گنج

۵- آیات ۱۵ تا ۲۰

۳۸ بیت

وَ اَللاّٰتِی یَأْتِینَ اَلْفٰاحِشَةَ مِنْ نِسٰائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ‌ فِی اَلْبُیُوتِ حَتّٰی یَتَوَفّٰاهُنَّ اَلْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اَللّٰهُ لَهُنَّ سَبِیلاً (۱۵) وَ اَلَّذٰانِ یَأْتِیٰانِهٰا مِنْکُمْ فَآذُوهُمٰا فَإِنْ تٰابٰا وَ أَصْلَحٰا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمٰا إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ تَوّٰاباً رَحِیماً (۱۶) إِنَّمَا اَلتَّوْبَةُ عَلَی اَللّٰهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلسُّوءَ بِجَهٰالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولٰئِکَ یَتُوبُ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً (۱۷) وَ لَیْسَتِ اَلتَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلسَّیِّئٰاتِ حَتّٰی إِذٰا حَضَرَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ إِنِّی تُبْتُ اَلْآنَ وَ لاَ اَلَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفّٰارٌ أُولٰئِکَ أَعْتَدْنٰا لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً (۱۸) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا اَلنِّسٰاءَ کَرْهاً وَ لاٰ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مٰا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاّٰ أَنْ یَأْتِینَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ عٰاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسیٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اَللّٰهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً (۱۹) وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اِسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً (۲۰)

و آنان که کنند کار بدی از زنانتان پس گواه طلبید برایشان چهار تا از شما پس اگر شهادت دادند پس نگاهداریدشان در خانه‌ها تا برداردشان مرگ یا بگرداند خدا از برای ایشان و راهی (۱۵) و آن دو کس که می‌کنند کار بدر را از شما پس آزار کنید ایشان را پس اگر توبه کردند و باصلاح آوردند پس بگذرید از ایشان بدرستی که خدا باشد توبه‌پذیر مهربان (۱۶) جز این نیست که توبه پذیرفتنی بر خداست از برای آنان که می‌کنند بد را بنادانی پس توبه می‌کنند از نزدیک پس آنها توبه می‌پذیرد خدا از ایشان و باشد خدا دانای درست کردار (۱۷) و نیست توبه از برای آنانی که می‌کنند گناهان را تا چون حاضر شود یکیشان مرگ می‌گوید بدرستی که من توبه کردم اکنون و نه آنان که می‌میرند و ایشانند کافران آن گروه آماده کرده‌ایم از برایشان عذابی دردناک (۱۸) ای آن کسانی که گرویده‌اید حلال نیست مر شما را که میراث برید از زنان باکراه و منع مکنید آنها را که ببرید پاره‌ای از آنچه داده‌اید آنها را مگر آنکه کنند کار بد آشکاری را و معاشرت کنیدشان بخوبی پس اگر خوش نداشته باشید از ایشان پس شاید که ناخوش دارید چیزی را و بگرداند خدا در آن خبر بسیار (۱۹) و اگر خواستید عوض دادن جفتی بجای جفتی و داده باشید یکیشان را مال بسیار پس مگیرید از آن چیزی را آیا می‌گیرید آن را بدروغ بستن و بدی آشکار (۲۰)

« در بیان احکام زناء »

وآن زنان کآیند در فحش از شمااز هوای نفس یعنی بر زنا
پس بر ایشان چار مرد آید گواهعاقل و کامل که ترسند از اِله
چونکه دادند این شهادت چار مرددر سرایی حبسشان بایست کرد
تا بمیرند اندر آن محنت سرایا نماید راهی آنها را خدا
ره مگر بر توبه و تقوی برندوز فعال زشت خود حسرت خورند
حق بر ایشان بخشد و یاری کندپرده پوشد باز و ستّاری کند
وآن دو تن که زانیند و زانیهگر نباشد فعل ایشان محصنه
از شما پس بر ملامت درخورندجز که ره بر توبه و تقوی برند
پس کنید اعراز از آزارشانبگذرید از فعل ناهموارشان
حق ببخشد جرم خلق از رحمتشچونکه برگردند اندر حضرتش
مر قبول توبه با شد بر خدااز خلایق در فعال ناسزا
گر که آن باشد ز جهل و غفلتینی ز خودبینی که نارد خجلتی
پس چو پیش از موت برگردند بازحق پذیرد توبه ز ایشان در نیاز
داند او گر باشد از دل توبتیمی نگیرد بر خطاش از حکمتی
نیست بعضی را مگر در وقت موتتوبه از چیزی که ز ایشان گشت فوت
گوید إنِّی تُبت الْئان آن زماننیست آن مقبول درگه بی گمان
همچو توبۀ کافر اندر مردنشنیست موقع وقت جان بسپردنش
وقت مردن یعنی ار مؤمن شودمرغ بی هنگام را کشتن سزد
چون امیدش قطع گردد از حیاتآن زمان بر حق کند رو از جهات
کس نداند سِرّ باطن را که چیستلیک زین نوبت به ظاهر سود نیست
توبه از دل سوی حق برگشتن استوز هوای نفس خود بگذشتن است
در شریعت ترک عصیان و خطاستکآن خلاف امر و فرمان خداست
در طریقت ترک پاداش عملوآنچه باشد غیر ذات لم یزل
توبۀ اهل حقیقت دیگر استزآنچه آید در تصور برتر است
شرح آن گویم چو آید نوبتشتا موحد چیست ترک و توبتش
گفت آن کو مرد در کفر و گناهیابد از ما کیفری بی اشتباه
ای گروه مؤمنان نبود حلالبر شما میراث نسوان با جدال
یعنی از اکراهشان کز سوء بختمی بر ایشان از طمع گیرید سخت
یا که بر تزویجشان مانع شویدبر منال و مهرشان طامع شوید
مر رسد موتی بر ایشان ناگهانبر شما عاید شود میراثشان
تنگ زآن گیرید بر زنها به قهرتا به عنفی بگذرند از ارث و مهر
میگرفتند از جهالت کار تنگبر زنان از روی منع و خشم و جنگ
تا ز شوهر باز مانند و ولدمالشان تا بعد مرگ او را رسد
آمد این آیت پی انذارشانتا که نبود بر غلط رفتارشان
سخت یا گیرید بهر مهرشانتا برید آن را به زور و قهرشان
این بود دور از مروت وز سدادبل ز رسم آدمیّت در نهاد
جز که از وی سر زند فعلی شنیعشاید ار ندهند مهرش را جمیع
وآن نشوز است و تجاوز از عفافباشد ار آن فاش نی کذب و گزاف