۱۲- آیات ۷۱ تا ۷۴
إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ (۷۱) فَإِذٰا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِینَ (۷۲) فَسَجَدَ اَلْمَلاٰئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (۷۳) إِلاّٰ إِبْلِیسَ اِسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ اَلْکٰافِرِینَ (۷۴)
وقتی که گفت پروردگار تو مر ملائکه را بدرستی که من آفرینندهام انسانی را از گل (۷۱) پس چون درست کردمش و دمیدم در آن از روحم پس بر وی در افتید مر آن را (۷۲) سجده کردند ملائکه همه ایشان جملگی (۷۳) جز ابلیس که سرکشی نمود و بود از ناگروندگان (۷۴)
« حکایت حضرت آدم(ع) و عدم سجدة ابلیس »