گنج

۷- آیات ۲۰ تا ۲۴

۳۲ بیت

یَحْسَبُونَ اَلْأَحْزٰابَ لَمْ یَذْهَبُوا وَ إِنْ یَأْتِ اَلْأَحْزٰابُ یَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بٰادُونَ فِی اَلْأَعْرٰابِ یَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبٰائِکُمْ وَ لَوْ کٰانُوا فِیکُمْ مٰا قٰاتَلُوا إِلاّٰ قَلِیلاً (۲۰) لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اَللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کٰانَ یَرْجُوا اَللّٰهَ وَ اَلْیَوْمَ اَلْآخِرَ وَ ذَکَرَ اَللّٰهَ کَثِیراً (۲۱) وَ لَمّٰا رَأَ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْأَحْزٰابَ قٰالُوا هٰذٰا مٰا وَعَدَنَا اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ إِیمٰاناً وَ تَسْلِیماً (۲۲) مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اَللّٰهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضیٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً (۲۳) لِیَجْزِیَ اَللّٰهُ اَلصّٰادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَ یُعَذِّبَ اَلْمُنٰافِقِینَ إِنْ شٰاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً (۲۴)

می‌پندارند آن طایفهای دشمن را که نرفته‌اند و اگر آیند طایفهای دشمن دوست می‌دارند که کاش ایشان بادیه‌نشینان بودند در عربان صحرانشین که می‌پرستیده باشند از خبرهای شما و اگر بودند در شما کارزار نمی‌کردند مگر اندکی (۲۰) بتحقیق بودند مر شما را در رسول خدا اقتدایی خوب مر کسی را که بودند که می‌خواست خدا را و روز بازپسین را و ذکر کرد خدا را بسیار (۲۱) و چون دیدند مؤمنان آن طایفهای دشمن را گفتند اینست آنچه وعده داد ما را خدا و رسولش و راست گفت خدا و رسولش و نیفزود ایشان را جز ایمان و انقیاد (۲۲) از مؤمنان مردانی‌اند که راست گردانیدند آنچه را پیمان بستند با خدا بر آن پس از ایشان کس است که بسر آورد مدتش و از ایشان کس است که انتظار می‌کشند و تغییر ندادند تغییر دادنی (۲۳) تا پاداش دهد خدا راستان را براستی ایشان و عقوبت کند منافقان را اگر خواهد یار پذیرد توبه از ایشان بدرستی که خدا باشد آمرزنده مهربان (۲۴)

بر گمانشان بَددلانِ مرده عیشاینکه لشکرهای غطفان و قریش
باز ناگردیده اند از آن مهمنیستشان باور که گشته منهزم
گشته پنهان در سراها همچو زننیستشان یارای بیرون آمدن
هر چه گویی منهزم گشتند قومبشنوند این حرف را گویی به نوم
حزبها آیند ور بار دگردوست دارند این گروه بد سیر
اینکه باشد جایشان در بادیهزین بلد گویند بهتر بادیه
از جبانت میکنند ایشان طلبمسکن صحرانشینان از عرب
می بپرسند از خبرهای شماحالتان تا بوده چون در ابتلا
منتظر بودند تا آفل شویدوز عدو مغلوب و مستأصل شوید
زآن بپرسیدند اخبار شماشاد تا گردند ز آزار شما
ور به خندق با شما بودند یارمی نکردندی جز اندک کارزار
هستتان ای بَددلان ناقبولخصلتی بس نیک در دأب رسول
وآن ثبات و صبر باشد در نبردهر که کرد او را تأسّی اوست مرد
بشکند گر فرق و دندانش به سنگبر جزع ناید نتابد رو ز جنگ
یا تأسّی بر وی اندر هر صفتهست نیکو می فزاید معرفت
بر کسی کو را امید است از یقینبر خدا و هم به روز واپسین
وآنکه ذکر حق کند بسیار اوشد ز اسوه نیک و برخوردار او
مؤمنان دیدند چون احزاب راوعدة حق این است گفتندی به ما
راست باشد وعدة حق هم رسولزین خبر دادند بر ما در حصول
یا به نصرت وعدة حق است راستکه به ما داد آن ظفر از بهر ماست
بهر ایشان می نشد چیزی زیادزآن طوایف جز که ا یمان و انقیاد
مردها هستند اندر مؤمنینبا خدا گفتند صدق از صدق دین
آنچه را پیمان بر آن بگرفت حقبُد ثبات آن بر قتال اندر ورق
بر نزول، این آیه را بود این سببکه رجالی چند ثابت در طلب
عهد کردند آنکه اندر رزم چندیک جهت کوشند تا کشته شوند
همچو حمزه یا چو مصعب یا اَنسگفت زآن حق در حق آن چند کس
پس بود ز ایشان کسی کاندر غزاکرد او بر نذر و عهد خود وفا
هم بود ز ایشان کسی که انتظارمی کشد با اعتقاد استوار
عهد خود را می ندادند آن کسانهیچ تغییری و تبدیلی عیان
مر خدا بدهد جزاء بر صادقینبر نشان صدقشان اندر یقین
هم منافق را نماید او عذابگر که خواهد بر جزای ناصواب
بازگردد یا بر ایشان در امانکه بود آمرزگار و مهربان