گنج

۳- آیات ۲۳ تا ۳۲

۲۹ بیت

لاٰ یُسْئَلُ عَمّٰا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ (۲۳) أَمِ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ هٰذٰا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ اَلْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ (۲۴) وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاعْبُدُونِ (۲۵) وَ قٰالُوا اِتَّخَذَ اَلرَّحْمٰنُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ مُکْرَمُونَ (۲۶) لاٰ یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ (۲۷) یَعْلَمُ مٰا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ یَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ اِرْتَضیٰ وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ (۲۸) وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلٰهٌ مِنْ دُونِهِ فَذٰلِکَ نَجْزِیهِ جَهَنَّمَ کَذٰلِکَ نَجْزِی اَلظّٰالِمِینَ (۲۹) أَ وَ لَمْ یَرَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ کٰانَتٰا رَتْقاً فَفَتَقْنٰاهُمٰا وَ جَعَلْنٰا مِنَ اَلْمٰاءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ أَ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ (۳۰) وَ جَعَلْنٰا فِی اَلْأَرْضِ‌ رَوٰاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنٰا فِیهٰا فِجٰاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ (۳۱) وَ جَعَلْنَا اَلسَّمٰاءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آیٰاتِهٰا مُعْرِضُونَ (۳۲)

پرسیده نمی‌شوند از آنچه می‌کنند و ایشان پرسیده می‌شوند (۲۳) بلکه گرفتند از غیر او خدایان بگو بیارید دلیل خود را اینست ذکر کسانی که با منند و ذکر کسانی که پیش از من بودند بلکه اکثر ایشان نمی‌دانند حق را پس ایشان روی گردانندگانند (۲۴) و نفرستادیم پیش از تو هیچ رسولی را مگر که وحی می‌فرستادیم باو که نیست خدایی مگر من پس بپرستید مرا (۲۵) و گفتند فرا گرفت خدای بخشنده فرزندی دانم پاک بودنش را بلکه بندگانید گرامی‌داشتگان (۲۶) پیشی نمی‌گیرند او را بگفتار و ایشان بامر او کار می‌کنند (۲۷) می‌داند آنچه بود میان دستهاشان و آنچه باشد پس پشتشان و شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که راضی باشد و ایشان از ترس او باشند خائفان (۲۸) و آنکه بگویند از ایشان که منم الهی از جز او پس آن سزا می‌دهیمش دوزخ همچنین سزا می‌دهیم ستمکاران را (۲۹) آیا ندیدند آنان که کافر شدند که آسمانها و زمین بودند بسته پس گشاده کردیم آنها را و گردانیدیم از آب هر چیز زنده را آیا پس نمی‌گروند (۳۰) و گردانیدیم در زمین کوه‌های استوار مبادا که میل کند بایشان و گردانیدیم در آن شکافهای وسیع که راههاست باشد که ایشان هدایت یابند (۳۱) و گردانیدیم آسمان را بامی محفوظ و ایشان باشند از آیتهای آن روی گردانندگان (۳۲)

نیست حق در فعل خود مسئول کسلیک مسئولند او را خلق بس
جز خدا آیا خدایان دگربرگرفتند این گروه کور و کر
گو دلیل خود بیارید اندر اینگر شما را هست برهانی چنین
اندر ایشان نیست یک مو قدرتیوین بود بر نفی تقلید آیتی
زآنکه تقلید است از پندار و ظننی ز علم و عقل نزد اهل فن
اینست ذکری آنکه را او با من استوآنکه پیش از من به وحی ذوالمن است
یعنی این قرآن که هست امّ الکتابهم دگر تورات و انجیل از خطاب
پس ببینید اندر آنها هست هیچغیر توحید خدا بیبند و پیچ
بلکه حق را می ندانند اکثریچیست تا فرقش ز شیء دیگری
حق و باطل را نمیدانند چونپس ز حق باشند زین ره معرِضُون
نی فرستادیم ما هیچ از رسلسابق از تو رهنما اندر سبل
جز که می شد وحی سویش از درونلآ إلهَ إلآ أنَا فَاعبُدُون
غیر من نبود خدا یعنی به ذاتپس پرستیدم ز روی التفات
می بگفتند اینکه بگرفت او ولداز ملایک بی دلیل و بی سند
اوست پاک و هم ملایک در شئونمی بوند ایشان عِبَاد مکْرَمُو ن
بر خدا پیشی نگیرند از کلامکار بر امرش نمایند آن تمام
داند اسرار ملایک هر نفسآنچه ز ایشان پیش باشد یا که پس
نه کنند از کس شفاعت بر خداغیر آنکه حق بر آن باشد رضا
هم بود از خشیّت حق ترسناکتا شوند از نقص طاعت ها هلاک
وآنکه گوید از ملایک یا بشرمن خدایم جز خدای دادگر
پس جزاء دوزخ دهیمش وین بجاستهمچنین هر ظالمی را این جزاست
می ندانستند آیا خود ز پندآن کسان که بر خدا کافر شدند
اینکه بودند این سماوات و زمینبسته و بر هم نهاده پیش از این
پس گشادیم از هم آنها جمله مازنده گرداندیم هر چیزی ز ماء
نگروند آیا که با این بیّناتمشرکان که نیستشان ره بر نجات
کوهها کردیم در ارض استوارمردمان را تا نجنباند به کار
هم بگرداندیم در آن کوه هاراه ها تا راه یابند از ولا
هم بگرداندیم ما این آسمانسقف محفوظ از فتادن در عیان
بر نگه دارنده است این رهنمونلیک ز آیاتند ایشان مُعرِضُون