أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَیْهِ کَلِمَةُ اَلْعَذٰابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِی اَلنّٰارِ (۱۹) لٰکِنِ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهٰا غُرَفٌ مَبْنِیَّةٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ وَعْدَ اَللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اَللّٰهُ اَلْمِیعٰادَ (۲۰) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَسَلَکَهُ یَنٰابِیعَ فِی اَلْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوٰانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطٰاماً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِأُولِی اَلْأَلْبٰابِ (۲۱) أَ فَمَنْ شَرَحَ اَللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اَللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۲۲)
آیا پس آنکه لازم شد بر او سخن عذاب آیا پس تو نجات میدهی آن را که باشد در آتش (۱۹) لیکن آنان که ترسیدند از پروردگارشان برای ایشانست غرفههایی که از بالای آنهاست غرفههائیست بنا کرده شده که میرود از زیر آنها نهرها وعده دادن خدا خلاف نمیکند خدا وعده را (۲۰) آیا نه بینی که خدا فرو فرستاد از آسمان آب را پس روان گردانید آن را چشمهها در زمین پس بیرون آورد بآن کشتی را که مختلف است اصنافش پس خشک میشود پس بینی آن را زرد شده پس میگرداند آن را شکسته ریزها بدرستی که در آن هر آینه پندیست مر صاحبان خردها را (۲۱) آیا پس کسی که گشادگی داد خدا سینهاش را برای اسلام پس اوست بر نوری از پروردگارش پس وای بر آنان که سخت است دلهای ایشان از یاد خدا آنهااند در گمراهی روشن (۲۲)
آن کسی آیا که واجب شد بر اوقول تهدید عذاب ایضاً له
پس تو آیا می رهانی ز آتششکرده چون دست قضاء آتش کشش
لیک پرهیزندگان را از شرفغرفه ها مبنی بود فوق غُرَف
آن کسانی کز خدا ترسنده اندسال و مه در بندگی پاینده اند
جاری ایشان را ز زیر غرفه هاباشد انهاری روان از طرفه ها
این است وعدة حق که داده بی شمارخلف نکند وعدة خود کردگار
نازل آیا می نبینی اینکه کردآب را از آسمان خلاّق فرد
پس به کاریز و ینابیع این چنیناندر آورد آب را از قعر زمین
پس برون زآن آب آرد کشتزاررنگهایش مختلف بیش از هزار
یا مراد از مختلف الوانهُباشد آن اصناف و اجناس نکو
چون برنج و گندم و هم ماش و جومیوه ها از هر قبیلی نو به نو
میشود خشک آن پس از سبزی دگربینی آن را پس تو زرد اندر نظر
پس بگرداند مر آن را ریز ریزاندر این پندی است بر اهل تمیز
پس کسی آیا که بگشاده خدایصدر و قلبش را به اسلام از عطای
یا وسیله قوة ادراک و عقلوز دلیل و حجت و برهان و نقل
یا که از محض عنایت در قراروآن بود پس نوری از پروردگار
یا که او از نور حق روشن دل استشرح صدر از نور حقش حاصل است
هست چون آن کس که باشد سینه اشتنگ و تاریک و سیاه آیینه اش
بر قلوب قاسیه پس ویل و وایکآن نباشد روشن از ذکر خدای
در ضلالی آشکارند این گروهکه بود دلهایشان از سنگ و کوه
ذکر باشد یاد علام الغیوبکه حق آن را داده نسبت بر قلوب
هر که معرض شد ز فکر و راه فکرباب قلبش را ببندد حق ز ذکر
صورت فکر است گر داری حضوروجه نور االله فی کل الدهور
نی که هر وجهی بود رخسار شهلعل را باید شناسی از شبه
دست دیو نفس بند، ار واصفیاز سلیمان حشمتی یا آصفی
آن سلیمان صورت پیغمبر استآصف اندر ره ولیّ رهبر است
از مضلات ار به حق جویی پناهبا الله ار هیچت برد دیوی ز راه
رهبر از تفسیر من دانی که کیستشرح قرآن زآنکه تفسیر صفی است
هادی خلقان بود قرآن و بسیا که صاحب سینۀ کامل نفس
وین دو همدستند با هم در سلوکهمچو خور قمّاع ظلمات شکوک