گنج

۴- آیات ۱۴ تا ۱۸

۳۱ بیت

إِنَّ اَللّٰهَ یُدْخِلُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ إِنَّ اَللّٰهَ یَفْعَلُ مٰا یُرِیدُ (۱۴) مَنْ کٰانَ یَظُنُّ أَنْ لَنْ یَنْصُرَهُ اَللّٰهُ فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَةِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَی اَلسَّمٰاءِ ثُمَّ لْیَقْطَعْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ کَیْدُهُ مٰا یَغِیظُ (۱۵) وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اَللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ (۱۶) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ اَلَّذِینَ هٰادُوا وَ اَلصّٰابِئِینَ وَ اَلنَّصٰاریٰ وَ اَلْمَجُوسَ وَ اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اَللّٰهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ إِنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ شَهِیدٌ (۱۷) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ وَ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ وَ اَلنُّجُومُ وَ اَلْجِبٰالُ وَ اَلشَّجَرُ وَ اَلدَّوَابُّ وَ کَثِیرٌ مِنَ اَلنّٰاسِ وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ اَلْعَذٰابُ وَ مَنْ یُهِنِ اَللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ إِنَّ اَللّٰهَ یَفْعَلُ مٰا یَشٰاءُ (۱۸)

بدرستی که خدا در می‌آورد آنان را که گرویدند و کردند کارهای شایسته در بهشتهایی که می‌رود از زیر آنها نهرها بدرستی که خدا می‌کند آنچه می‌خواهد (۱۴) کسی که باشد که گمان برد که هرگز یاری نخواهد کرد او را خدا در دنیا و آخرت پس بگو که دراز کند ریسمانی بر آسمان پس قطع کند پس نظر کند که آیا می‌برد حیله‌اش آنچه را بخشم میارد (۱۵) و همچنین فرو فرستادیم آن را آیتهای روشن و بدرستی که خدا هدایت می‌کند آن کسی را که می‌خواهد (۱۶) بدرستی که آنان که ایمان آوردند و آنان که یهود شدند و صائبان و ترسایان و گبران و آنان که شرک آوردند بدرستی که خدا حکم می‌کند میانشان روز قیامت بدرستی که خدا بر همه چیز گواه است (۱۷) آیا ندیدی که خدا سجده می‌کند مر او را هر که در آسمانها و هر که در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درخت و جنبندگان و بسیاری از مردمان و بسیاری ثابت شد بر او عذاب و کسی را که خوار کند خدا پس نیست مر او را هیچ عزیز دارنده بدرستی که خدا می‌کند آنچه می‌خواهد (۱۸)

حق درآرد مؤمنان را در جنانوآنکه کرده کار نیکو در جهان
بوستانها که مر آنها را ز زیرمیرود جوهای آب اندر مسیر
می کند آن را که می خواهد خدایَفعَلُ االلهَ مَایُریِدُ وَ مَایَشَآء
هر که را هست این گمان اندر خفاکه نباشد یار پیغمبر خدا
هم بندهد یاری او را در دو کونآن چنان که وعده داد او ر ا به عون
یا که این باشد گمان که رازقشنیست رزّاق العباد از سابقش
باید آویزد به سقف خانه اوریسمانی پس ببندد بر گلو
بکشد آن را قطع تا گردد نفسوارهد جانش از این تنگین قفس
پاره ای گویند یعنی زآن رسنبر فلک بالا رود اندر زمن
تا نماید دفع نصرت از رسولیا کند در رزق خود جهد آن فضول
پس ببیند کید او آیا بردآنچه حقش در مشیّت پرورد
این مثل باشد چنان کز ما یکیچاره نتواند چو در کار اندکی
پس بگویندش کراهت گر تو راستزین عمل خود را به حلق آویز راست
یا که رو از غیظ خود بر آسمانتا توانی مر نمایی دفع آن
این نهایت باشد از چیزی که اومی رسد فکرش بدان در جستجو
حاصل این کز حکم حق گر ناکسینیست راضی خشم از آن دارد بسی
تا شود منصور خیر المرسلینیا نباشد راضی از رزق این چنین
گو که خود را اندر آویزد به حلقتا بمیرد، وا رهد از حقد خلق
یا رود بر آسمان در چاره اشمر شود ساکن دل غمخو اره اش
نازل از خود ما نمودیم این چنینمر نشان های هویدا در زمین
هر که را خواهد نماید ره خداینیست جز او بنده ای را رهنمای
آن کسان که بگرویدند از یقینوز یهودان وز گروه صابئین
یعنی استاره پرستان در نشانوز نصاری و مجوس و مشرکان
بین ایشان پس جدا سازیم مادر قیامت چونکه آن گردد بپا
حق به هر چیزی است ذات او گواههم نه کس را غیر ذات او پناه
مر خدا سجده کنند او را یقینهر که هست اندر سماوات و زمین
مهر و ماه و انجم و کوه و شجرچارپا هست آنچه اندر بحر و بر
هم کثیر از مردمان ساجد به حقهم کثیری بر عذابش مستحق
خوار سازد هر که را خواهد خدامُکرمی پس در جهان نبود ورا
می کند کاری که خواهد ذوالکرماز اعانت وز اهانت، بی ستم
حق و لازم شد مر ایشان را عذابکه ز سجده سرکشیدند از عتاب