گنج

۲- آیات ۶ تا ۱۰

۲۳ بیت

وَعْدَ اَللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اَللّٰهُ وَعْدَهُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ (۶) یَعْلَمُونَ ظٰاهِراً مِنَ اَلْحَیٰاةِ‌ اَلدُّنْیٰا وَ هُمْ عَنِ اَلْآخِرَةِ هُمْ غٰافِلُونَ (۷) أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا خَلَقَ اَللّٰهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ اَلنّٰاسِ بِلِقٰاءِ رَبِّهِمْ لَکٰافِرُونَ (۸) أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا اَلْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اَللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (۹) ثُمَّ کٰانَ عٰاقِبَةَ اَلَّذِینَ أَسٰاؤُا اَلسُّوایٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ اَللّٰهِ وَ کٰانُوا بِهٰا یَسْتَهْزِؤُنَ (۱۰)

وعده کردن خداست خلاف نمی‌کند خدا وعده‌اش را و لیکن بیشترین مردمان نمی‌دانند (۶) می‌دانند ظاهری را از زندگانی دنیا یعنی محسوسات و مشتبهات و ایشان از آخرت ایشانند غافلان (۷) آیا تفکر نمی‌کنند در خودهاشان که نیافرید خدا آسمانها و زمین را و آنچه میان آن دو است مگر بحق و مدتی نام برده شده و بدرستی که بسیاری از مردمان بملاقات پروردگارشان هر آینه کافرانند (۸) آیا نرفتند در زمین پس بنگرید چگونه بود انجام کار آنان که بودند پیش از ایشان بودند سخت‌تر ایشان در توانایی و برگردانیدند زمین را و آباد کردند آن را بسیارتر از آنچه آباد کردندش و آمد ایشان را رسولانشان با معجزات روشن پس نبود خدا که ظلم کند بر ایشان و لیکن بودند که بر خودهاشان ستم می‌کردند (۹) پس باشد عاقبت آنان که بد کردند بدتر که تکذیب کردند آیتهای خدا را و بودند که بآن استهزا می‌کردند (۱۰)

وعده حق فرمود و ننماید خلافوعده خود را بدون اختلاف
لیک مردم این ندانند اکثریکه ندارند از بهار جان بری
می بدانند آنچه باشد آشکاراز حیات دنیوی در روزگار
یعنی از امر معاش و زندگینی ز معقولات و حسن بندگی
غافلند از آخرت وز کار آنآگه از ظاهر ز معنی بی نشان
فکر اندر نفس های خویشتننیستشان آیا که بر وجهی حسن
حق سماوات و زمین را نافریدوآنچه باشد بین این هر دو پدید
جز به حق یعنی به حکمت زآنچه خواستهم به مقصود صحیح آن کرد راست
از پی وقتی معیّن از زمانکه ز حکمت نام برده گشته آن
بر لقای رب خویش اکثر ز ناسکافران باشند و دور و ناشناس
سیر ننمودند آیا در زمینپس ببینند از مآل سابقین
تا چگونه بوده است انجامشانپیش از ایشان از نشان و نامشان
بوده اند آنها از ایشان سخت تردر توانایی و قوّت سر به سر
و آثَار و الْأرض یعنی منقلبساختند آن را فزون از مایجِب
همچنین کردند تعمیر اندر آنپیش از آنچه کرده اند آن مکیان
از بساتین وز بیوت و کاخ و قصرغرس اشجار و قنات و جو به حصر
آمد ایشان را ز نزد حق رسلبا بیان و بیّنات از جزء و کل
پس نبود آنکه خدا از بیش و کمکرده باشد هیچ بر ایشان ستم
لیک بودند آن کسان ظالم به خویشبود فعل زشتشان ز اندازه بیش
ظلمشان گردید بر خسران سبببهر خود کردند آن خواری طلب
حق نخواهد جز نکویی بهر خلقلیک خار آن کو خورد گیرد به حلق
پس بود انجام بدکاران بدیبر بدان آید عذاب ایزدی
آنکه بشمردند آیت های حقکذب و میکردند استهزاء و دق