گنج

۲۱- آیات ۱۰۱ تا ۱۱۱

۲۴ بیت

وَ إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِی اَلْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ اَلصَّلاٰةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ اَلْکٰافِرِینَ کٰانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِیناً (۱۰۱) وَ إِذٰا کُنْتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ اَلصَّلاٰةَ فَلْتَقُمْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَکَ وَ لْیَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذٰا سَجَدُوا فَلْیَکُونُوا مِنْ وَرٰائِکُمْ وَ لْتَأْتِ طٰائِفَةٌ أُخْریٰ لَمْ یُصَلُّوا فَلْیُصَلُّوا مَعَکَ وَ لْیَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَ أَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُمْ مَیْلَةً وٰاحِدَةً وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِنْ کٰانَ بِکُمْ أَذیً مِنْ مَطَرٍ أَوْ کُنْتُمْ مَرْضیٰ أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَکُمْ وَ خُذُوا حِذْرَکُمْ إِنَّ اَللّٰهَ أَعَدَّ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰاباً مُهِیناً (۱۰۲) فَإِذٰا قَضَیْتُمُ اَلصَّلاٰةَ فَاذْکُرُوا اَللّٰهَ قِیٰاماً وَ قُعُوداً وَ عَلیٰ جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اِطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا اَلصَّلاٰةَ إِنَّ اَلصَّلاٰةَ کٰانَتْ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ کِتٰاباً مَوْقُوتاً (۱۰۳) وَ لاٰ تَهِنُوا فِی اِبْتِغٰاءِ اَلْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمٰا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ یَرْجُونَ وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً (۱۰۴) إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ اَلنّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اَللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً (۱۰۵) وَ اِسْتَغْفِرِ اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً (۱۰۶) وَ لاٰ تُجٰادِلْ عَنِ اَلَّذِینَ یَخْتٰانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ خَوّٰاناً أَثِیماً (۱۰۷) یَسْتَخْفُونَ مِنَ اَلنّٰاسِ وَ لاٰ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اَللّٰهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ مٰا لاٰ یَرْضیٰ مِنَ اَلْقَوْلِ وَ کٰانَ اَللّٰهُ بِمٰا یَعْمَلُونَ مُحِیطاً (۱۰۸) هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ جٰادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا فَمَنْ یُجٰادِلُ اَللّٰهَ عَنْهُمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ أَمْ مَنْ یَکُونُ عَلَیْهِمْ وَکِیلاً (۱۰۹) وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اَللّٰهَ یَجِدِ اَللّٰهَ غَفُوراً رَحِیماً (۱۱۰) وَ مَنْ یَکْسِبْ إِثْماً فَإِنَّمٰا یَکْسِبُهُ عَلیٰ نَفْسِهِ وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً (۱۱۱)

و چون سفر کنید در زمین پس نیست بر شما گناهی که کوتاه گردانید از نماز اگر بترسید که مفتون سازد شما را آنها که کافر شدند بدرستی که کافران باشید مر شما را دشمنی آشکار (۱۰۱) و چون باشی در ایشان پس اقامت کردی برای ایشان نماز را پس باید بایستند پارۀ از ایشان با تو و باید که برگیرند سلاحهای خود را پس چون سجده کردند پس باید که باشند از پشت سر شما و باید که بیایند پارۀ دیگر که نماز نکرده باشند پس نماز گزارند با تو و باید که بگیرند پاسشان را و سلاحشان را دوست داشتند آنان که کافر شدند که کاش غفلت می‌کردند از سلاحهاتان و کالاهاتان پس حمله می‌کردند بر شما یک حمله و نیست گناهی بر شما اگر باشد شما را رنجی از باران یا باشید بیماران که بنهید سلاحهاتان را و بگیرید پاستان را بدرستی که خدا مهیا کرده از برای کافران عذابی خوارکننده (۱۰۲) پس چون گذاردید نماز را پس یاد کنید خدا را ایستاده و نشسته و افتاده بر پهلوهای خود پس چون آرامیدید پس بر پا بدارید نماز را بدرستی که نماز هست بر گروندگان واجبی وقت پدید کرده شده (۱۰۳) و سستی مکنید در طلب آن جماعت اگر هستید که آزار می‌کشید پس بدرستی که ایشان آزار می‌کشند هم چنان که آزار می‌کشید و امیدوار بود از خدا آنچه امید ندارند و باشد خدا دانای درست کردار (۱۰۴) بدرستی که ما فرو فرستادیم بتو کتاب را براستی تا حکم کنی میان مردمان بآنچه نمود بتو خدا و مباش مر خیانت‌کاران را دشمنی کننده (۱۰۵)و آمرزش خواه از خدا بدرستی که خدا باشد آمرزنده مهربان (۱۰۶) و مجادله مکن از آنها که خیانت می‌کنند بخودهاشان بدرستی که خدا دوست ندارد کسی را که باشد خیانت کننده گناهکار (۱۰۷) پنهان می‌دارند از مردمان و پنهان نمی‌دارند از خدا و او با ایشانست وقتی که در شب تدبیر می‌کنند آنچه را نمی‌پسندد از گفتار و باشد خدا بآنچه می‌کنند فرا رسنده (۱۰۸) اینک شما این گروهید که مجادله کردید از ایشان در زندگانی دنیا پس کیست که مجادله کند خدا را از ایشان روز رستخیز یا کیست که باشد بر ایشان کارگزار (۱۰۹) و کسی که کند بدی را یا ستم کند بر خود پس آمرزش طلبد از خدا می‌یابد خدا را آمرزنده مهربان (۱۱۰) و کسی که کسب کند گناه را پس کسب نمی‌کند آن را مگر بر خودش و باشد خدا دانای درست کردار (۱۱۱)

« در سؤال قصر صلاة از خلیفه ثانی رضی اللّٰه تعالی عنه و جواب او »

چون سفر کردید بر روی زمینبر شما نبود گناهی پس یقین
گر نماز خویش را سازید قصرچار را بر رکعتین اعنی به حصر
گر که ترسید از فساد مشرکانبا شما چون دشمنند ایشان عیان
از خلیفه ثانی اخیار و ثقاتباز پرسیدند از قصر صلات
کز چه در اسلام گشت این حکم عامزآنکه نبود خوفی اندر هر مقام
گفت من هم داشتم زین ره عجبباز جستم از رسول منتجب
گفت این ص دقه است از حق بر عبادشکر باید کرد زین فضل زیاد
چون تو باشی در میان مؤمناندر سفر در وقت خوف از دشمنان
پس چو خواهی کرد اقامت در نمازلشکر خود را دو قسم از حزم ساز
با تو باید ایستند از دو گروهیک گروه در رکعتی راسخ چو کوه
وآن گروه دیگرت دارند پاستا گذاری رکعتی را بیهراس
رکعت دیگر درآیند از نیازآنکه او میداشت پاس اندر نماز
مر مصلّی باید از خود بی درنگدور سازد در نماز آلات جنگ
وآن سلاحی که به حرب آید به کارباز بربندند وقت کارزار
هم به وقت پاس با تیغ و سلاحدر کمین باشید و این باشد صلاح
دوست می دارند کفار عنیدکز سلاح خود شما غافل شوید
وز متاع و از رخوت خود چنینبر شما پس حمله آرند از کمین
تا برند از حمله ای اموالتاندر کف آرند از تجرّی مالتان
ور به رنج آیید از حمل سلاحمی نباشد بر شما جرم و جناح
چونکه سنگین گردد آنها از مطریا کسی بیمار باشد هم دگر
گر که سازید آن سلاح از خود جدابر شما حق کرده آسان کارها
اسلحه گیرید با خود تا عدوبر شما نارد هجوم از پشت و رو
برحذر باشید یعنی روز و شبتا که حق بر حفظتان سازد سبب
حق مهیّا کرده بهر کافرانمر عذابی کو دهد خواری به جان

« در بیان فتوّت و مروّت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم »

باعث تنزیل این آیت شد اینکه به جنگی رفت خیرالمرسلین
گشت اندر منزلی آن بحر نوراز پی کاری ز لشکرگاه دور
خواست گردد باز، سیلی از مطرخاست پیش او که سد شد رهگذر
گشت در پای درختی ساکن اودید او را خیره مردی از عدو
گفت، یارانْ احمد است این با نشانمیروم تا بکشم او را در مکان
تا خبر می شد رسول آمد برشتیغ بکشید او ، زند تا بر سرش
گفت کبود کز منت نک مانع استگفت آن بیننده ای کو سامع است
ناگهان لغزید و شد نقش زمینتیغ او برداشت خیرالمرسلین
حمله بر وی کرد و گفتا گو که کیستکز منت مانع شود گفتا که نیست
گفت، برگو نک شهادت، گفت، لااین نگویم لیک بندم عهدها
تا که نکشم تیغ دیگر بر تو منهم نگردم یار خصمت در فتن
تیغ خود بگرفت و رفت او تیز پیگفت با قوم از جوانمردیِ وی
وجه دیگر آنکه روزی در قتالبا مخالف بود آن بحر نوال
ظهر شد وقت نماز آمد به پیشکافران دیدند آن آداب و کیش
منتظر گشتند تا وقت سجودآید و آرند بر وی حمله زود
آمد این آیت که در اوقات رزمبا حذر باشید و حذر از روی حزم
چون نماز خوف را در رزم هاباز بگذارید با آن حزم ها
یاد حق باید کنید اندر حدودبی تغافل در قیام و در قعود
هم به پهلوها که برگردید بازدر نیاز آیید با دانای راز
مطمئن گشتید چون از خوف بازبا شرایط کرد می باید نماز
کآن بود بر مؤمنین فرض تماماندر اوقات معیّن لاکلام
ضعف و سستی می نورزید ای مهاناز جهاد و جستجوی کافران
خواست پیغمبر پس از جنگ اُحدتازد از دنبال با یا ران خود
تابعان بودند بعضی زخم دارکاره از پی رفتن و از کارزار
آمد این آیت که هستید از شماخسته و مجروح اینسان از غزا
همچنین هستند ایشان دردمندکه شما هستید بر درد و گزند
مر شما را لیک هست از حق امیدکه نباشد کافران را آن پدید
یعنی از بعد شکست ، امید فتحوز خدا در یوم دین، تأیید فتح
در دو عالم از حقید امیدواراین رجاء نبود مر ایشان را به کار
پس شما را میل بر حرب و قتالبیش از ایشان بود باید بی سؤال
حق بود دانا بر اعمال شماامر و نهی اش راست بر حال شما
حکم او یعنی به وفق حکمت استموجب آسایش و امنیّت است
شرح این در سورة عمران گذشتگر که خواهی سوی آن کن بازگشت
ما فرستادیم قرآن را به حقبر تو ای پیغمبر صاحب نَسق
تا نمایی حکم بین مردمانبر هر آنچه حق نمودت ره بر آن
پس مباش از غیرت دین ای رسولیار خائن بهر کتمان فضول
می مکن مستور هیچ از خائنینآن خیانت ها که باشد ننگ دین
بهر رفع ننگ از اسلامی انعیب خائن را همی خواهی نهان
وآنگهی بر بیگناه آری عتاباین نباشد در عدالت مستطاب
خواه آمرزش ز حق از هر قصورزو طلب توفیق در کل امور
کوست آمرزندگار و مهربانبر تمام خلقِ خویش، از انس و جان
بهر خائن خواه یعنی مغفرتکه دو عصیان کرده او بی معذرت
برده مال مسلمی را در مهمدیگری را پس نموده متهم
آمد این آیت ز بهر تُهمتیبر یهودی در مقام سرقتی
دزدیی شد، مسلمین دادند زودنسبت آن را به مردی از یهود
آمد آن دعوی به سلطان عقولآن یهودی شد معاقب از رسول
تا مگر زآن فعل ناهنجار پستمی نیاید بر مسلمانان شکست
ای محمّ د(ص) کن تو حکم از روی عدلنی که گردی منحرف از خوی عدل
یعنی از عدلی که آن شایع بودکثرت شرم و حیا مانع شود
چون تو داری شرح صدر و چشم بازاز چه پنهان می کنی در پرده راز
نه خصومت کن به کس از مردماننزد حکم از جانب آن خائنا ن
که به نفس خود به سوگند دروغخائنند آن شاهدان بیفروغ
بر یهودی گشته بر ناحق گواهکه گنهکار است و بود او بی گناه
حق ندارد دوست خائن را به سِرّگر که باشد بر گناه خود مصِر
مختفی دارند از شرم و هراسآن خیانت های بیّن را ز ناس
وز خدا پنهان ندارند آن گناهگرچه هست اولی که پوشند از اِله
شرمشان باشد ز خلق ناتمامنی از آن کو هست با ایشان مدام
اوست مع با هر کسی در جهر و سِرّتا ندانی از او ست چیزی مستتر
از خدای راز دان اخفاء کنندآن تدابیری که در شبها کنند
نیست حق راضی بر آن گفتارهاکز دروغ آرند بر کردارها
که خورد گر طعمه سوگند دروغزو کند باور رسول با فروغ
کوست مسلم وآن یهودی کافر استقول او نزد پیمبر ابتر است
هست بر اعمال ایشان حق محیطغرقهاند اشیا ء در آن علم بسیط
پس شوید آگاه، قوم بی ظفرکه شمایید از گروهی بی خبر
یعنی اهل جاهلیّت کاین چنیندر جدال آیید بهر خائنین
از پی رفع خیانت هایشانمشتبه سازید تا بر هر کس آن
این همه بهر حیات دنیوی استپس کسی کو خصم حق گردید کیست
تا کند دفع خیانت از تمیزهیچ از ایشان در مقام رستخیز
یا نگهبان کیست ایشان را به حشرتا شود یار از عذاب روز نشر
بعد از این توبیخشان پرورد گارمیکند بر توبه ها امیدوار
گوید آن کس کو به غیری یا به خودمی رساند ظلمی از کردار بد
پس نماید از حق آمرزش طلبیابد آمرزنده حق را زآن سبب
مهربان تر کیست بر خلق از خداتوبه را فرموده اسباب رجا
گر کسی شد بر گناهی ملتزمکه کند زآن دیگری را متهم
خود کند، بر دیگری تهمت نهدتا که خویش از ننگ فعل خود رهد
آن زیان بر وی رسد چون درخور استور کند بر کس تعدّ ی نادر است
حق بود دانا به سارق هم به حددر مجازاتش حکیم از قطع ید