گنج

۱۱- آیات ۱۰۵ تا ۱۲۲

۲۳ بیت

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۰۵) إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ (۱۰۶) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۰۷) فَاتَّقُوا اَللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ (۱۰۸) وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۱۰۹) فَاتَّقُوا اَللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ (۱۱۰) قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اِتَّبَعَکَ اَلْأَرْذَلُونَ (۱۱۱) قٰالَ وَ مٰا عِلْمِی بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۱۱۲) إِنْ حِسٰابُهُمْ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ (۱۱۳) وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۱۴) إِنْ أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ (۱۱۵) قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ اَلْمَرْجُومِینَ (۱۱۶) قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ (۱۱۷) فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۱۸) فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (۱۱۹) ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ اَلْبٰاقِینَ (۱۲۰) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ‌ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۱۲۱) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (۱۲۲)

تکذیب کردند قوم نوح فرستادگان را (۱۰۵) چون گفت مر ایشان را برادر ایشان نوح آیا نمی‌پرهیزید (۱۰۶) بدرستی که من مر شما را رسولی امینم (۱۰۷) پس بترسید از خدا و فرمان برید مرا (۱۰۸) و نمی‌خواهم از شما بر آن هیچ مزدی نیست مزد من مگر پروردگار عالمیان (۱۰۹) پس بپرهیزید از خدا و اطاعت کنید مرا (۱۱۰) گفتند آیا ایمان بیاوریم مر تو را و پیروی کردند ترا فرومایگان (۱۱۱) گفت و نیست دانستم بآنچه هستید که می‌کنند (۱۱۲) نیست حسابشان مگر بر پروردگارم (۱۱۳) نخواهد بود و نیستم من راننده گروندگان (۱۱۴) نباشم من مگر بیم‌دهنده آشکارا (۱۱۵) گفتند هر آینه اگر باز نه‌ایستادی ای نوح هر آینه خواهی شد از سنگسارشدگان (۱۱۶) گفت پروردگار من بدرستی که قوم من تکذیب کردند مرا (۱۱۷) پس حکم کن میان من و میان ایشان حکمی و نجات ده مرا و آنکه با منست از گروندگان (۱۱۸) پس نجات دادیم او را و هر که با او بود در کشتی پر (۱۱۹) پس غرق کردیم بعد از آن باقی بازماندگان را (۱۲۰) بدرستی که در آن هر آینه آیتی است و نباشد اکثرشان مؤمنان (۱۲۱) و بدرستی که پروردگار تو هر آینه اوست غالب مهربان (۱۲۲)

« در بیان تکذیب نمودن نوح(ع) را قومِ او »

این چنین تکذیب کردند از وضوحجمله بفرستادگان را قوم نوح
چون برادرشان که بُد نوح از ولاگفتشان آیا نترسید از خدا
من رسولی بر شما باشم امینفَاتَّقُواْ االلهَ وَأطِیعُون بالیقین
از شما مزدی نخواهم، مزد منجز پروردگار ذوالمنن
پس بترسید از خداوند شفیقپیروی از من کنید اندر طریق
بر تو ما ایمان بگفتند آوریموآنگهی ما ذی منال و سروریم
پیروی کردند از تو سفله گانکه ندارند ایچ در ما قدر و شأن
تابعند ایشان تو را نه از دانشیبلکه محض طعمه است و خواهشی
گفت نبود یا چه باشد علم منآنچه را هستید عامل بی سخن
هستشان با حق حساب زشت و خوبگر که دانید اوست علام الغیوب
گر بود ایمانشان از قلب و جانیا ز بهر جلب مال و اخذ نان
نیست ایشان را به جز با حق حسابگر شعوری هستشان در انتساب
مؤمنان را من کجا رانم ز خویشنیستم من جز نذیر از حق به کیش
بیم ده، یعنی به خلقم نه از هوسنیستم مختار خود بر طرد کس
ایستی گفتند قومش گر نه بازتو ز دعوت یا که از انذار و ساز
تو ز مَرْجُومِینی اعنی راندگانمی کُشیمت زیر سنگ اندر زمان
گفت ای ربّم که بی مثلی و ضدّقوم من کردند تکذیبم به جدّ
حکم کن پس بین من با این گروهحکمی از نصفت به وجهی از وجوه
هم مرا هم آنکه هست از مؤمنینبا من او برهانمان از ظلم و کین
پس رهاندیم او و با او هر که بوداندر آن فُلک پر از آدم به زود
غرق پس کردیم باقی ماندگاناندر این هست آیتی بر مردمان
مؤمن از ایشان نبودند اکثریبر خدا و ملت و پیغمبری
هست ربّت غالب او بر کافرانهم به مؤمن در نجاتش مهربان