۶۳- آیه ۱۲۴
وَ إِذِ اِبْتَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّی جٰاعِلُکَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قٰالَ لاٰ یَنٰالُ عَهْدِی اَلظّٰالِمِینَ (۱۲۴)
و هنگامی که آزمود ابراهیم را پروردگارش بسخنان پس تمام کرد آنها را گفت بدرستی که من گردانندهام تو را برای مردم پیشوا گفت و از نسل من گفت نمیرسد عهد من ستمکاران را (۱۲۴)
وآن زمان که آزموده شد خلیلیعنی ابراهیم از رب جلیل
بر کلامی چند بس کرد آن تمامگفت، گردانم به خلقانت امام
گفت، هست این بهر فرزندان من؟گفت، نی ظالم ندارد این فطن
بعضی از ذریّه ات ظالم شوندبر صفات و سنّت تو نگروند
عهد من هرگز به ظالم کی رسدکی نسیم فرودین بر دی رسد
این بلیّه سیر روحانیّت استقلب و روح، سرّ خفی و وحدت است
جمله احوال و مقامات سلوکبا وصول آنسان که شد خاصّ ملوک
گشت تعبیر این مراتب ز اقتضا ءخود به تسلیم و توکل یا رضا ء
هست اتمام مراتب در فناءزآن سپس گردد امام ذوالبقا ء
چون مراتب در فنا ء گردد تمامبر خلایق در بقا ء باشد امام
سوی خلق از حق دگر راجع شوددر هدایت نسخۀ جامع شود
بین حق و خلق گردد واسطهزو به حق یابند خلقان رابطه
ظالم آن باشد که افزون کرد و کاستاز حقوق حق و خلق ، وین است راست
این خلافت را نشاید ، ظالم استجاهل الذات است گرچه عالم است
ظالم از عهد امامت عاری استعدل و عصمت شرط عهد باری است