گنج

۲۲- آیات ۱۱۲ تا ۱۱۶

۲۹ بیت

وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ اِحْتَمَلَ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً (۱۱۲) وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اَللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْ‌ءٍ وَ أَنْزَلَ اَللّٰهُ عَلَیْکَ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اَللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً (۱۱۳) لاٰ خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوٰاهُمْ إِلاّٰ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاٰحٍ بَیْنَ اَلنّٰاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً (۱۱۴) وَ مَنْ یُشٰاقِقِ اَلرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَیَّنَ لَهُ اَلْهُدیٰ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ اَلْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مٰا تَوَلّٰی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سٰاءَتْ مَصِیراً (۱۱۵) إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِکَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّٰهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاٰلاً بَعِیداً (۱۱۶)

و کسی که کسب کند خطایی یا گناهی را پس تهمت زند بآن بیگناهی را پس بتحقیق متحمل شده دروغی و گناهی روشن (۱۱۲) و اگر نبود کرم خدا بر تو و رحمت او هر آینه قصد کرده بودند گروهی از ایشان که اضلال کنند ترا و اضلال نمی‌کنند مگر خودهاشان را و ضرر نمی‌رسانند ترا هیچ چیزی و فرو فرستاد خدا بر تو کتاب و حکمت و تعلیم داد ترا آنچه را نبودی که بدانی و باشد فضل خدا بر تو بزرگ (۱۱۳) نیست خیر در بسیاری از راز گفتنشان مگر کسی که امر کند بصدقه یا کار خوبی یا اصلاح میان مردمان و کسی که بکند آن را در طلب رضای خدا پس زود باشد که دهیم او را مزدی بزرگ (۱۱۴) و کسی که زحمت دهد رسول را از بعد آنچه ظاهر شد از برای او هدایت و پیروی کند غیر راه گروندگان را باز بداریمش بآنچه دوست می‌دارد و می‌اندازیمش بدوزخ و بد است آنجای بازگشت (۱۱۵) بدرستی که خدا نمی‌آمرزد که شرک آورده شود باو و میامرزد آنچه فروتر آنست از برای هر که می‌خواهد و هر که شرک آورد بخدا پس بحقیقت گمراه شد گمراه دوری (۱۱۶)

ور کسی جرمی کند بی اشتباهاز صغیره یا کبیره وآن گناه
افکند بر بی گناهی تهمتشبار بهتان کرده حمل از طاقتش
همچنین حمل گناهی آشکارزآید از جرم نخست از بد شعار
همچنان که طعمه بر زید یهودبست بهتان از تعمد با شهود
بر تو فضل و رحمت حق ور نبودکه نمود آگه تو را زآن کار زود
کرده بودند آن جماعت قصدهاکه بگردانندت از راه هدا
می نیندازند لیک از سوء حالغیر نفس خویشتن را در ضلال
بر تو از چیزی نشد وارد ضررزآنکه معصومی و محفوظ از خطر
وآنچه آید وارد اندر خاطرتبود بهر نظم و حفظ ظاهرت
آن تغافل بهر پاس شرع بودلیک حقت بر حقیقت ره نمود
بر تو بفرستاد از روی صوابحق تعالی حکمت و علم و کتاب
کرد آگاهت ز اسرار نهانکه نبودی واقف از وی پیش از آن
از رموز علم و اسرار امورهم ز مخفیّات غیب اندر ظهور
بر تو فضل حق بزر گ است و فزونهست زآن یک علم ماکَانَ ویکُون
نیست در بسیاری از نجوی فلاحجز به صدقه یا به معروف و صلاح
راز گفتن یعنی از حسن ضمیردر تصدّق تا دهد کس بر فقیر
یا که باشد امر بر معروف اوآنکه در شرع است ممدوح و نکو
یا که در اصلاح بین مردمانهست بسیار آن شقوقش در نشان
هر که اینها بر رضای حق کندزود بدهیم اجر او را از رشد
با رسول آن کس که آید در خلافزو رود بر شقّ دیگر ز انحراف
بعد از آنکه شد بر او روشن طریقپس شود خارج ز راه و از رفیق
پیروی یعنی کند از ضعف دینبر رهی جز رسم و راه مؤمنین
ما بگردانیم در دیگر سراشیار با چیزی که آن باشد سزاش
وآن بود کفری که آن را داشت دوستهست این پاداش هر کو کفر جوست
گو بمان با آنچه مطلوب تو بوددر جهان مولا و محبوب تو بود
بر جهنم واصلش سازیم کآنجایگاهی بد بود بر کافران
نیست آمرزنده مشرک را خداغیر از این بخشد ز خلقان هر خطا
خواهد ار بخشد کسی را او به حالغیر مشرک را که دور استش ضلال
پیش از این گفتیم کز چه ذوالمننشرک را نامرزد از کس بی سخن