گنج

۶- آیات ۱۹ تا ۲۱

۱۴ بیت

فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَیْنَ أَسْفٰارِنٰا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنٰاهُمْ أَحٰادِیثَ وَ مَزَّقْنٰاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ (۱۹) وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاّٰ فَرِیقاً مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۲۰) وَ مٰا کٰانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطٰانٍ إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهٰا فِی شَکٍّ وَ رَبُّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ حَفِیظٌ (۲۱)

پس گفتند پروردگار ما دوری افکن میانه سفرهای ما و ستم کردند بر خودهاشان و گردانیدیمشان حکایتها و پراکنده کردیمشان هر پراکنده کردنی بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست مر هر شکیبای شکرگزار (۱۹) و بحقیقت راست گردانید بر ایشان ابلیس گمانش را پس پیروی کردند او را جز پاره از گروندگان (۲۰) و نبود مر او را بر ایشان هیچ تسلطی مگر برای آنکه بدانیم آن را می‌گرود بآخرت از آنکه او از آن در شک است و پروردگار تو بر همه چیز نگهبان است (۲۱)

پس بگفتند اغنیاشان ربّنادوری افکن بین منزلهای ما
تا که نتواند کند مردی سفربی ز زاد و راحله هیچ از مقر
پس ستم کردند بر خود زین دعایا که زین کفران نعمت های ما
پس بگرداندیمشان تا از عجبهر کسی گوید سخنهاشان به لب
شد خراب آن قریه ها اندر زمنکه میان شام بود آن تا یمن
خلق تا گفتند از ضرب المثلشد سباء را عیش بر عُسرت بَدل
پس پراکندیم ایشا ن را چنانکه نیاید آن تفرّق در بیان
اندر این باشد نشانها بر حضورمر کسی را کوست صبّار و شکور
پس بر ایشان ظنّ خود را کرد راستدیو کز بهر بشر این فتنه خواست
پیروی کردند او را پس عیانجز گروهی از خواص مؤمنان
می نبود او را بر ایشان حجتییا که استیلاء به گاه دعوتی
جز که دانیم و کنیم او را جداکه بود ایمانش بر دیگر سرا
از کسی که باشد از آن در گمانیعنی از حشر و حساب اندر نشان
باشد آن پروردگار از فوق و پستمر نگهبان بر هر آن چیزی که هست