گنج

۱۰- آیات ۸۷ تا ۱۰۴

۲۱ بیت

وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ (۸۷) یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ (۸۸) إِلاّٰ مَنْ أَتَی اَللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۹) وَ أُزْلِفَتِ اَلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ (۹۰) وَ بُرِّزَتِ اَلْجَحِیمُ لِلْغٰاوِینَ (۹۱) وَ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ (۹۲) مِنْ دُونِ اَللّٰهِ هَلْ یَنْصُرُونَکُمْ أَوْ یَنْتَصِرُونَ (۹۳) فَکُبْکِبُوا فِیهٰا هُمْ وَ اَلْغٰاوُونَ (۹۴) وَ جُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُونَ (۹۵) قٰالُوا وَ هُمْ فِیهٰا یَخْتَصِمُونَ (۹۶) تَاللّٰهِ إِنْ کُنّٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۹۷) إِذْ ُسَوِّیکُمْ بِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۹۸) وَ مٰا أَضَلَّنٰا إِلاَّ اَلْمُجْرِمُونَ (۹۹) فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِینَ (۱۰۰) وَ لاٰ صَدِیقٍ حَمِیمٍ (۱۰۱) فَلَوْ أَنَّ لَنٰا کَرَّةً فَنَکُونَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۰۲) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۱۰۳) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (۱۰۴)

و رسوا مگردان روزی که برانگیخته می‌شوند (۸۷) روزی که نفع نمی‌دهد مال و نه پسران (۸۸) مگر کسی که آمد خدا را با دلی درست (۸۹) و نزدیک گردانیده شد بهشت برای پرهیزگاران (۹۰) و ظاهر شد دوزخ از برای گمراهان (۹۱) و گفته شد مر ایشان را که کجاست آنچه بودید می‌پرستید (۹۲) از غیر خدا آیا یاری می‌کنند شما را یا یاری می‌دهند (۹۳) پس بر وی افکنده شوند در آن ایشان و گمراهان (۹۴) و لشگرهای شیطان همه (۹۵) گفتند و ایشان در آن خصومت می‌کردند (۹۶) بخدا قسم که هر آینه ما بودیم در گمراهی آشکار (۹۷) هنگامی که برابر می‌کردیم شما را با پروردگار جهانیان (۹۸) و گمراه نکردند مگر گناهکاران (۹۹) پس نباشد ما را هیچ شفاعت‌کنندگان (۱۰۰) و نه دوستی نزدیک (۱۰۱) پس کاش بودی مر ما را بازگشتی پس می‌شدیم از گروندگان (۱۰۲) بدرستی که در آن هر آینه آیتی است و نباشند اکثرشان مؤمنان (۱۰۳) و بدرستی که پروردگار تو اوست غالب مهربان (۱۰۴)

هم مکن رسوا مرا در یوم نشرمنبعث گردند چون این خلق و حشر
یَومَ لَایَنْفَع که ندهد سود هیچمال و اولاد ایچ کس را در بسیج
جز کسی کآید به حق با قلب پاکاز هوای نفس و کفر و اشتراک
اندر آن روزی که نزدیک از سرشتمی شود مر اهل تقوی را بهشت
هم به گمراهان شود ظاهر جحیمبرخلاف اهل جنّات و نعیم
مشرکان را گفته گردد چون شدندآنچه جز حق می پرستیدید چند
اینک آیا هیچتان یاری دهندیا که خویش از انتقامی می رهند
پس فکنده می شوند از رو به ناربت پرستان و بتان از هر کنار
احتجاج است این بر ارباب شرورور نه بت را نیست تکلیف و شعور
یا مراد از بت خود آ ن در حجت استکوست بت گر یا بت او را صورت است
همچنین ابلیس و لشکرهای اومی شوند افکنده در دوزخ به رو
کافران گویند از تشویش و بیمگرچه می باشند ایشان در جحیم
از طریق دشمنی با یکدگریا به دیوان یا بتان زشت فر
از شما دیوان قسم بر کردگارما بُدیم اند ر ضلالی آشکار
إذْ نُسَوِّیکُم بِرَبِّ الْعَالَمِینخود شما بر ما نمودید این چنین
هیچ ما را از طریق حقّ فردجز گنهکاران کسی گمره نکرد
نیست پس ما را کسی از شافعانهم نه صدّیقی حمیم و مهربان
پس به دنیا بودمان برگشت کاشتا بُدیم از مؤمن ین معلوم و فاش
آنچه شد مذکور باشد آیتیعاقلان را در مقام عبرتی
می نبودند اکثری از مؤمنانقوم ابراهیم بی وهم و گمان
بر عدو پروردگارت غالب استمهربان هم بر مطیع و تائب است