گنج

۱۲- آیات ۴۷ تا ۵۲

۲۳ بیت

وَ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنٰا ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ مٰا أُولٰئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ (۴۷) وَ إِذٰا دُعُوا إِلَی اَللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذٰا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ (۴۸) وَ إِنْ یَکُنْ لَهُمُ اَلْحَقُّ یَأْتُوا إِلَیْهِ مُذْعِنِینَ (۴۹) أَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ اِرْتٰابُوا أَمْ یَخٰافُونَ أَنْ یَحِیفَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ (۵۰) إِنَّمٰا کٰانَ قَوْلَ اَلْمُؤْمِنِینَ إِذٰا دُعُوا إِلَی اَللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا وَ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (۵۱) وَ مَنْ یُطِعِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اَللّٰهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْفٰائِزُونَ (۵۲)

و می‌گویند ایمان آوردیم بخدا و برسول و اطاعت کردیم پس بر می‌گرداند پاره‌ای از ایشان از بعد آن و نباشند آنها مؤمنان (۴۷) و چون خوانده شوند بسوی خدا و رسولش تا حکم کند میانشان آن‌گاه باشند پاره‌ای از ایشان اعراض‌کنندگان (۴۸) و اگر باشد مر ایشان را حق همی آیند بسوی او فرمانبردار (۴۹) آیا باشد در دلهاشان مرض یا شک کردند یا می‌ترسند که جور کند خدا بر ایشان و رسولش بلکه آنها ایشانند ستمکاران (۵۰) جز این نباشد سخن مؤمنان چون خوانده شوند بسوی خدا و رسولش تا حکم کند میانشان که بگویند شنیدیم و اطاعت کردیم و آن گروه ایشانند رستگاران (۵۱) و هر که فرمان برد خدا و رسولش را و بترسد از خدا و بپرهیزد از او پس آن گروه ایشانند بمراد رسیدگان (۵۲)

از خدا گویند ما فرمان بریموز رسول او که بس نیک اختریم
فرقه ای ز ایشان بگردانند روبعد از این اقرار پس از حکم او
می نباشند این گروه از مؤمنانبل منافق سیرتند و تیره جان
شخصی از اسلامیان بخریده بودآب یا ملکی ز حیدر (ع) با حدود
خواست تا او را به عیبی برملارد نماید بر علی مرتضی(ع)
شد تخاصم بینشان پس در قبولشد بنا تا حکم خواهند از رسول
یک منافق گفت با آن ناخلفکه پیمبر از علی گیرد طرف
پس اِباء کرد او ز حکم مصطفی (ص)آمد این آیت در این حال از سما
چونکه خوانده می شوند از اختیاربر رسول و بر کتاب استوار
بین ایشان تا حَکَم گردد رسولمی کنند اعراض قومی ناقبول
ور که با ایشان بود حق پس روندسوی او تا حکم حق را بشنوند
می برند اعنی از او فرمان گَهیکه بود حق سوی ایشان از رهی
هستشان آیا به دل هیچ از مرضیا که در شک اوفتادند از غرض
یا از آن ترسند که حق حیف و جوریا رسولش آرد ایشان را به طور
این گروهند از ستمکاران یقینهستشان دل تیره و عاری ز دین
غیر از این نبود که قول مؤمنانخوانده چون گردند ایشان هر زمان
بر خدا و بر رسولش تا کندبین ایشان حکم از شرع و سند
شد سَمِعنَا وَأطَعنَا گفتشانرستگارند آن گروه اندر نشان
هر که او طاعت نماید از خداوز رسولش ترسد از حق در جزا
هم بپرهیزد ز خشم ذوالجلالرستگارند آن گُره در کل حال
چون رسید این آیت از حق بَددلانبهر رفع تهمت از خود در عیان
گفت باالله گر دهد فرمان رسولبگذریم از مال و جان اندر قبول
پس پی تکذیبشان آمد فروداین چنین آیت ز خلاّق ودود