گنج

۶- آیات ۲۳ تا ۲۹

۲۵ بیت

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ اَلْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اَللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اَللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اَللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ (۲۳) أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ اَلْعَذٰابِ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ وَ قِیلَ لِلظّٰالِمِینَ ذُوقُوا مٰا کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ (۲۴) کَذَّبَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتٰاهُمُ اَلْعَذٰابُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَشْعُرُونَ (۲۵) فَأَذٰاقَهُمُ اَللّٰهُ اَلْخِزْیَ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ لَعَذٰابُ اَلْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ (۲۶) وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا اَلْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (۲۷) قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (۲۸) ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکٰاءُ مُتَشٰاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ (۲۹)

خدا فرو فرستاد بهترین سخن را کتابی متشابه مثانی که می‌لرزد از آن پوستهای آنان که می‌ترسند از پروردگارشان پس نرم می‌شود پوستهاشان و دلهاشان بذکر خدا آن ارشاد خداست که هدایت می‌کند بآن کسی را که می‌خواهد و کسی را که اضلال کند خدا پس نیست مر او را هیچ هدایت‌کننده (۲۳) آیا پس کسی که نگاهداری کند برویش از بدی عذاب روز قیامت و گفته شد مر ظالمان را که بچشید آنچه بودید که کسب می‌کردید (۲۴) تکذیب کردند آنان که بودند پیش از ایشان پس آمد ایشان را عقوبت از جایی که نمی‌دانستند (۲۵) پس چشانید ایشان را خدا خواری در زندگانی دنیا و هر آینه عذاب آخرت بزرگتر است اگر باشند که بدانند (۲۶) و بتحقیق زدیم از برای مردمان در این قرآن از هر مثلی باشد که ایشان پند گیرند (۲۷) قرآنی عربی نه صاحب کجی باشد که ایشان بپرهیزند (۲۸) زد خدا مثلی مردی که در آنند شریکان مخالفان یکدگر و مردی خالص مر مردی را آیا یکسانند در حالت ستایش مر خدا را بلکه اکثر ایشان نمی‌دانند (۲۹)

حق فرستاده نکوتر از حدیثیعنی این قرآن به رغم هر خبیث
مر مشابه با هم اندر انتظامبعض بعضی را مصدّق بالتمام
یا که آیاتش به طرز یکدگردر فصاحت، در تناسب، در خبر
مر مثانی منطوی یعنی به نصاز ره تکرار احکام و قصص
لرزد از وی پوست های آن کسانکز خدا ترسند گاه امتحان
پوست ها و قلبهاشان پس شودنرم سوی ذکر حق اندر رشد
یعنی از غفران چو می آرند یادنرم گردد قلبهاشان ز اعتماد
باشد این خود ره نمودن از خدازآن شود آن را که خواهد رهنما
وآنکه را گمراه سازد در بسیجپس مر او را رهنمایی نیست هیچ
آنکه پرهیزد پس آیا در حسابمر به وجه خویش از سوء العذاب
چون کسی باشد که در یوم القیامهست ایمن از عذاب و انتقام
گفته گردد ظالمان را که چشیدمر جزای آنچه کسب آن کرده اید
پیش از ایشان نیز تکذیب از شتابز انبیاء کردند و آمدشان عذاب
از رهی که دور بودند از شعورپس حق ایشان را چشاند اندر ظهور
خواری دنیا و رنج اخرویاکبر است آن گر بدانند آن روی
اندر این قرآن زدیم از بهر ناساز مثلها بهر پند اندر شناس
هست قرآنی به گفتار عرباندر او نبود کجی وین نی عجب
نیست در وی هیچ وجه انحرافمر بپرهیزند شاید از خلاف
حق زد اندر شرک و توحید این مثلهست مردی را شریکان در محل
چند مولا باشدش گر بنده ایبرخلاف یکدگر جوینده ای
هر شریکش خدمتی گوید ز دورهیچ یک ناید به اتمام آن امور
هم از او نبوند راضی هیچ یکنقش او خواهند تا سازند حک
تا بود مردی غلام یک نفرهر دم از خود سازدش خوشنودتر
در شباهت این دو باشد مثل همهیچ آیا همچنان که مدح و ذم
هست حق را هر ثناء و هر سپاسبل ندانند اکثر این از ناشناس