (۲۵) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَسْمَعُوا لِهٰذَا اَلْقُرْآنِ وَ اِلْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ (۲۶) فَلَنُذِیقَنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا عَذٰاباً شَدِیداً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ اَلَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۲۷) ذٰلِکَ جَزٰاءُ أَعْدٰاءِ اَللّٰهِ اَلنّٰارُ لَهُمْ فِیهٰا دٰارُ اَلْخُلْدِ جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ (۲۸) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنٰا أَرِنَا اَلَّذَیْنِ أَضَلاّٰنٰا مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ نَجْعَلْهُمٰا تَحْتَ أَقْدٰامِنٰا لِیَکُونٰا مِنَ اَلْأَسْفَلِینَ (۲۹)

پس اگر صبر کنند پس آتش مقام است مر ایشان را و اگر طلب خوشنودی کنند پس نباشند از عذر پذیرفته‌شدگان (۲۴) و بر گماشتیم برای ایشان رفیقان پس آرایش دادند مر ایشان را آنچه بودند میانه دستهاشان و آنچه بود پس سرشان و ثابت شد بر ایشان سخن در امتانی که بحقیقت گذشتند پیش از ایشان از جن و انس بدرستی که ایشان بودند زیانکاران (۲۵) و گفتند آنان که کافر شدند مشنوید مر این قرآن را و هرزه درآیی کنید در آن باشد که شما غالب شوید (۲۶) پس هر آینه می‌چشانیم البته آنان را که کافر شدند عذابی سخت و هر آینه جزا دهیمشان بدترین آنچه بودند که می‌کردند (۲۷) اینست جزای دشمنان خدا آتش مر ایشان‌راست در آن سرای جاودانی پاداشی بسبب آنچه بودند آیتهای ما را انکار می‌کردند (۲۸) و گفتند آنان که کافر شدند پروردگار ما بنمای ما را آن دو کسرا که گمراه کردند ما را از جن و انس تا بگردانیم آن دو را در زیر قدمهامان تا باشید ما را از فروتران (۲۹)

پس شکیبایی کنند از کافرانجایشان پس دوزخ آمد بی گمان
ور کنند از حق تمنّای رضاتا شود خوشنود از ایشان خدا
یا که گردد باز از خشم و عتابنیست ایشان را اجابت زآن جناب
از قضاء کردیم تقدیر این چنینمشرکان را دوستان و همنشین
وآن شیاطین بهرشان آراستندز امتعۀ دنیا که خود می خواستند
بَینَ أیدِیهِم متاع دنیوی استخَلْفَهُم بعد از امور اخروی است
همنشینان این بود وسواسشانچونکه بنشینند با اجناسشان
که ببین این همسرانت را چساندر ترفع برگذشتند از کسان
صاحب ملکند و مال و گنج و زرتو چو مرغی مانده ای بی بال و پر
آخرت را دیده کس کی برملاگفته اند این مفلسان بی نوا
تا بدین افسانه های بی فروغعقل مردم را بدزدند از دروغ
بودشان بر سر هوای برتریاین کند باور جز از دانش بری
ور که باشد دارِ دیگر هم به جااین شقوقاتش بود صدق از کجا
قول پس واجب بر ایشان گشت و حققول یعنی آن عذاب با غلق
وآنگهی بودند امتها ز پیشاز پری و آدمی زین قوم بیش
مستحق گشتند ایشان بر عذابهست خسران، کافران را بی حساب
مشرکان گفتند در بیت الحرامیکدگر را گوش ندهید این کلام
خواند اعنی چونکه قرآن مصطفینشنوید و افکنید اقوالها
در میان خواندنش یعنی سخنافکنید از لغو و یاوه آن زمن
هم به تقلیدش ز هر جانب شویدتا شما شاید بر او غالب شوید
پس چشانیم آن کسان را بر مزیدما عذابی سخت زآن کفر شدید
هم جزاء بدهیمشان بدتر جزازآنچه کردند از عملها ناسزا
آن عذاب سخت روز بدر بودبدترش در آخرت خواهد نمود
آن جزاء اعداء حق را آتش استجان در آنشان جاودان آتش کش است
زآن سبب که دائم از جهل و عمیبودشان انکار بر آیات ما
آن کسان گویند که کافر شدندچونکه وارد در جهنم آمدند
کآن دو کس را ای خدا از انس و جانوا نما کردند کآن گمراهمان
تا بگردانیمشان در زیر گامما لگدکوب آن چنان در انتقام
تا که باشند از گروه أسفَلِینیا در اسفل رتبۀ دوزخ مکین