لَیْسَ عَلَیْکَ هُدٰاهُمْ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ وَ مٰا تُنْفِقُونَ إِلاَّ اِبْتِغٰاءَ وَجْهِ اَللّٰهِ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ (۲۷۲) لِلْفُقَرٰاءِ اَلَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی اَلْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ اَلْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ اَلتَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ اَلنّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اَللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ (۲۷۳)
نیست بر تو هدایتشان و لیکن خدا راه مینماید آن را که خواهد و آنچه را که انفاق میکنید از مالی پس باشد از برای خودهامان و انفاق نمیکنید مگر از برای طلب رضای خدا و آنچه را انفاق میکنید از مالی بتمام داده میشود بشما و شما ستمدیده نشوید (۲۷۲) از برای درویشانیست که باز داشته شدهاند در راه خدا که توانایی ندارند سیر کردنی در زمین میپندار ایشان را نادان بحال ایشان توانگران از عفت گزینی میشناسی ایشان را بعلامتشان سؤال نمیکنند از مردمان بابرام و آنچه را انفاق میکنید از مالی پس خدا بآن دانا است (۲۷۳)
از تو جبری نیستشان بر راه راستلیک حق هادی است هر کس را که خواست
در مقام صدقه یعنی عرض دیننیست بر مسکین روا از مؤمنین
وین نباشد جز ز روی اختیارکلفت است آن گر شود بر خلق بار
از شما اعطاست بر مسکین و بستا ز حق توفیق چبود بهر کس
مشرکی از مسلمی از اقرباءخواست چیزی ، کرد آن مسلم اِباء
گفت ایمان آوری گر بر رسولبر تو احسان را به جان دارم قبول
آورم حقّ قرابت را بجاور نه احسان نیست بر مشرک روا
آمد این آیت که دین تحمیل نیستوقت صدقه عرض دین تجلیل نیست
می کنید انفاق گر چیزی ز خیرکرده اید آن بهر خود نی بهر غیر
نیست آن انفاق بر اهل سؤالجز کز او خوشنود گردد ذوالجلال
حق نه بهر دین به کس روزی دهدنی به ترک شرک فیروزی دهد
نعمت دنیا به خلقان عام کردبر مسلمان و مجوس اکرام کرد
ای خدا ما را به نیکی راه دهبر رضای خود دلِ آگاه ده
ما ندانیم آنچه حقّ بندگی استحاصل و محصولمان شرمندگی است
تو به ما آموز آنچه از ما سزاستکن هم اصلاح ار عملها بر خطاست
ما که ایم و چیست استحقاق ماتا که باشد جود ما و انفاق ما
آنچه از خیر آورید انفاق و برّبر شما گردد تمام از جهر و سرّ
هم ز منع آنکه باشد ظلم و غمهیچ ناید بر شما وارد ستم
آنکه هِشت انفاق را مظلوم اوستکه ز پاداش و جزا ء محروم اوست
بر فقیرانی که دارند امتناعدر طریق حق ز کسب و انتفاع
نیستشان هیچ استطاعت بر سفربهر تحصیل معاش مختصر
ظنّ جهال این بود کآن قوم صافاغنیاء باشند از فرط عفاف
حال خود دارند پنهان از انامتو به سیما می شناسی آن کرام
نیستشان از مردمان روی سؤالنی به گفتار و نه از آثار و حال
نیستشان ابرام در خواهش ز کسنی که بی ابرام دارند این هوس
بلکه چشم از غیر حق پوشیده اندجام استغناء ز حق نوشیده اند
هر چه از نیکی به درویشان کنیدوز ولاء، انفاق بر ایشان کنید
حق بر آن داناست هم پاداش نیکهست بر خلق از خدای بی شریک