۱۴۰- آیه ۲۶۷
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ وَ مِمّٰا أَخْرَجْنٰا لَکُمْ مِنَ اَلْأَرْضِ وَ لاٰ تَیَمَّمُوا اَلْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاّٰ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (۲۶۷)
ای آن کسانی که ایمان آوردید انفاق کنید از خوبهای آنچه کسب کردید و از آنچه بیرون آوردیم برای شما از زمین و قصد مکنید پلید را که از آن انفاق کنید و نیستید گیرنده آن مگر آنکه چشم بپوشید در آن و بدانید که خدا بینیاز ستوده است (۲۶۷)
مؤمنان لله دهید از حسن ذاتآنچه را کردید کسب از طیّبات
وز هر آن کردیم خارج از زمینبر شما و آن جمله باشد مستبین
حبّه ها کآن جمله شد قوت بشرمیوه ها کآن شد شجرها را ثمر
قصد هم نارید بر شیء پلیدتا کنید انفاق از آن بی عقل و دید
یعنی از اشیاء نامطبوع خوارکه شما را هیچ آن ناید به کار
خُبث چبود، بذل شیء ناپسندکه شود انفاق از او زشت و نژند
تا نگیرید آنچه غمض از وی رواستچشم پوشیدن ز هر سویی سخاست
می بدانید اینکه آن دانای رازباشد از صدقات خلقان بی نیاز
خیر صدقات است راجع بر شمااو غنی است و حمید و ذوالعطا
حمد معطی واجب آمد بر عبادحمد ممدوح است از عشق و وداد
بگذرد عاشق ز هستی بهر دوستبذل اموال اندکی ز انفاق اوست
کی به یاد اوست چیزی جز خداتا کند انفاق از روی ریا
او گریزد از وجود خود همیپیش او تا چیست بذل درهمی
گر جوی بودت به سر سودای عشقبا تو می گفتم کمی ز اعطای عشق
پست تر چیزی که بدهد بهر دوستجان و سر باشد که او دارای اوست
بر تو حق داد آنچه زو بهتر نبودوآن حیات و جان بود بعد از وجود
در نهانی دانش و عقل و کمالدر عیان هر نعمتی با ملک و مال
تو دهی در راه او خاشاک و خسبر چنین انصاف، لعنت باد و بس