گنج

۶- آیات ۲۰ تا ۲۴

۲ بیت

أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اَللّٰهَ سَخَّرَ لَکُمْ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظٰاهِرَةً وَ بٰاطِنَةً وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یُجٰادِلُ فِی اَللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لاٰ هُدیً وَ لاٰ کِتٰابٍ مُنِیرٍ (۲۰) وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اِتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ اَلشَّیْطٰانُ یَدْعُوهُمْ إِلیٰ عَذٰابِ اَلسَّعِیرِ (۲۱) وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اَللّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اِسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقیٰ وَ إِلَی اَللّٰهِ عٰاقِبَةُ اَلْأُمُورِ (۲۲) وَ مَنْ کَفَرَ فَلاٰ یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنٰا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا إِنَّ اَللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (۲۳) نُمَتِّعُهُمْ قَلِیلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلیٰ عَذٰابٍ غَلِیظٍ (۲۴)

آیا ندید که خدا رام کرد برای شما آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و تمام گردانید بر شما نعمتهایش را ظاهری و باطنی و از مردمان کسی است که مجادله می‌کند در خدا بدون دانش و نه هدایتی و نه کتابی روشن کننده (۲۰) و چون گفته شود مر ایشان را که پیروی کنید آنچه فرو فرستاد خدا گویند بلکه پیروی می‌کنیم آنچه را یافتیم بر آن پدران خود را یاد اگر چه بوده باشد دیو رجیم که می‌خواند ایشان را بسوی عذاب آتش سوزان (۲۱) و کسی که باخلاص می‌آورد رویش را بسوی خدا و اوست نیکوکار پس بدرستی که چنگ در زد بدستگیره محکم و بسوی خداست انجام کارها (۲۲) و کسی که کفر ورزید پس نباید که غمگین سازد ترا کفرش بسوی ما بازگشت ایشان پس خبر خواهم داد ایشان را بآنچه کردند بدرستی که خدا داناست به سرّ این سینه‌ها (۲۳) کامیاب می‌گردانیمشان اندکی پس مجبور می‌سازیمشان بسوی عذاب سخت (۲۴)

مردمان آیا نبینند اینکه رامکرده از بهر شما ربّ الانام
آنچه باشد در سماوات و زمینز آفتاب و ماه و بحر و برّ چنین

« در بیان ذکر نعمتهای ظاهر و باطن خداوندی »

بر شما فرمود نعمت ها تمامظاهر و باطن به هر نام و مقام
نعمت ظاهر بود رزق و حیاتصحت و امنیّت و عیش و ثبات
ملک و مال و خانه و جفت و ولدعزّت و آسودگی اندر بلد
نعمت باطن، کمال و عقل و دینعلم و ایمان و امانت با یقین
عدل و انصاف و مروت با عبادجود و احسان، خُلق نیکو در نهاد
بهتر از هر خصلتی عشق خداستکآن سرآمد بر تمام وصف هاست
عشق حق گر باشدت باقی بهلکه شود زو هر خصالی معتدل
بر عنایت وآن بود موقوف و بسبخشد آن را گر خدا خواهد به کس
شرح این معنی برون است از بیانگر بگویم سوزدم کلک و زبان
نک شنو تفسیر جای خود ز عشقگویمت بر مدعای خود ز عشق
باشد از مردم کسی کو در مقالمی نماید در کتاب حق جدال
بی ز دانش کز دلیلی مستفادباشد آن وز رهنمایی ذی رشاد
هم نه از روی کتاب روشنیبل به محض جهل و تقلید و فنی
پیروی گویندشان چون خود کنیدزآنچه بفرستاده خلاّق مجید
پیروی گویند بل ز آباء کنیمزآنچه ایشان را بر آن ما یافتیم
دیو آیا خواند ایشان را اگربر عذاب دوزخ و نار سقر
پیروی آیا مر ایشان را رواستزآنچه آن مبنی به تقلید و هواست
وآنکه امر خود نماید واگذاراز ره تسلیم بر پروردگار
وآنگهی نیکو بود کردار اوهم نکو در راه دین رفتار او
پس زده چنگ او به دستاویز سختاز عنایت باشد این یا حُسن بخت
کارها انجام آن سوی خداستختم بر وی قبل و بعد ماسواست
وآنکه کافر شد مباد اندُه خوریتو ز کفرش گر نماید کافری
سوی ما خواهند کردن بازگشتپس خبرشان بدهم از آنچه گذشت
بر هر آنچه کرده اند اعنی جزاءبدهم ایشان را به وجه اقتضاء
زآنکه حق داناست بر سرّ صدورتا چه اندر سینه ها دارد خطور
از جهان بدهیمشان بهره قلیلبازشان سازیم مضطر در سبیل
بر عذابی بس غلیظ اعنی گرانهمچو جرم ثقلها اندر نشان