گنج

۳- آیات ۲۲ تا ۳۹

۲۴ بیت

اُحْشُرُوا اَلَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ مٰا کٰانُوا یَعْبُدُونَ (۲۲) مِنْ دُونِ اَللّٰهِ فَاهْدُوهُمْ إِلیٰ صِرٰاطِ اَلْجَحِیمِ (۲۳) وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ (۲۴) مٰا لَکُمْ لاٰ تَنٰاصَرُونَ (۲۵) بَلْ هُمُ اَلْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ (۲۶) وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ یَتَسٰاءَلُونَ (۲۷) قٰالُوا إِنَّکُمْ کُنْتُمْ تَأْتُونَنٰا عَنِ اَلْیَمِینِ (۲۸) قٰالُوا بَلْ لَمْ تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ (۲۹) وَ مٰا کٰانَ لَنٰا عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ بَلْ کُنْتُمْ قَوْماً طٰاغِینَ (۳۰) فَحَقَّ عَلَیْنٰا قَوْلُ رَبِّنٰا إِنّٰا لَذٰائِقُونَ (۳۱) فَأَغْوَیْنٰاکُمْ إِنّٰا کُنّٰا غٰاوِینَ (۳۲) فَإِنَّهُمْ یَوْمَئِذٍ فِی اَلْعَذٰابِ مُشْتَرِکُونَ (۳۳) إِنّٰا کَذٰلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ (۳۴) إِنَّهُمْ کٰانُوا إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ یَسْتَکْبِرُونَ (۳۵) وَ یَقُولُونَ أَ إِنّٰا لَتٰارِکُوا آلِهَتِنٰا لِشٰاعِرٍ مَجْنُونٍ (۳۶) بَلْ جٰاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ اَلْمُرْسَلِینَ (۳۷) إِنَّکُمْ لَذٰائِقُوا اَلْعَذٰابِ اَلْأَلِیمِ (۳۸) وَ مٰا تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۳۹)

جمع کنید آنان را که ستم کردند و اصنافشان را و آنچه بودند که پرستیدند (۲۲) از غیر خدا پس دلالت کنید ایشان را براه دوزخ (۲۳) و باز دارید ایشان را بدرستی که ایشانند پرسیده‌شدگان (۲۴) چیست شما را که یاری یکدیگر نمی‌کنید (۲۵) بلکه ایشانند آن روز انقیاد نمایندگان (۲۶) و روی آورند بعضیشان بر بعضی می‌پرسند از یکدیگر (۲۷) گفتند بدرستی که شما بودید که می‌آمدید از راست یعنی از راه خیرخواهی (۲۸) گفتند بلکه نبودید مؤمنان یعنی باختیار خود (۲۹) و نبود مر ما را بر شما هیچ تسلطی بلکه بودید گروهی زیاده روان (۳۰) پس ثابت شد بر ما سخن پروردگار ما بدرستی که مائیم هر آینه چشندگان (۳۱) پس گمراه کردیم شما را بدرستی که ما بودیم گمراهان (۳۲) پس بدرستی که ایشان روزی چنین در عقوبت انبازانند (۳۳) بدرستی که ما چنین می‌کنیم با گناهکاران (۳۴) بدرستی که ایشان بودند چون گفته شد مر ایشان را که نسبت الهی جز خدا سرکشی می‌کردند (۳۵) و می‌گفتند آیا ما ترک‌کنندگانیم آلهانمان را برای شاعری دیوانه (۳۶) بلکه آمد بحق و تصدیق نمود مرسلان را (۳۷) بدرستی که شمائید هر آینه چشندگان عذاب پر درد (۳۸) و جزا داده نمی‌شوند جز آنچه بودید که می‌کردید (۳۹)

پس ملایک را نداء آید به سمعکه کنید اهل ستم را جمله جمع
هم تبع و ازواجشان در رستخیزوآنچه جز حق می پرستیدند نیز
جمع چون گشتند بنمایند راهپس به راه دوزخ ایشان را به گاه
بازشان دارید دیگر بر سئوالزآنکه مسئولند ایشان لامحال
مر شما را چیست گویند ای حشرنیست یاری همچنان از یکدگر
نیست ایشان را جواب از چند و چونبل بوند امروز خود مُستَسلِمُون
بعض روی آرند بر بعض دگرمی بپرسند از هم از عجز آن حشر
غاویان با مُغویان گویند گاهکه شما کردید اغوامان ز راه
آمدید اغوای ما ر ا از یمینبا قسم یعنی که نبود حق جز این
مُغویان گویندشان نبود چنینقومنا بَل لَّم تَکُونُواْ مُؤْمِنین
در ره اعنی خود نبودید آن زمانکرده باشد تا کسی گمراهتان
بر شما ما را نبُد سلطانی ایبل به طغیان خود بُدید ارزانی ای
قول رب ما به ما پس گشت راستنک چشنده از عذابیم و بجاست
پس کنند ایشان به اغواء اعترافکه ز ره دادیمتان ما انحراف
زآنکه هم خود ما ز گمراهان بُدیمغافل از حق تابع شیطان بُدیم
پس بوند آن روز جمله در عذابمشترک باشند با هم ز انتساب
مجرمان را ما دهیم اینسان جزانیست بی پاداش فعلی نزد ما
إنَّهُم کَانُو اْ إذَا قِیلَ لَهُملا اله الاّ االله آن بی اُشتلم
بود استکبار ایشان را به چندزین کلام صدق پاک دل پسند
کز کلام شاعری مجنون کنیمترک معبودان خود، این چون کنیم
نیست اینسان، بل محمّد(ص) عقل کلبالحق آمد، کرد تصدیق رسل
یعنی آورد او به ایشان آنچه راکه به آن بودند مبعوث انبیا
ایها القوم إنَّکُم لَذَآئِقُواْاز عذاب دردناک از آن عتو
نی جزاء داده شوید الاّ بر آنکه عمل کردید در دار جهان