۸- آیه ۲۶
إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً فَمٰا فَوْقَهٰا فَأَمَّا اَلَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ اَلْفٰاسِقِینَ (۲۶)
بدرستی که خدا شرم نکند و باک نداد اینکه بزند داستان که باشد از پشه، پس آنچه برتر باشد پس اما آنان که گرویدند پس میدانند که آن کلام حق است از پروردگارشان و اما آنان که کافر شدند پس میگویند که چه چیز خواسته خدا باین داستانی را که گمراه کند بآن بسیاری را و راه نماید بآن بسیاری را و گمراه نکند بآن مگر تبهکاران را (۲۶)
زد به لَا یَستَحیی آن شاه اجلبر بعوضه اهل دنیا را مثل
پس به مافوقش که آن بال بَق استنیست ممنوع آن مثالی کز حق است
کافران گویند ، زآن مقصود چیست ؟غیر دنیا و اهل آن مقصود نیست
یعنی این دنیا کم از بال بَق استنزد حق ، وآن کس که او اهل حق است
هست مغبون آنکه او بر بال بَققانع آمد ، شد حسودِ اهل حق
گمرهان را زآن فزاید اشتباهیافت زآن اهل هدایت انتباه
زآن یُضِلُّ گفت سلطان نصیربهر قومی هم به یَهدِی کثیر
زآن نشد گمره کس الاّ فاسقونکه بود آن قلب دونشان واژگون
فاسق از دنیا نگیرد جز وبالهم فزایدشان ز قرآن بر ضلال
سرکش از رحمان و با شیطان خوشندوز دم شیطانی اندر آتشند
شد صفات نفسشان غالب به قلبگشتشان نور قبول از قلب سلب
بُعدشان بر بُعد از قرآن فزودمنظلم تر شد دل ظلمت نمود