گنج

۷- آیات ۵۲ تا ۶۲

۲۰ بیت

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ (۵۲) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی اَلْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ (۵۳) إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ (۵۴) وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ (۵۵) وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ (۵۶) فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ (۵۷) وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ (۵۸) کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ (۵۹) فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ (۶۰) فَلَمّٰا تَرٰاءَ‌ا اَلْجَمْعٰانِ قٰالَ أَصْحٰابُ مُوسیٰ إِنّٰا لَمُدْرَکُونَ (۶۱) قٰالَ کَلاّٰ إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ (۶۲)

و وحی کردیم بموسی که بشب ببر بندگان مرا بدرستی که شمائید از پی رفته‌شدگان (۵۲) پس فرستاد فرعون در شهرها جمع‌کنندگان (۵۳) بدرستی که اینها هر آینه فرقۀ باشند اندک (۵۴) و بدرستی که ایشان مر ما را به خشم‌آورندگانند (۵۵) و بدرستی که ما همه‌ایم آمادگان یا حزم دارندگان (۵۶) پس بیرون کردیمشان از بوستانها و چشمه‌سارها (۵۷) و کنجها و جای خوب (۵۸) همچنین و بمیراث دادیم آن را بنی اسرائیل (۵۹) پس از پی رفتند ایشان طلوع دریافتگان (۶۰) پس چون دیدند یکدگر را آن دو جماعت گفتند اصحاب موسی بدرستی که ما هر آینه دریافته‌شدگانیم (۶۱) گفت نه چنین است بدرستی که مهربانست پروردگارم بزودی راه نماید مرا (۶۲)

« در بیان بردن حضرت موسی(ع) سبطیان را از مصر خفیه و رفتن فرعون از پی او »

سوی موسی وحی پس کردیم ماکه ببر از مصر در شب قوم را
آن چنان کن که کس ار فرعونیانمی نگردد واقف از احوالتان
چون ز پی آیندتان بعد از خبرمی نیابند از شما جز بی اثر
ز امر موسی پس گرفتند ابتداسبطیان از قبطیان پیرایه ها
پس برون رفتند شب از راه مصربیخبر از قبطیان وز شاه مصر
روز چون شد قبطیان آگه شدندآگهی را نزد فرعون آمدند
که به شب موسی و قومش رفته اندجمله زینت های ما بگرفته اند
پس فرستاد او به هر شهر و درشدر زمان از بهر جمع لشکرش
گفت باشد این قبیله بس قلیلکه به خشم آورده ما را زین قبیل
ما مگر هستیم قومی با حذراز عدو یا از خلاف اندر سیر
پس برون رفتند با صد ساز و برگقبطیان از مصر سوی غرق و مرگ
گفت زآن بردیم ایشان را به سوزما ز جنّات و عیون و آن کنوز
یعنی از آن باغهای ساختهچشمه ها و گنج بس پرداخته
هم ز منزلها که بود آراستهقصرها از زرّ و گوهر خواسته
این چنین کردیم و میراث آن نعمما به اسرائیلیان دادیم هم
آمدند از پی پس ایشان را چنینقبطیان فَأتْبَعُوهُم مشْرِقِین
سوی مشرق یا به شرق آفتاباز پی ایشان را رسیدند از شتاب
یکدگر را پس چو دیدند آن دو قومگفت موسی را مر اصحابش ز لوم
اضطراب قوم را موسی چو دیدناله کرد او سوی خلاّق مجید
که تو بینی حال ما از پیش و پساول و آخر تویی در کار و بس