اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی وَ لاٰ تَنِیٰا فِی ذِکْرِی (۴۲) اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ (۴۳) فَقُولاٰ لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشیٰ (۴۴) قٰالاٰ رَبَّنٰا إِنَّنٰا نَخٰافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنٰا أَوْ أَنْ یَطْغیٰ (۴۵) قٰالَ لاٰ تَخٰافٰا إِنَّنِی مَعَکُمٰا أَسْمَعُ وَ أَریٰ (۴۶) فَأْتِیٰاهُ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولاٰ رَبِّکَ فَأَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ لاٰ تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنٰاکَ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکَ وَ اَلسَّلاٰمُ عَلیٰ مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدیٰ (۴۷) إِنّٰا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنٰا أَنَّ اَلْعَذٰابَ عَلیٰ مَنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی (۴۸) قٰالَ فَمَنْ رَبُّکُمٰا یٰا مُوسیٰ (۴۹) قٰالَ رَبُّنَا اَلَّذِی أَعْطیٰ کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدیٰ (۵۰) قٰالَ فَمٰا بٰالُ اَلْقُرُونِ اَلْأُولیٰ (۵۱) قٰالَ عِلْمُهٰا عِنْدَ رَبِّی فِی کِتٰابٍ لاٰ یَضِلُّ رَبِّی وَ لاٰ یَنْسیٰ (۵۲) اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَکَ لَکُمْ فِیهٰا سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَخْرَجْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْ نَبٰاتٍ شَتّٰی (۵۳) کُلُوا وَ اِرْعَوْا أَنْعٰامَکُمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِأُولِی اَلنُّهیٰ (۵۴) مِنْهٰا خَلَقْنٰاکُمْ وَ فِیهٰا نُعِیدُکُمْ وَ مِنْهٰا نُخْرِجُکُمْ تٰارَةً أُخْریٰ (۵۵) وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ (۵۶)
برو تو و برادرت به آیتهای من و سستی مکنید در ذکر من (۴۲) بروید بسوی فرعون بدرستی که او زیادهروی کرد (۴۳) پس بگوئید مر او را گفتنی نرم شاید که او پند گیرد یا بترسد (۴۴) گفتند پروردگار ما بدرستی که ما مپرستیم که پیشگیری کند بر ما یا آنکه زیادهروی کند در عصیان (۴۵) گفت مترسید بدرستی که من با شمایم میشنوم و میبینم (۴۶) پس آمدند او را پس گفتند بدرستی که ما دو فرستاده پروردگار توایم پس بفرست با ما بنی اسرائیل را و نه عذاب مکن ایشان را بحقیقت آمدیم ترا بآیتی از پروردگارت و سلام بر آنکه پیرو شد هدایت را (۴۷) بدرستی که ما وحی فرستاده شد بما که عذاب بر کسی است که تکذیب کرد و روی گردانید (۴۸) گفت پس کیست پروردگار شما ای موسی (۴۹) گفت پروردگار ما آن کسی است که داد بهر چیزی خلقتش را پس هدایت کرد (۵۰) گفت چیست حال قرنهای نخستین (۵۱) گفت علم آن نزد پروردگار آنست در کتابی که خطا نمینماید پروردگار من و فراموش نمیکند (۵۲) آنکه گردانید بر شما زمین را بستری و پدید آورد بر شما در آن راهها و فرو فرستاد از آسمان آب را پس بیرون آوردیم بآن اصنافی از رستنی جداگانه (۵۳) بخورید و بچرانید شتر و گاو و گوسفندتان را بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست برای صاحبان خردها (۵۴) از آن آفریدیم شما را در آن باز میبریم شما را آن بیرون میآوریم شما را بار دیگر (۵۵) و بحقیقت نمودیم فرعون را آیتهای ما همهاش پس تکذیب کرد و ابا نمود (۵۶)
أذهَب أنتَ وَأخُوک یا کلیمبا همه آیات ما بی خوف و بیم
رو به مصر آور تو با عزم درستهم نه در پیغام ما باشید سست
رو تو با او سوی فرعون حرونکه ز حدّ خویش رفته است او برون
پس به او گویید گفتاری به نرممر بترسد، پند گیرد یا ز شرم
رفت موسی از همان جا سوی مصردید هارون را مگر در کوی مصر
گفت با او حال را از بیش و کموحی ایشان را شد آنجا باز هم
که روید اکنون به فرعون از قرارکآن شده طاغی بسی بر کردگار
می بگفتند ای خدا ترسیم ماکه کند ما را عقوبت آن دغا
پیش از آن کاظهار آیاتی کنیمیا به نرمی در سخن راهی زنیم
یا کلامی بر تو گوید بی ادبیا به طغیان آید افزون از غضب
حق تعالی گفت هستم با شمابشنوم، بینم، نترسید از دغا
لحظه ای من از شما غافل نی اماز که ترسد آنکه داند با وی ام
پس بگوییدش چو رفتید از قبولسوی او ماییم از ربّت رسول
پس تو بفرست آل اسرائیل راهمره ما در مکان قبل ما
کن رها این قوم را از بندگیدر مقام خود ز بهر زندگی
کوست بیت المقدس اندر ارض شاممسکن مألوف آباء کرام
هم مکن تکلیفشان در امر شاقکه بر ایشان آن بود مالایطاق
این جماعت مر پیمبر زاده اندبر تو خط بندگی کی داده اند
ما رسولان حقیم از حجتیآمدیم از وی تو را با آیتی
مر سلامت بر کسی در اهتداستکه نماید پیروی بر راه راست
وحی کرده شد به ما از کردگارکه بود آن را عذاب بی شمار
که کند تکذیب از پیغمبرانیا که اعراض از نبیّین در عیان
پس به فرعون آمدند آن هر دو یارمدتی ماندند بر در ز اضطرار
تا میّسر شد لقای آن عنودپس رساندند آن پیامی را که بود
گفت ای موسی که باشد ربّتانگفت رب ماست آن خلاّق جان
آنکه فرموده عطاء بر کلّ شیءصورتی را که بود لایق به وی
آفریده هر چه را بر جای خویشاز خلایق سر به سر ز اعطای خویش
گوش را بنهاد بر جای سماعتا کلام حق نمای ند استماع
چشم را هم هِشته بر جایش به روتا به عبرت بنگرد آیات او
برکشید این شکلها را سر به سرهمچو نقاشی که بنگارد صور
راه پس بنمودشان بر خیر و شر ّزآن بداند نفع خود هر جانور
میرود زآن سو که بیند خیر خودهم نماید احتراز از شیء بد
گر که بیند داردش چیزی زیانمی گریزد ز او چو دزد از پی زنان
پس به هر شیئی قدر آن شیئیّتشرهنمایی کرده اندر خلقتش
گفت فرعونش فَمَا بَالُ الْقُرُونحال آن پیشینیان بوده است چون
که خدا را هیچ نپرستیده اندبعد موت اعنی چسان گردیده اند
گفت موسی، داند آن پروردگارکه بود علمش محیط از هر قرار
کس نداند علم غیب الاّ خداثبت لوح است آنچه هست از ماسوی
نه کند پروردگار من خطانه فراموشش شود چیزی به جا
فرش کرد آن کو زمین را بهرتانراهها بنمود از هر سو در آن
کرد نازل ز آسمان مر آب رارُستنیها پس برون آریم ما
رُستنی ز اصناف گوناگون به دستآوریم از مختلف چیزی که هست
هم خورید از آنکه هست اِنعامتانهم چرانید اندر آن اَنعامتان
اندر این باشد نشانها بی ز حدبر خداوندان ادراک و خرد
ما شما را آفریدیم از زمیندر زمین هم باز آریم از یقین
باز هم آریمتان بیرون دگرمنبعث گردید یعنی سر به سر
گفت این تا آنکه فرعون عنودیاد آرد کاصل او از خاک بود
واگذارد آن غرور و کبر خویشاز ره تمکین و عجز آید به پیش
او نشد تنبیه و ز او آیات خواستپس بیفکند او عصا از دستِ راست
هم ید بیضا نمود او را چنانکه به سابق گشت شرح آن بیان
پس بدان آیات هیچ او نگرویدزآن خبر داد اینچنین رب مجید
که نمودیمش تمام آیات خویشیک قدم نامد ز حد کفر پیش
کرد مر تکذیب موسی از عنادبر اِبا ء افزود، انکار و فساد