گنج

۵- آیات ۱۳ تا ۱۹

۲۸ بیت

وَ إِذْ قٰالَ لُقْمٰانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یٰا بُنَیَّ لاٰ تُشْرِکْ بِاللّٰهِ إِنَّ اَلشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ (۱۳) وَ وَصَّیْنَا اَلْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلیٰ وَهْنٍ وَ فِصٰالُهُ فِی عٰامَیْنِ أَنِ اُشْکُرْ لِی وَ لِوٰالِدَیْکَ إِلَیَّ اَلْمَصِیرُ (۱۴) وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ عَلیٰ أَنْ تُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا وَ صٰاحِبْهُمٰا فِی اَلدُّنْیٰا مَعْرُوفاً وَ اِتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۱۵) یٰا بُنَیَّ إِنَّهٰا إِنْ تَکُ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِی اَلْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اَللّٰهُ إِنَّ اَللّٰهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (۱۶) یٰا بُنَیَّ أَقِمِ اَلصَّلاٰةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اِنْهَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا أَصٰابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ اَلْأُمُورِ (۱۷) وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّٰاسِ وَ لاٰ تَمْشِ فِی اَلْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ (۱۸) وَ اِقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اُغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ اَلْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ اَلْحَمِیرِ (۱۹)

و هنگامی که گفت لقمان مر پسرش را و او پند می‌دادش ای پسرک من شرک میار بخدا بدرستی که شرک هر آینه ظلمی بزرگ (۱۳) و وصیت کردیم انسان را در باب خوبی کردن بوالدینش برداشت او را مادرش سست شدنی بر سست شدنی و بریدنش از شیر باشد در دو سال که شکر کن مر مرا و والدینت را بسوی من است بازگشت (۱۴) و اگر بگوشش خواهند که باز دارند ترا از آنکه شریک گردانی با من آنچه نیست ترا بآن دانش پس اطاعت مکن آن دو را و همراهی کن هر دو را در دنیا بخوبی و پیروی کن راه آنکه بازگشت کرد بسوی من پس بسوی منست بازگشت شما پس خبر دهم شما را بآنچه بودید که می‌کردید (۱۵) ای پسرک من بدرستی که آن اگر باشد مقدار دانه از خردل پس بوده باشد در گران سنگی یا در آسمانها یا در زمین می‌آرد آن را خدا بدرستی که خدا باریک بین آگاه است (۱۶) ای پسرک من بر پای دار نماز را و امر کن بمعروف و نهی کن از منکر و صبر کن بر آنچه رسید ترا بدرستی که آن از کارهائیست که سهل نباید انگاشت (۱۷) و مگردان بتکبر رویت را برای مردمان و راه مرو در زمین از روی افتخار بدرستی که خدا دوست نمی‌دارد خرامنده نازش دارنده را (۱۸) و میانه گزین در رفتارت و باز کم کن از آوازت بدرستی که ناخوش‌ترین آوازها هر آینه آواز خرانست (۱۹)

« در بیان پند دادن لقمان(ع) مر پسر را »

یاد کن چون گفت لقمان با پسرپند او می داد چون در خیر و شرّ
بر خدا تو شرک ناور یا بُنَیشرک چون ظلمی بزرگ آمد به وی
هست این یک پند کافی گر یکیباشد آگاه از معانی اندکی
هست هر چیز اندر این یک پند اوگر تویی در عقل، هم پیوند او
هم وصیّت آدمی را ما به عینکرده ایم از نیکویی بر والدین
حمل کرد او را به شفقت مادرشسستی ای بُد فوق سستی ز اخترش
باز بگرفتن ز شیر استش دو سالشکر تا گویی مرا در کل حال
همچنین شکر پدر هم مادرتسوی من برگشت باشد دیگرت
ور که بر شرکت به من کوشش کنندآنچه را علمی بر آنت نیست چند
یعنی از تقلید نه از برهان تامبل به نفی شرک، برهان شد تمام
پس مبر فرمانشان واندر جهانباش با ایشان به صحبت رایگان
پیروی کن راه آن کس را به دینکش بود برگشت سوی من یقین
او به توحید و به اخلاص عملباز بر حق گشته یعنی بی خلل
پس به من باشد شما را بازگشتپس کنم آگاهتان از سرگذشت
زآنچه یعنی کرده اید اندر سنددر جهان با والدین از نیک و بد
از وصیّتهای لقمان بر پسرحق تعالی می دهد دیگر خبر
ای پسر گر آدمی را در جهانقدر خردل خصلتی باشد نهان
زیر سنگی در سماوات و زمینآورد اندر حساب آن را یقین
زآنکه حق باریک دان است و خبیربر هر آن موجودی از بالا و زیر
دار در وقت ای پسر برپا نمازکن به نیکی امر و از زشت احتراز
باش در رنج و مشقت ها صبورإنَّ ذَلِکَ کُلَّ مِنْ عَزْمِ الْأمُور
یعنی اندر کارها عزم خداستچاره نبود زآنچه در حکم قضاست
می مگردان روی خویش از مردمانکاین است فعل اهل کبر اندر نشان
ره مرو در ارض از روی نشاطشاد و بخرامنده یعنی ز انبساط
این نباشد جز که از عُجب و غرورلَا یُحِب کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُور
شو به رفتارت میان رو بر جمیعدر ره اعنی نه بطیء و نه سریع
صوت خود کوته کن و آور به زیرأنکَرَ الْأصوَاتِ لَصَوتُ الْحَمِیر
صوت خر را چون که بردارد، شنوکآن ز بهر شهوت است و کاه و جو