گنج

۹- آیات ۷۴ تا ۸۶

۱۸ بیت

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ (۷۴) قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ (۷۵) أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ اَلْأَقْدَمُونَ (۷۶) فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاّٰ رَبَّ اَلْعٰالَمِینَ (۷۷) اَلَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ (۷۸) وَ اَلَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ (۷۹) وَ إِذٰا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (۸۰) وَ اَلَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ (۸۱) وَ اَلَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ اَلدِّینِ (۸۲) رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ (۸۳) وَ اِجْعَلْ لِی لِسٰانَ صِدْقٍ فِی اَلْآخِرِینَ (۸۴) وَ اِجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ اَلنَّعِیمِ (۸۵) وَ اِغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلضّٰالِّینَ (۸۶)

گفتند بلکه یافتیم پدرانمان را که همچنین می‌کردند (۷۴) گفت آیا دیده‌اید آنچه را هستید که می‌پرستید (۷۵) شما پدرانتان که پیشینیانند (۷۶) پس بدرستی که ایشان دشمنند مرا جز پروردگار جهانیان (۷۷) آنکه آفرید مرا پس او هدایت می‌کند مرا (۷۸) و آنکه او می‌خوراند مر او می‌آشاماند مرا (۷۹) و چون بیمار شوم پس او شفا می‌دهد مرا (۸۰) و آنکه می‌میراند مرا پس زنده می‌کند مرا (۸۱) و آنکه طمع دارم که بیامرزد مرا گناهانم را روز جزا (۸۲) پروردگار من عطا کن مرا حکمی و در رسان مرا بشایستگان (۸۳) و بگردان مر مرا زبان راستی در آخر آن (۸۴) و بگردان مرا از وارثان بهشت با ناز و نعمت (۸۵) و بیامرز پدر مرا بدرستی که او بود از گمراهان (۸۶)

می بگفتند این نباشد بالیقینیافتیم آباء خود لیک اندر این
می پرستیدند یعنی این بتانما بر ایشانیم تابع بی گمان
گفت ابراهیم آیا دیده ایدمی پرستید آنچه را بی عقل و دید
وآنچه بود آبائتان را اختیاربر من اعدایند جز پروردگار
دشمنم یعنی من ایشان را زیادزآنکه نبود حبّ و بغضی در جماد
حبّ آن کو آفریدم بر سزاستپس خود او بنمود بر من راه راست
وآنکه او بر من دهد رزقِ گلوهم طعام و هم شرابم هست از او
چون شوم بیمار او بدهد شفاچون بمیرم زنده پس سازد مرا
وآنکه زو دارم امید مغفرتروز محشر از خطاء بی معذرت
رَبِّ هَب لِی یعنی ای پروردگارده مرا حکمی به دین استوار
هم نما ملحق مرا با صالحینانبیای راستکار پاک دین
می بگردان بهر من نطقی به راستدر جهان از نام نیکو گر بجاست
کن بلند آوازه ام در روزگاراندر آنها کز پی آیند آشکار
هم نما از وارثان جنّتمدار یعنی بر ثواب و طاعتم
هم بیامرزم پدر را در امانعمّ من یعنی که بود از گمرهان
یعنی او را رهنمایی کن به دینتا نباشد از گروه مشرکین
بعد فوت عمّش ار کرد این دعاءبود او مؤمن همانا در خفاء
زآنکه غفران بهر مشرک خواستنانبیاء را نیست درخور بی سخن