گنج

۲- آیات ۵ تا ۸

۲۵ بیت

یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ اَلْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ‌ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی اَلْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ اَلْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَی اَلْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا اَلْمٰاءَ اِهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ (۵) ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ اَلْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۶) وَ أَنَّ اَلسّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اَللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی اَلْقُبُورِ (۷) وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یُجٰادِلُ فِی اَللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لاٰ هُدیً وَ لاٰ کِتٰابٍ مُنِیرٍ (۸)

ای مردمان اگر هستید در شک از بعث پس بدرستی که ما آفریدیم شما را از خاک پس از منی پس از پارچه خون بسته پس از پارچه گوشتی تمام خلقت و غیر تمام خلقت تا بیان کنیم برای شما و قرار می‌دهیم در رحمها آنچه می‌خواهیم تا مدتی نام برده شده پس بیرون می‌آوریم شما را کودکی پس تا برسید بکمالتان و از شما کس است که متوفی می‌شود و از شما کس است که رد کرده می‌شود به فرومایه‌ترین زندگانی تا آنکه نداند از بعد دانستن چیزی را و بینی زمین را خشک افسرده پس چون فرو فرستیم بر آن آب را حرکت کند و افزونی پذیرد و برویاند از هر صنفی که خوش‌نماست (۵) آن بسبب اینست که خدا اوست حق و آنکه او زنده می‌گرداند مردگان را و آنکه او بر همه چیز تواناست (۶) و آنکه قیامت آینده است نیست شکی در آن و آنکه خدا بر می‌انگیزد آنان را که باشند در قبرها (۷) و از مردمان کس هست که مجادله می‌کند در خدا بدون علم و دانشی و نه هدایتی و نه کتابی نور دهنده (۸)

أیّهَا النَّاس ار ز بعث اندر شکیدبی تعقل ز اصل خود در مُدرکید
ما شما را آفریدیم از ترابپس ز نطفه یعنی از یک قطره آب
زآن پس از مقدار خون بسته ایپس ز پارة گوشت بر پیوسته ای
که بود در خلقت از وجهی تمامناتمام از نقص اعضاء در مقام
این چنین دادیمتان ما انتقاللحظه لحظه هر دم از حالی به حال
تا بیان سازم شما را زین روشتا چسان یابید از ما پرورش
هم کنید از این تبدّل در سبیلبر معاد از مبدأ هستی دلیل
می دهیم اندر رحم ها ما قرارآنچه را خواهیم ماند استوار
می نگردد از رحم سقط آن جنینتا زمانی نام برده گشته هین
پس برونتان اندر این دار حیاتکودک آریم از بطون اُمّهات
پس رسید اندر کمال رشد و عقلهم به سختی های خود زین حمل و نقل
از شما باشد کسی در جستجوکه به طفلی یا جوانی میرد او
پیش از آن کآید به سر حد بلوغگیرد از ادراک و دانایی فروغ
وز شما باشد کسی کو می رسدبر خسیس زندگانی کوست بد
یعنی اندر سن پیری که خرفگردد او وز عقل و دانش منحرف
تا نداند بعد دانش هیچ چیزگردد از وی عقل و ادراک و تمیز
ارض را بینی چنین خشک و خرابپس بر او نازل کنیم از ابر آب
پس کند جنبش درآید در نموچون خمیر مایه جوشان بی عتو
می برویاند ز هر صنف از نباتتازه و نیکو به ترویح حیات
زآن سبب که حق بود ثابت به ذاتزنده سازد مردگان را در ثبات
هم به هر چیزی توانا باشد اومقتدر بر کلّ اشیاء باشد او
مر قیامت نیست شکی اندر آنکه بیاید چون رسد وقت و زمان
هم برانگیزاند او از قبرهامردگان را چون مطر از ابرها
هست از مردم کسی کو هم جدالدر کلام حق کند بی انتقال
بی ز علم و بی دلیلی رهنمابی کتاب روشنی بر مدعا