۴- آیه ۱۹
وَ کَذٰلِکَ بَعَثْنٰاهُمْ لِیَتَسٰاءَلُوا بَیْنَهُمْ قٰالَ قٰائِلٌ مِنْهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ قٰالُوا لَبِثْنٰا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالُوا رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَکُمْ بِوَرِقِکُمْ هٰذِهِ إِلَی اَلْمَدِینَةِ فَلْیَنْظُرْ أَیُّهٰا أَزْکیٰ طَعٰاماً فَلْیَأْتِکُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْیَتَلَطَّفْ وَ لاٰ یُشْعِرَنَّ بِکُمْ أَحَداً (۱۹)
و همچنین برانگیختیم ایشان را تا پرستش کنند میانشان گفت گویندهای از ایشان که چند درنگ کردید گفتند درنگ کردیم یک روز یا بعضی از روز گفتند پروردگار شما داناتر است بآنچه درنگ کردید پس بفرستید یکیتان را با درمتان این بسوی شهر پس به بینید که کدام از اهل شهر پاکیزهتر است طعامش پس بیاوردتان روزی از آن و باید که نرمی و تلطف کند و نباید که آگاهی دهد بشما احدی را (۱۹)
گفت زآنشان منبعث کردیم مابر شهود از غیب آوردیم ما
منبعث کردیم ایشان را به حالتا کنند از یکدگر مانا سؤال
گفت مر گوینده ای ز ایشان درنگچند گه کردید در این غار تنگ
می بگفتند این درنگ ما به نومیا که یومی بود یا بعضی ز یوم
لیک از آثار ناخنها و مویجملگی گشتند در حیرت فروی
زآنکه افزون گشته بود از حد درازباعث آن را ندانستند باز
ربّتان گفتند پس داناتر استبر درنگ از آنچه کردید ابصر است
وجه آن را چون بدانستیم بازبر مهم خود بِه ار گیریم ساز
یک تن از خود با درم هایی که هستسوی شهر اینک فرستید ار ره است
تا که آرد بهرتان رزق و طعامبنگرد پس تا بود طیّب کدام
باید او نرمی کند تا بر شماکس نگردد مطلع از شهر ما