گنج

۶- آیات ۱۷ تا ۱۹

۱۷ بیت

قُلْ مَنْ ذَا اَلَّذِی یَعْصِمُکُمْ مِنَ اَللّٰهِ إِنْ أَرٰادَ بِکُمْ سُوءاً أَوْ أَرٰادَ بِکُمْ رَحْمَةً وَ لاٰ یَجِدُونَ‌ لَهُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَلِیًّا وَ لاٰ نَصِیراً (۱۷) قَدْ یَعْلَمُ اَللّٰهُ اَلْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ اَلْقٰائِلِینَ لِإِخْوٰانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنٰا وَ لاٰ یَأْتُونَ اَلْبَأْسَ إِلاّٰ قَلِیلاً (۱۸) أَشِحَّةً عَلَیْکُمْ فَإِذٰا جٰاءَ اَلْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشیٰ عَلَیْهِ مِنَ اَلْمَوْتِ فَإِذٰا ذَهَبَ اَلْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدٰادٍ أَشِحَّةً عَلَی اَلْخَیْرِ أُولٰئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اَللّٰهُ أَعْمٰالَهُمْ وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ یَسِیراً (۱۹)

بگو کیست که نگاه دارد شما را از خدا اگر خواسته باشد بشما بدی یا خواسته باشد بشما رحمتی و نیابند برای خود از غیر خدا صاحبی یا دوستی و نه یاوری (۱۷) بتحقیق می‌داند خدا بازدارندگان را از شما و گویندگان مر برادرانشان را که بیائید بسوی ما و نمی‌آیند کارزار را مگر اندکی (۱۸) بخیلان بر شما پس چون آمد بیم بینی ایشان را که می‌نگرند بسوی تو می‌گردد چشمهاشان چون کسی که به بیهوشی طاری شده باشد بر او از سکرات موت پس چون رود بیم خسته سخن کنند شما را بزبانهای تیز بخیلان بر خیر آنها ایمان نیاوردند پس ناچیز گردانید خدا کردار ایشان را و باشد آن بر خدا آسان (۱۹)

گو به ایشان کیست تا دارد نگاهمر شما را ز امر حق اندر پناه
خواهد ار بد بر شما او یا که نیکسوء یا رحمت رسد ناچار لیک
می نیابند این خلایق بهر خویشدوست یا یاری سوای حق به کیش
میبداند مر معوّق را خدایاز اعانت بر رسول مقتدای
وآنکه می گویند بر اخوانشانکه به سوی ما بیایید از نشان
بر خوشی و عیش یابید اشتغالوارهید از محنت جنگ و قتال
می نیابند آن دورویان در نبردجز قلیلی با نبردی سهل و سرد
کم به جنگ آیند یعنی یا کنندجنگ اندک از نفاق پُر گزند
مر بخیلانند ایشان بر شمادر ظفر یا در غنیمت یا نوا
پس چو آید خوف دشمن یا قتالبینی ایشان را ز جُبن و اختلال
سوی تو می بنگرند از بد سیرچشمهاشان گردد اندر دور سر
چون کسی کآید بر او از مرگ غشپس چو رفت آن خوف و اندوه و طپش
می برنجانندتان از بی تمیزبا زبانهای حداد اعنی که تیز
اندر آن حالی که در نیکی بخیلبر شما باشند و اندر قال و قیل
که شما از فرّ ما غالب شدیدور نه بس مغلوب و مستأصل بُدید
این جماعت نیستند ایمان مقامکرده حق اعمالشا ن باطل تمام
سهل و آسان است وین بس بهر حقکه بشوید نقش اعمال از ورق