گنج

۳۶- آیات ۷۶ تا ۷۷

۲۶ بیت

وَ إِذٰا لَقُوا اَلَّذِینَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلاٰ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ قٰالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِمٰا فَتَحَ اَللّٰهُ عَلَیْکُمْ لِیُحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ (۷۶) أَ وَ لاٰ یَعْلَمُونَ أَنَّ اَللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ (۷۷)

و چون ملاقات کنند آنان که ایمان آوردند گفتند ایمان آوردیم و چون خلوت کنند بعض ایشان بسوی بعضی گفتند آیا خبر می‌دهید بآنچه گشود خدا بر شما تا حجت آورند شما را بآن نزد پروردگار شما آیا پس در نمی‌یابید (۷۶) آیا نمی‌دانند که خدا می‌داند آنچه پنهان می‌کنند و آنچه آشکار می‌کنند (۷۷)

مؤمنان را چونکه بینند از نفاقدعوی ایمان کنند و اتفاق
با شما در راه ایمان همره ایمبهر طاعت چون شما بر درگه ایم
باز چون با یکدگر خلوت کنندبر نفاق از مؤمنان غیبت کنند
با هم این گویند از طبع خبیثکه بر ایشان می کنید آیا حدیث
زآنچه حق کرده است از آن فتح باببر شما یعنی ز تورات و کتاب
تا برند از احتجاج آن را به کاربر شما در محضر پروردگار
این بیابید ار شما را هست عقلکم دهید اسلامیان را ره به نقل
از یهودان مسلمین در بدو حالمی نمودند از پی صحبت سؤال
کز خصال مصطفای خوش خطابهست بی شک مر شما را در کتاب
بهر ما گویید وصف آن امینوین نبود از بهر تکمیل یقین
بلکه بود از بهر آن کاندر مقامآورند آن بی هُشان را در کلام
تا مگر ز اقوالشان در دعوتیمی بگیرند از تکلّم حجتی
مثل آن کز نفس گیری اعترافبر صفات قلب و روح بی خلاف
گویی او را بهر تنبیه ار ز روحداری اوصافی بیان کن در فتوح
با قوای طبع گویند اهل دیدخود شما کز روح مطلق زنده اید
چیست، می دانید آیا وصف آن؟بهر ما گویید زآن نام و نشان
تا قوای طبع یابند انتقالبر کمال روح زآن بحث و سؤال
وآن قوا باشند یکجا معترفزآنچه باشد روح بر وی متّصف
در کتاب هستی ما بی ز شکشرح و وصف روح باشد یک به یک
پس به هم گویند با روحانیانمی کنید آیا حدیث از روح و جان؟
تا به ما گیرند از اقوال ماحجت اندر نزد حق، قتّال ما
می کنید آیا تعقل در نتاج ؟یعنی از شه مختفی سازند تاج
جملگی اجزای طبع شوربختمی بدزدید از قوای روح رخت
خود نمی دانند آیا ز اضطرارکوست آگاه از نهان و آشکار
بلکه با هر جهر و سرّ او همره استچون نداند سرّ دزدان، گر شه است ؟
گر ندانی وحدتش را در وجوداین بدان کو آگه است از تار و پود