گنج

۴- آیات ۱۹ تا ۲۳

۲۰ بیت

وَ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدٰاءُ اَللّٰهِ إِلَی اَلنّٰارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ (۱۹) حَتّٰی إِذٰا مٰا جٰاؤُهٰا شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصٰارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۲۰) وَ قٰالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنٰا قٰالُوا أَنْطَقَنَا اَللّٰهُ اَلَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۲۱) وَ مٰا کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُکُمْ وَ لاٰ جُلُودُکُمْ وَ لٰکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَعْلَمُ کَثِیراً مِمّٰا تَعْمَلُونَ (۲۲) وَ ذٰلِکُمْ ظَنُّکُمُ اَلَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْدٰاکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ (۲۳)

و روزی که حشر کرده شوند دشمنان خدا بسوی آتش پس ایشان باز داشته می‌شوند (۱۹) تا چون آمدند آن را گواهی داد بر ایشان گوش ایشان و دیدهای ایشان و پوستهای ایشان بآنچه بودند که می‌کردند (۲۰) و گفتند مر پوستهای خود را چرا گواهی دادید بر ما گفتند بسخن آورد ما را خدایی که بسخن آورد هر چیز را و او آفرید شما را نخستین بار و بسوی او باز می‌گردید (۲۱) و نبودید که پنهان می‌شدید که گواهی می‌دهد بر شما گوش شما و نه دیدهای شما و نه پوستهای شما و لیکن گمان کردید که خدا نمی‌داند بسیاری را از آنچه می‌کنید (۲۲) و آن بود گمان شما که گمان کردید بپروردگارتان هلاک گردانید شما را پس گردیدید از زیانکاران (۲۳)

یاد کن چون حشر کرده می شونددشمنان حق به نار پر گزند
بازشان دارند هر جا ز ابتلادم به دم حَتَّی إذَا جاءها
مر گواهی می دهد سمع و بصربهر ایشان از وقایع سر به سر
پوستهاشان همچنان باشد گواهبر فعال زشت و کردار تباه
با جلود خود بگویند از چه راهمی دهید از ما گواهی بر گناه
می نمودیم از شما ما دفع ضرهمچنین خواهیمتان دور از خطر
این چنین گویند اعضاء در جوابناورید از ما ملامت یا عتاب
هم خدا آورد ما را در سخنکه به هر چیزی دهد نطق و دهن
او شما را اولین بار آفریدسوی او هم باز گردیده شوید
می نبودید آنکه از حق مستترخود شما کردید اندر جهر و سرّ
زآنکه تا بدهد گواهی بر شماگوشها و چشمها و جلدها
مستتر می داشتید از مردمانفعل ناشایست خود را در جهان
بی خبر از آنکه آن دانای غیبدر تکلّم آورد ما را به عیب
داشتید این ظن کز آنچه می کنیدحق نداند اکثری را بر پدید
ظنّتان اینگونه بر پروردگارکه گمان بردید بُد مردود و خوار
زآن گمان بد ز جبّاران شدیداندر این روز از زیانکاران شدید
در حدیث آمد که حق بی گفتگوهست در نزد گمان بنده او
تا تو را چبود گمان از نیک و بدبر تو جز پاداش ظنّت کی رسد
گر تو را ظنّ نکو باشد بر اوطاعت نیک است و پاداشت نکو
ور که ظنّت بد بود پاداش آنهم بد آید وین سزد بر بد گمان