گنج

۸- آیات ۶۳ تا ۷۳

۲۱ بیت

فَأَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنِ اِضْرِبْ بِعَصٰاکَ اَلْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکٰانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ اَلْعَظِیمِ (۶۳) وَ أَزْلَفْنٰا ثَمَّ اَلْآخَرِینَ (۶۴) وَ أَنْجَیْنٰا مُوسیٰ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ (۶۵) ثُمَّ أَغْرَقْنَا اَلْآخَرِینَ (۶۶) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۶۷) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (۶۸) وَ اُتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ (۶۹) إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ (۷۰) قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ (۷۱) قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ (۷۲) أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ (۷۳)

پس وحی کردیم بسوی موسی که بزن بعصایت دریا را پس شکاف خورد پس بود هر پاره چون کوهی بزرگ (۶۳) و جمع کردیم آنجا دیگران را (۶۴) و نجات دادیم موسی را و هر که با او بود همه (۶۵) پس غرق کردیم دیگران را (۶۶) بدرستی که در آن هر آینه آیتی است و نباشند اکثرشان گروندگان (۶۷) و بدرستی که پروردگار تو هر آینه اوست غالب مهربان (۶۸) و بر خوان بر ایشان خبر ابراهیم را (۶۹) هنگامی که گفت مر پدرش را و قومش را که می‌پرستید (۷۰) گفتند می‌پرستیم بتانی را پس می‌کردیم مر آنها را تمام روز مقیمان پرستش (۷۱) گفت آیا می‌شنوند از شما هنگامی که دعا می‌کنید (۷۲) یا نفع می‌دهند شما را یا ضرر می‌رسانند (۷۳)

« در بیان عصا زدن حضرت موسی (ع) بدریا و راه پیدا شدن و گذشتن موسی(ع) و قوم از دریا و غرق شدن فرعون و قوم او »

پس به موسی وحی فرمودیم ماکه بزن بر بحر این ساعت عصا
زد عصا بر بحر و بحر از هم شکافتهر که از بحر او تواند راه یافت
پس شد آن هر پاره چون کوه عظیمروی هم گردید بر یکجا مقیم
بر ته دریا وزید آن لحظه بادخشک کرد آن راه، کآنسان برگشاد
هر یکی از سبطیان رفت از رهیسوی دریا همچو در ابری، مهی
زآن سپس نزدیک گرداندیم همقبطیان را بر کنار ژرف یم
دید راهی باز فرعون اندر آبخواست تا در وی در آید با شتاب
گفت هامانش مرو کاین راه نیستبلکه این از سحرهای موسوی است
خواست برگردد ز راه از خوف جاناسب او بکشید از دستش عنان
رفت در بحر از پی یک رهنمایتا چه بوده است اصل آن داند خدای
خیلش از پی چون همه داخل شدندبر هلاک خویش مستعجل شدند
آب دریا هِشت در دم سر به همرفت موسی، ماند فرعون او به یم
موسی و هر کس که با او بُد به راهوارهاندیم از یم ایشان را به گاه
پس نمودیم آن دگرها را غریقتا مگر گیرند عبرت در طریق
مر علاماتی است روشن اندر اینمی نبودند اکثری از مؤمنین
باشد آن پروردگارت بی گمانای محمّد(ص) غالب و هم مهربان
خوان بر ایشان از براهیم آن خبرچون پدر را گفت و قومش را دگر
چیست آنکه می پرستید آن شماگفت بپرستیم این اصنام را
پس مر ایشان را همیشه عاکفیمدر عبادت حاضریم و واقفیم
گفت آیا بشنوند ایشان کلامچونکه ایشان را بخوانیم از مقام
یا که نفعی می رسانند از وفادفع ضرّی یا نمایند از شما