گنج

۷- آیات ۲۰ تا ۲۲

۸ بیت

وَ تَفَقَّدَ اَلطَّیْرَ فَقٰالَ مٰا لِیَ لاٰ أَرَی اَلْهُدْهُدَ أَمْ کٰانَ مِنَ اَلْغٰائِبِینَ (۲۰) لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذٰاباً شَدِیداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ (۲۱) فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقٰالَ أَحَطْتُ بِمٰا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ (۲۲)

و جویا شد پرنده را پس گفت چیست مرا که نمی‌بینم هدهد را یا باشد از غایبان (۲۰) هر آینه عذاب کنمش البته عذابی سخت یا هر آینه بکشم او را البته یا هر آینه بیاورد مرا البته حجتی روشن (۲۱) پس درنگ نمود نه دور پس گفت احاطه کردم بآنچه نکرده بآن و آوردم ترا از سبا خبری بتحقیق (۲۲)

« در بیان غایب دیدن سلیمان علیه السلام هدهد را »

روزی از مرغان تفحص کرد بیشدید هدهد نیست اندر جای خویش
پس سلیمان گفت چبود مر مراکه نبینم هیچ هدهد را به جا
هست یا از غائبان او را عذابکرد خواهم من عذابی بی حساب
سازم از جفتش جدا اندر قفسحبس با ضدش نمایم باز پس
بکشمش یا بهر عبرت در زمنیا که آرد حجتی روشن به من
پس درنگ او کرد اندک ، نی بعیدچونکه آمد وآن چنان تهدید دید
با سلیمان گفت أحَطتُ لَم تُحِطْدیدم آنچه تو ندیدی منضبط
آمدم سویت ز شهری کآن سباستبا نَبَأ یعنی که اخباری به راست