اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ اَلْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اَللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اَللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ (۲۶۸) یُؤْتِی اَلْحِکْمَةَ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ اَلْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ (۲۶۹) وَ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اَللّٰهَ یَعْلَمُهُ وَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ أَنْصٰارٍ (۲۷۰) إِنْ تُبْدُوا اَلصَّدَقٰاتِ فَنِعِمّٰا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا اَلْفُقَرٰاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (۲۷۱)
شیطان وعده میدهد شما را بدرویشی و میفرماید شما را ببدی و خدا وعده میکند شما را آمرزش از خود و احسان و خدا فراخ رحمت داناست (۲۶۸) میدهد حکمت کسی را که میخواهد و هر که داده شود حکمت پس بحقیقت داده شده خوبی بسیار و پند نگیرند مگر صاحبان خرد (۲۶۹) و آنچه را انفاق کردید از نفقه یا لازم گردانیدید از نذری پس بدرستی که خدا میداندش و نیست مر ستمکاران را هیچ یاریکنندگان (۲۷۰)اگر ظاهر کنید صدقهها را پس چیزیست آن و اگر پوشیده دارید آن را و بدهید آنها را بدرویشان پس آن بهتر است مر شما را و میگرداند کفاره از شما از گناهانتان و خدا بآنچه میکند آگاه است (۲۷۱)
می دهد شیطانِ زشت اخلاقتانوعدة درویشی از انفاقتان
می دهد یعنی ز فقر و فاقه بیمامر بر فحشا ء کند در حفظ سیم
درهمی ندهید تا بر مستحقمر بجا آید خلاف امر حق
کو شما را وعده کرده بارهاسوی فضل و مغفرت ز ایثارها
واسع است او هم به خلق خود علیمتا که را وسعت دهد بی خوف و بیم
نیست تنها وسعت اندر ملک و مالوسعت بهتر بود در صدر و حال
دیده باشی بس کسان در وزن و سنگملکشان باشد وسیع و سینه تنگ
همچنین بر عکس این ، بسیار دانرزق تنگ و دل به وسعت لامکان
تا تو از تبدیل حق واقف شویبر مسبب از سبب عارف شوی
هر که را خواهد دهد حکمت خدایچیست حکمت، علم و فهم با ولای
وآن ز اخلاص عمل پیدا شودحکمت از حق در خلوص اعطاء شود
وآنکه حکمت یافت ز او در سیرهاسوی او گردید راجع خیرها
پس ز نور حکمت و اشراقهایافت سرّ و علت انفاقها
پس ز روی حکمت ار مردی سه نانبدهد آن بیش است از ملک جهان
بر علی (ع) زآن ختم شد جود و کرمگرچه زو افزون کرم کردند هم
گنجها دادند بر سائل ز جودلیک نامد « هل اتی» بر کس فرود
پند کی گیرند یا بدهند گوشجز اولوالالباب، یعنی اهل هوش
آنچه را کردید انفاق از ادباز وجوه خیر، فرض و مستحب
فرض باشد نذر ثابت یا زکاتنذر هم افزون شقوقش بر ثقات
چون صلات و صوم، صدقه، نذرهاواجب آمد تا کنید آن را وفا
جز که آن باشد نه از وجه متیناین بود وجه و ما لِلظَّالِمِین
یعنی آن نذر از ضرار است و شقاقیا ز مال غیر یا خشم و نفاق
حاصلی نبود از آن ایثارتانوز عذاب حق نگردد یارتان
میکنید آن نذر بر دفع عذابوآن نگردد دفع و بفزاید عِقاب
صدقه ها را گر نمایید آشکارنیست اکراهی ز اظهارش به کار
بل بود نیک انتشار فعل خیربو که باشد باعث ترغیب غیر
مخفی ار دارید هم انفاق خویشبر فقیر مستحق کم یا که بیش
بهتر است آن بهر تنزیه صفاتاز شما پوشیم عیب سیّئات
حق بر اعمال شما باشد خبیرکز چه رو کردید احسان بر فقیر
باشد از تعظیم حق یا میل نفسابر رحمت بر تو زد یا سیل نفس