گنج

۱۲- آیات ۶۵ تا ۷۰

۱۶ بیت

فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَیْنٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً (۶۵) قٰالَ لَهُ مُوسیٰ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلیٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّٰا عُلِّمْتَ رُشْداً (۶۶) قٰالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً (۶۷) وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلیٰ مٰا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً (۶۸) قٰالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ صٰابِراً وَ لاٰ أَعْصِی لَکَ أَمْراً (۶۹) قٰالَ فَإِنِ اِتَّبَعْتَنِی فَلاٰ تَسْئَلْنِی عَنْ شَیْ‌ءٍ حَتّٰی أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً (۷۰)

پس یافتند بنده‌ای از بندگان ما را که داده بودیم او را رحمتی از نزد ما و آموخته بودیم او را از نزد ما علمی (اسرار غیبی) (۶۵) گفت مر او را موسی آیا پیروی کنم ترا بر آنکه بیاموزی از آنچه آموخته شده برای رسیدن بحق (۶۶) گفت بدرستی که تو هرگز نمی‌توانی با من صبر کردن (۶۷) و چگونه صبر می‌کنی بر آنچه احاطه نکرده بآن از راه دانش (۶۸) گفت بزودی بیابی مرا اگر خواسته باشد خدا صبر کننده و نافرمانی نکنم مر ترا در کاری (۶۹)گفت پس اگر پیرو شوی مرا پس مپرس مرا از چیزی تا آنکه ابتدا کنم برای تو از آن بیان را (۷۰)

« ملاقات نمودن حضرت موسی (ع) خضر علیه السلام را »

بنده ای پس از عبادم یافتندبا ارادت سوی او اشتافتند
بندهای کز ما بُدش بخشایشیداشت اندر ظل فضل آسایشی
دانشی آموختیم از خود به اوعلم باطن بود آن بی گفتگو
گفت موسی مر ورا اندر زمنپیروی آیا نمایم از تو من
خود به شرط آنکه از علمت مرامی بیاموزانی از رشد و هدا
زآنچه آن را بر تو آموزنده اندسوی تو بر کسب آنم خوانده اند
گفت هرگز استطاعت نبودتصبر با من آن چنان که زیبدت
گفت چون صابر نباشم، گفت زآنکه تویی پیغمبر از حکم و بیان
جمله احکامت ز روی ظاهر استوز حقایق علم و عقلت قاصر است
شاید از من امری آید در ظهورکه ندانی حکمتش یابی نفور
چون شوی صابر بر آن چیز از نظرکت بر آن نبود احاطه در خبر
گفت باشد زود که یابی مراصابر اندر کار، گر خواهد خدا
ناورم عصیان تو را در هیچ کارگرچه باشد آنچه بینم ناگوار
گفت پس گر پیروی آری ز منپس نپرس از من ز چیزی بر علن
تا کنم من بر تو احداث از بیانابتداء یعنی مکن تو خود به آن
باید احداث سخن باشد ز منحکمتش تا کشف سازم بی سخن