گنج

۲- آیات ۱۱ تا ۲۱

۲۲ بیت

فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنٰا إِنّٰا خَلَقْنٰاهُمْ مِنْ طِینٍ لاٰزِبٍ (۱۱) بَلْ عَجِبْتَ وَ یَسْخَرُونَ (۱۲) وَ إِذٰا ذُکِّرُوا لاٰ یَذْکُرُونَ (۱۳) وَ إِذٰا رَأَوْا آیَةً یَسْتَسْخِرُونَ (۱۴) وَ قٰالُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ (۱۵) أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ (۱۶) أَ وَ آبٰاؤُنَا اَلْأَوَّلُونَ (۱۷) قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ دٰاخِرُونَ (۱۸) فَإِنَّمٰا هِیَ زَجْرَةٌ وٰاحِدَةٌ فَإِذٰا هُمْ یَنْظُرُونَ (۱۹) وَ قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا هٰذٰا یَوْمُ اَلدِّینِ (۲۰) هٰذٰا یَوْمُ اَلْفَصْلِ اَلَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ (۲۱)

پس طلب بیان کن که آیا ایشان سخت‌ترند از راه آفرینش یا آنان را که آفریدیم بدرستی که ما آفریدیم ایشان را از گل چسبنده (۱۱) بلکه تعجب نمودی و استهزا می‌کنند (۱۲) و چون پند داده شوند پند نمی‌گیرند (۱۳) و چون بینند آیتی استهزا می‌کنند (۱۴) و گویند نیست این مگر جادویی آشکار (۱۵) آیا چون بمیریم و بشویم خاک و استخوانها آیا مائیم هر آینه برانگیخته‌شوندگان (۱۶) یا پدران ما که پیشینیانند (۱۷) بگو آری و شمائید خواران (۱۸) پس نیست این جز فریادی واحد پس آن‌گاه ایشان می‌نگرند (۱۹) و می‌گویند ای وای بر ما اینست روز جزا (۲۰) اینست روز تمیزی که بودید آن را تکذیب می‌کردند (۲۱)

دو نفر از مشرکین خود پسنددر عرب لاف شجاعت می زدند
اندر این نازل شد از رب احدآیت فَاستَفتِهِم أهُم أشَدّ
می بپرس از مشرکان آیا شماسختتر باشید در خلقت کجا
یا کسانی که به خلقت بیش ترخلق ما کردیم ز ایشان پیشتر
ما خود ایشان را هم ار زیبنده ایخلق کردیم از گل چسبنده ای
بُد پیمبر را گمان که بشنودهر که قرآن را بر او می بگرود
نگرویدند اکثری چون از عربکرد از انکارشان او بس عجب
آمد آیت که نباشد بل چنانکه تو را می بود از قومت گمان
تو شگفت آری از ایشان خیره چندوآنچه ایشان بر تو استهزاء کنند
پند نپذیرند و نبود سودمندچونکه ایشان پند داده می شوند
چون ببینند آیتی اندر نشانریشخند آرند و استهزاء بدان
نیست این گویند جز سحری مبینجادویی خوانند آیاتی چنین
هم بگویند اینکه چون گشتیم خاکهم عظام از بعد مردن در مغاک
لحم و عظم از یکدیگر شد ریختهپس شویم آیا که باز انگیخته
زنده هم گردند باز آبائمانکز نخستین بوده اند اندر جهان
گو که آری با پدرهاتان همهمنبعث گردید دور از واهمه
وآنگهی باشید بی مقدار و خواردر سرای آخرت خُرد و کبار
پس جز این نبود که یک راندن بودنفخ اسرافیل یعنی چون دمد
زنده پس گردند و هم در دم بروناز قبور آیند إذَا هُم یَنظُرُون
بنگرید اعنی قیامت را به چشمکه بُد ایشان را از آن انکار و خشم
هم بگویند از عجب یَا وَیلَنَاروز پاداش است این ز اعمالها
این است یوم الفصل آری در نمونالَّذِی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبُون