گنج

۷- آیات ۴۹ تا ۵۷

۲۷ بیت

وَ قٰالُوا أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً وَ رُفٰاتاً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِیداً (۴۹) قُلْ کُونُوا حِجٰارَةً أَوْ حَدِیداً (۵۰) أَوْ خَلْقاً مِمّٰا یَکْبُرُ فِی صُدُورِکُمْ فَسَیَقُولُونَ مَنْ یُعِیدُنٰا قُلِ اَلَّذِی فَطَرَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَیُنْغِضُونَ إِلَیْکَ رُؤُسَهُمْ وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هُوَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَرِیباً (۵۱) یَوْمَ یَدْعُوکُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً (۵۲) وَ قُلْ لِعِبٰادِی یَقُولُوا اَلَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ اَلشَّیْطٰانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ اَلشَّیْطٰانَ کٰانَ لِلْإِنْسٰانِ عَدُوًّا مُبِیناً (۵۳) رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِکُمْ إِنْ یَشَأْ یَرْحَمْکُمْ أَوْ إِنْ یَشَأْ یُعَذِّبْکُمْ وَ مٰا أَرْسَلْنٰاکَ عَلَیْهِمْ وَکِیلاً (۵۴) وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنٰا بَعْضَ اَلنَّبِیِّینَ عَلیٰ بَعْضٍ وَ آتَیْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً (۵۵) قُلِ اُدْعُوا اَلَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلاٰ یَمْلِکُونَ کَشْفَ اَلضُّرِّ عَنْکُمْ وَ لاٰ تَحْوِیلاً (۵۶) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلیٰ رَبِّهِمُ اَلْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَ یَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ یَخٰافُونَ عَذٰابَهُ إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ کٰانَ مَحْذُوراً (۵۷)

و گفتند آیا چون باشیم استخوانها و ریزه ریزها آیا ما هر آینه برانگیخته‌شدگانیم بآفرینشی تازه (۴۹) بگو اگر باشید سنگ یا آهن (۵۰) یا آفریدنی از آنچه عظیم آید در سینه‌هاتان پس بزودی خواهند گفت کیست که باز می‌آورد ما را بگو آن کسی که پدید آورد شما را اول بار پس بزودی می‌جنبانند بسوی تو سرهاشان را و می‌گویند خواهد بود آن بگو شاید که بوده باشد نزدیک (۵۱) روزی که می‌خوانند شما را پس اجابت می‌کنند بستایش ازو گمان می‌برید که درنگ نکرده‌اید مگر اندکی (۵۲) و بگوی مر بندگان مرا که بگویند آنچه آن خوب‌تر است بدرستی که دیو رجیم فساد می‌کند میانشان بدرستی که شیطان باشد مر انسان را دشمنی آشکار (۵۳) پروردگار شما داناتر است بشما اگر خواهد رحم کند شما را یا اگر خواهد عذاب کند شما را و نفرستادیم ترا بر ایشان کارگزار (۵۴) و پروردگار تو داناتر است بکسی که در آسمانها و زمین است و بتحقیق که افزودنی دادیم بعضی از پیغمبران را بر برخی و دادیم داود را زبور (۵۵) بگو بخوانید آنان را که دعوی کردید از غیر او پس مالک نباشند رفع ضرر را از شما و نه تغییر را (۵۶) آنها را که می‌خوانند می‌جویند بسوی پروردگارشان وسیله هر کدامشان که نزدیک‌ترند و امید می‌دارند رحمتش را و می‌ترسند از عذابش بدرستی که عذاب پروردگارت باشد حذر کرده شده (۵۷)

هم بگفتند آن زمان آیا که مااستخوان گردیم و خاک بی نوا
عظمها پوسیده و بگسیختهمی شویم آیا ز نو انگیخته
گو شما باشید گر سخت و شدیدهمچو سنگ و کوه یا همچون حدید
یا بزرگ از هر چه آید در گمانمر شما را همچو کوه و آسمان
پس بمیراند شما را حق یقینزنده سازد همچنین در یوم دین
زود پس گویند از انکار و صوتکیست ما را زنده سازد بعد موت
گو کسی کاول شما را آفریدآدمی را کرد از خاک او پدید
زود باشد کز تعجب زین خبرمی بجنبانند بر سوی تو سر
می بگویند این شود کی ای حبیبگو که شاید این بسی باشد قریب
یَومَ یَدعُوکُ اجابت پس کنیدمر ورا با حمدش از خوفِ وعید
می کنید اینسان گمان آن روز تنگکه نکردید ایچ جز اندک درنگ
گو عبادم را که گویند این سخنکاحسن است آن دفع شیطان را به فن
زآنکه دیو اندازد از راه عنادبین مردم در سخن گفتن فساد
دیو آدم راست خصمی آشکاردر خصومت هیچ ننشیند ز کار
اعلم آمد بر شما پروردگاربر عذاب و عفو دارد اختیار
خواهد ار بخشد شما را بی حسابور که خواهد هم بگیرد بر عذاب
ما تو را خود ای رسول بی عدیلنی فرستادیم بر ایشان وکیل
رب تو د اناتر است از حق و فرضبر هر آنچ ه اندر سماوات است و ارض
بعضی از پیغمبران را ما مگربرتری دادیم بر بعض دگر
همچنین دادیم داوُد را زبورتا فزونی باشد او را در امور
گو بخوانید آن کسان را خود شماکه گمان کردید ایشان را خدا
غیر او پس مالک ایشان نیستندکشف ضرّی از شما تا چیستند
قحط و بیماری و رنجی از شمابرنمی دارند در تغییرها
مر ملک را یک قبیله از عربمی پرستیدند از روی طلب
آن گروهی را که خوانند آن کسانمر وسیله سوی حق جویند هان
هر کدام اقرب به سوی حضرتندبیشتر زو بر امید رحمتند
می بترسند از عذاب دادگرکرد باید از عذاب حق حذر