گنج

۳- آیات ۹ تا ۱۳

۱۶ بیت

ثٰانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ لَهُ فِی اَلدُّنْیٰا خِزْیٌ وَ نُذِیقُهُ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ عَذٰابَ اَلْحَرِیقِ (۹) ذٰلِکَ بِمٰا قَدَّمَتْ یَدٰاکَ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لَیْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ (۱۰) وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَعْبُدُ اَللّٰهَ عَلیٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصٰابَهُ خَیْرٌ اِطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَةٌ اِنْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ خَسِرَ اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَةَ ذٰلِکَ هُوَ اَلْخُسْرٰانُ اَلْمُبِینُ (۱۱) یَدْعُوا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مٰا لاٰ یَضُرُّهُ وَ مٰا لاٰ یَنْفَعُهُ ذٰلِکَ هُوَ اَلضَّلاٰلُ اَلْبَعِیدُ (۱۲) یَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ اَلْمَوْلیٰ وَ لَبِئْسَ اَلْعَشِیرُ (۱۳)

منحرف ساز یک جانبش تا گمراه گرداند از راه خدا مر او راست در دنیا رسوایی و می‌چشانیم او را روز قیامت از عذاب آتش سوزان (۹) این بسبب آن چیزیست که پیش فرستاد دو دست تو و بدرستی که خدا نیست ستمکار مر بندگان را (۱۰) و از مردمان کیست که می‌پرستد خدا را بر کناری پس اگر برسید او را خبر آرمید بآن و اگر رسید او را بلائی برگشت بر رویش زیان کرد در دنیا و آخرت آنست آن زیان آشکارا (۱۱) می‌خواند از غیر خدا آنچه ضرر نمی‌رساندش و آنچه سود نمی‌دهدش آنست آن گمراهی دور (۱۲) می‌خواند مرا آن کسی را که ضررش نزدیکتر است از نفعش هر آینه بد خداوند کاریست و هر آینه بد معاشریست (۱۳)

اندر آن حالی که پیچیده بودگردن از کبرش نه بر وجه خِرد
تا نماید گمره از راه خدایمردمان را هم ز عقل و دین جدای
خواری دنیاست او را بی حسابهم چشانیمش به محشر از عذاب
می بگوییم این عذاب پر ز دوددستهایت پیش بفرستاده بود
گشته بر وی یعنی افعالت سبباز تو باشد گر رسد پیشت تعب
نیست استمکاره حق بر بندگانبدرود هر کِشتۀ خود را عیان
باشد از مردم کسی کز ضیق ظرفمی پرستد او خدا را محض حرف
خواند او را با زبان نز قلب و جانتا چه باشد خواندن از محض لسان
پس نباشد تا که بر وی مشتبهأنْ أصَابَهُ خَیرٌ اطْمَأنَّ بِه
یعنی ار خیری رسد بر وی پدیدپس به او آرام گیرد بی ز دید
فتنه ای ور یابد از فقر و مرضرو بگرداند ز کل مافَرَض
در دو دنیا شد زیانکار او یقیناین مر او را هست خسرانی مبین
می پرستد جز حق او چیزی که هیچضرّ و نفعی نیستش زو در بسیج
این پرستیدن ضلالی بس بعیدباشد او را تا بدانند این عبید
خواند آن را که زیانش بهر ویباشد اقرب ز انتفاعش پی به پی
هست بَد یاری مر او را در جهانهم معاشر یا قرینی بد نشان