گنج

۱۱- آیات ۴۲ تا ۴۶

۲۲ بیت

وَ لِلّٰهِ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ إِلَی اَللّٰهِ اَلْمَصِیرُ (۴۲) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ یُزْجِی سَحٰاباً ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکٰاماً فَتَرَی اَلْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلاٰلِهِ وَ یُنَزِّلُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مِنْ جِبٰالٍ فِیهٰا مِنْ بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یَشٰاءُ یَکٰادُ سَنٰا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصٰارِ (۴۳) یُقَلِّبُ اَللّٰهُ اَللَّیْلَ وَ اَلنَّهٰارَ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی اَلْأَبْصٰارِ (۴۴) وَ اَللّٰهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اَللّٰهُ‌ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۴۵) لَقَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ اَللّٰهُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ (۴۶)

و مر خدا راست پادشاهی آسمانها و زمین و بسوی خداست بازگشت (۴۲) آیا ندیدی که خدا آهسته میراند ابری را پس فراهم می‌آورد میانش را پس می‌گرداند آن را بالای هم آینده پس می‌بینی باران را که بیرون می‌آید از میانش و فرو می‌فرستد از آسمان از کوه‌هایی که در آن از تگرگ پس ضرر نمی‌رساند بآن کسی را که می‌خواهد و می‌گرداند او را از کسی که می‌خواهد نزدیکست تابش برقش ببرد چشم‌ها را (۴۳) می‌گرداند خدا شب و روز را بدرستی که در آن هر آینه عبرتی است مر صاحبان دیده‌ها را (۴۴) و خدا آفرید هر جنبنده‌ای را از آب پس بعضی از آنهاست که راه می‌رود بشکمش و بعضی از آنهاست که راه می‌رود بدو پای و بعضی از آنهاست که راه می‌رود بر چهار پای می‌آفریند خدا آنچه می‌خواهد بدرستی که خدا بر همه چیزی تواناست (۴۵) بتحقیق که فرستادیم آیتهای روشن و خدا هدایت می‌کند آن را که می‌خواهد براه راست (۴۶)

ز اوست شاهی زمین و آسمانبازگشت جمله بر وی همچنان
هیچ آیا می ندیدی آنکه حقمی براند ابرها را بر نسق
می کند تألیف ایشان را به همبعض را یعنی کند بر بعض ضم
ثُم یَجعَلُهُ رُکَاماً و اتصالفَتَرَی الْوَدقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلال
بینی اعنی آنکه باران ها فزوناز میان ابرها آید برون
می فرستد ز ابرهای پر شکوهکه در آنها قطعه ها باشد چو کوه
مر تگرگی سخت ریزان از سحابهر که را خواهد رساند زآن عذاب
یا فرستد بَرْد را زآن کوه هاکه بود در آسمان انبوه ها
کوهها هست از تگرگ اندر سماکه تگرگ از آن به ارض آید بجا
حق چو خواهد کشت ها و باغ و برگمی شود نابود و معیوب از تگرگ
بازدارد ور که هم خواهد بسیآن زیان از کشت و زرع هر کسی
هست نزدیک آنکه نور برق آندیده ها را در رباید در زمان
می بگرداند خدای ذوالمننروز و هم شب را به رفتن و آمدن
یا به نقصان و کمی یا حرّ و بَرْدیا به نور و ظلمت آن دانای فرد
اندر این که گشت مذکور از نشانهست اولوالابصار را عبرت به جان
کرد هر جنبنده را خلق او ز آبیعنی از نطفه به وجه انقلاب
یا مراد از آب در تمییزهاهست آبی کوست اصل چیزها
بعضی از آن میکند مَشی از شکمبعضی از آن میرود هم بر قدم
بعض دیگر می رود با دست و پاآفریند هر چه می خواهد خدا
چون توانا باشد او بر کلّ شیءکس نداند سرّ خلقت غیر وی
ما فرستادیم بر تحقیق و راستروشن آیاتی که هادی بر هداست
حق هر آن کس را که خواهد بی ز بیمره نماید بر صراط المستقیم