گنج

۴- آیات ۱۱ تا ۱۸

۲۱ بیت

قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اَللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ اَلدِّینَ (۱۱) وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَکُونَ أَوَّلَ اَلْمُسْلِمِینَ (۱۲) قُلْ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۳) قُلِ اَللّٰهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِینِی (۱۴) فَاعْبُدُوا مٰا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ اَلْخٰاسِرِینَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ أَلاٰ ذٰلِکَ هُوَ اَلْخُسْرٰانُ اَلْمُبِینُ (۱۵) لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ اَلنّٰارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذٰلِکَ یُخَوِّفُ اَللّٰهُ بِهِ عِبٰادَهُ یٰا عِبٰادِ فَاتَّقُونِ (۱۶) وَ اَلَّذِینَ اِجْتَنَبُوا اَلطّٰاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهٰا وَ أَنٰابُوا إِلَی اَللّٰهِ لَهُمُ اَلْبُشْریٰ فَبَشِّرْ عِبٰادِ (۱۷) اَلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ هَدٰاهُمُ اَللّٰهُ وَ أُولٰئِکَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ (۱۸)

بگو بدرستی که من فرموده شده‌ام که بپرستم خدا را خالص دارنده برایش دین را (۱۱) و فرموده شده‌ام که باشم اول مسلمانان (۱۲) بگو بدرستی که من می‌ترسم اگر نافرمانی کنم پروردگارم را از عذاب روزی بزرگ (۱۳) بگو خدا را می‌پرستم خالص‌کننده برایش دینم را (۱۴) پس بپرستید آنچه را خواهید از غیر او بگو بدرستی که زیانکاران آنانند که زیان کردند در نفسهاشان و کسانشان روز قیامت دانسته باشید که آنست آن زیان آشکار (۱۵) مر ایشان‌راست از بالاشان سایبانها از آتش و از زیرشان سایبانها آن بیم می‌دهد خدا بآن بندگانش را ای بندگان من بپرهیزید از من (۱۶) و آنان که اجتناب کردند از طاغوت که بپرستند آن را و بازگشت نمودند بخدا مر ایشان‌راست مژدگانی پس مژده ده بندگان مرا (۱۷) آنان که می‌شنوند سخن را پس پیروی می‌کنند خوب‌ترش را آنها آنانند که هدایت کرد ایشان را خدا و آنها ایشانند صاحبان خردها (۱۸)

« گفتار نبی در بیان حال خود و احوال مشرکان »

گو که مأمورم من از حکم و نصوصاینکه بپرستم خدا را با خلوص
پاک سازم دین او را از زیانباشم اول کس ز گردن هِشتگان
گو کنم عصیانش ار من، هست بیمترسم اعنی از چنان روزی عظیم
گو پرستم من خدایی را به حقپاک سازم نقش باطل زین ورق
دین خود را باشم از بهر خداپاک سازنده ز هر شرک و ریا
فَاعبُدُواْ مَاشِئْتُم اعنی جز خداهر چه خواهید آن پرستید از هوی
مشرکان گفتند تو کردی زیانکه ز دین ما گذشتی ناگهان
ای محمّد (ص) گو به خسران است آنکه به اهل و نفس خود کرد او زیان
در قیامت که بود هر کس حقیرمی نیابند اهل خود را در سعیر
می بدانید اینکه خسران مبینآن بود گر هست هیچ از عقل و دین
هست ایشان را ز فوق و تحتشانسایبانها ز آتش از وصف و نشان
ذَلِکَ یُخَوِّفُ االلهُ بِهِبندگانش را که یابند آگهی
چون چنین باشد عقوبت ها فزوندر قیامت یَا عِبَادِ فَاتَّقُون
وآن کسانی که ز طاغوت اجتنابکرده اند اندر پرستش و انتساب
سوی حق گشتند هم باز از یقینمژده ها باشد مر ایشان را به دین
مژده ده پس بر عبادم آن کسانکاشنوند آن قول حق را بی گمان
پیروی پس آن جماعت می کنندبهترینش را در اعمال از پسند
عفو را راجح شمارند از قصاصصدقۀ پنهان ز پیدا ز اختصاص
در عملها آنچه بهتر و اقدم استابتداء بر وی کنند این الزم است
آن گُره که تابع نیکوترندحق نموده راهشان نیک اخترند
آن گروهند از نشان عافیهصاحبان عقل های صافیه