گنج

۴۷- آیات ۱۴۴ تا ۱۴۶

۸ بیت

وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ اَلرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ اِنْقَلَبْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلیٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اَللّٰهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اَللّٰهُ اَلشّٰاکِرِینَ (۱۴۴) وَ مٰا کٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ‌ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ کِتٰاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ یُرِدْ ثَوٰابَ اَلدُّنْیٰا نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ مَنْ یُرِدْ ثَوٰابَ اَلْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ سَنَجْزِی اَلشّٰاکِرِینَ (۱۴۵) وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اِسْتَکٰانُوا وَ اَللّٰهُ یُحِبُّ اَلصّٰابِرِینَ (۱۴۶)

و نیست محمد «ص» مگر رسولی بتحقیق گذشته‌اند پیش از او رسولان آیا پس اگر مرده باشد یا کشته شده بود برمی‌گشتید بر پاشنه‌هاتان و هر که برگردد بر دو پاشنه‌اش پس هرگز ضرر نمی‌رساند خدا را هیچ‌گونه چیزی و بزودی سزا می‌دهد خدا شکرگزاران را (۱۴۴) و نمی‌باشد مر نفسی را که بمیرد مگر به اذن خدا کتابی معین المدة و هر که می‌خواهد ثواب دنیا را می‌دهیمش از آن و هر که می‌خواهد ثواب آخرت را می‌دهیمش از آن و بزودی جزا دهیم شکرگزاران را (۱۴۵) و بسا از پیغمبری که کارزار کردند با او سپاهیان بسیار پس سستی نکردند مر آنچه رسید ایشان را در راه خدا و ضعیف نشدند و فروتنی نکردند و خدا دوست دارد شکیبایان را (۱۴۶)

مر محمّد (ص) نیست او غیر از رسولقَدخَلَتمِن قَبلِهِ یا ذالعقول
انبیاء بودند بر خلقان دلیلپس اگر او مُرد یا گردد قتیل
همچنان که آن رسولان وآن ثقاتهر یکی شد پیش از این مقتول و مات
منقلب گردید بر اعقابتانسوی دین اول و آدابتان
شد عقب رفتن کنایت ز ارتدادوآنکه برگشت از عقب بر رو فتاد
بر خدا هرگز زیانی کی رسدگر شما از دین او گردید رد
زود پاداش او دهد بر شاکرانکه شدند اندر سپاسش امتحان
یافت این آیت نزول اندر اُحدکز غلط گفتند احمد کُشته شد

« در بیان وسوسۀ نفس و دعوت عقل »

پس به سوی دین خود گردید بازرفت چون از دین اسلام امتیاز
این اراجیف از شیاطین منتشربین مردم گشت و هر دم مشتهر
زین خبر اسلامیان از کارزارمنهزم گشتند و ناچار از فرار
گفت اَنَس نامی که بُد فرزند نصردر میان مسلمین بر وجه حصر
کای گروه ار کُشته شد خیرالوریزنده است آن کو فرستاده ورا
بعد پیغمبر کنید آن را که کردحکم از حق با عدو یعنی نبرد
می گریزید از چه رو زین کارزارزنده ماندن بعد از این ننگ است و عار
کُشته باید شد بر آن کو کُشته شدمردنش ما را بر این سر رشته شد
پس چنان کو مرده می بایست مُرددین حق بر دست حق باید سپرد
می گریزید ای گروه آخر کجادوزخ است این زندگانی بهر ما
زندگی زین پس به ما ننگ و فخ استبعد مردن جایگه هم دوزخ است
همچنین آیت رسید از کردگارکانهزام اهل دین از کارزار
بازگشتن بر عقب باشد یقینبس بود زشت ارتدادی این چنین
بر خدا ناید ضرر زین ارتدادآید آن را که گریزد از جهاد
می گریزند از حیات بی عوضبی توقف جانب موت و مرض
می گریزند از بقای سرمدیبر فناء و فوت و فقدان و بدی
می گریزند از حضور پادشاهسوی غول و زخم مار و قعر چاه
پس ملایک یا مَلک خوئی بلندگفت احمد (ص) زنده است و بی گزند
بازگردید ای مهان بر دور اووصف او گیرید و طرز و طور او
او نمرده است ار بمیرد هم خدایدین او را تا ابد دارد بپای
پس فرار از پیش او از کیش اوستچون شود بیگانه کس گر خویش اوست
می نباشد مر تنی را مردنیجز به اذن حق به وقت اَبیَنی
جان بود یعنی به دست ذوالجلالهر که را خواهد بمیراند به حال
ثبت باشد وقت آن در نامه ایتا بَدل گردد در آن دم جامه ای
می دهیم آن را که اجر معنویخواهد از ما هم ثواب اخروی
یعنی ار مردی کند او را مددبهرة دنیا و دین بر وی رسد
اجر شاکر را به مزد خدمتشمی فزاید بر نوا و نعمتش
پس نبی که با وی اندر کارزارمع بُد از امّت گروهی بیشمار
نه بر ایشان آمد اندر راه حقضعف و سستی و استکانت یا غلق
اتفاق و عزم ثابت، بذل جانبُرد شاهان را بر ایشان مو کشان
بودشان این از شکیبایی به کارصابران را دوست دارد کردگار