گنج

۶- آیات ۴۰ تا ۴۸

۳۰ بیت

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اِتَّخَذَ مِنَ اَلْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً (۴۰) وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا اَلْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً (۴۱) قُلْ لَوْ کٰانَ مَعَهُ آلِهَةٌ کَمٰا یَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلیٰ ذِی اَلْعَرْشِ سَبِیلاً (۴۲) سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً (۴۳) تُسَبِّحُ لَهُ اَلسَّمٰاوٰاتُ اَلسَّبْعُ وَ اَلْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاّٰ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لٰکِنْ لاٰ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ حَلِیماً غَفُوراً (۴۴) وَ إِذٰا قَرَأْتَ اَلْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً (۴۵) وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی اَلْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً (۴۶) نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ وَ إِذْ هُمْ نَجْویٰ إِذْ یَقُولُ اَلظّٰالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّٰ رَجُلاً مَسْحُوراً (۴۷) اُنْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ اَلْأَمْثٰالَ فَضَلُّوا فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلاً (۴۸)

آیا پس مخصوص کرد شما را پروردگار شما به پسران و گرفت از فرشتگان دختران بدرستی که شما هر آینه می‌گویید سخنی بزرگ (۴۰) و بحقیقت بیان کردیم مکرر در این قرآن تا پند گیرند و نیفزود ایشان را مگر نفرت (۴۱) بگو اگر بود با او خدایی هم چنان که می‌گویند آن‌گاه هر آینه طلب کردند بسوی صاحب عرش راهی (۴۲) منزه است او و برتر است از آنچه می‌گویند برتری بزرگی (۴۳) تسبیح می‌کنند مر او را آسمانهای هفتگانه و زمین و هر که در آنهاست و نیست هیچ چیز مگر که تسبیح می‌کنند بستایش و لیکن نمی‌فهمید تسبیح ایشان را بدرستی که او باشد بردبار آمرزنده (۴۴) و چون بخوانی قرآن را می‌گردانیم ما میان تو و میانه آنان که نمی‌گروند بآخرت پرده پوشیده (۴۵) و گردانیدیم بر دلهاشان پوششها مبادا که بفهمند آن را و در گوشهاشان گرانی و چون ذکر کنی پروردگارت را در قرآن تنها برگردند بر پشتهاشان رمندگان (۴۶) ما داناتریم بآنچه گوش می‌دارند بآن هنگامی که گوش می‌دارند بسوی و آن‌گاه که ایشانند درازگویی آن‌گاه که می‌گویند ظالمان پیروی نمی‌کنید مگر مردی را سحر کرده شده (۴۷) بنگر چگونه زدند برای تو مثلها را پس گمراه شدند پس نمی‌توانند یافت راهی (۴۸)

برگزید آیا خدای عالمینمر شما را نزد قسمت بالبنین
وز ملایک دختران را برگرفتبهر خود پس باشد این قسمت شگفت
از شما باشد بزرگ این قول بسآن چنان که ناید اندر عقل کس
تهمت اولاد بر حق می نهیدپس در آن تفضیلِ خود را می دهید
اندر این قرآن بگرداندیم مااز ولد خود را بری در چند جا
پندتا گیرید اما جز نفورهیچشان نفزاید از جهل و غرور
با خدا بود ار خدایان دگرآن چنان که مشرکان گویند بر
بر خدای عرش می جستند راهتا شوند از وی همانا کینه خواه
نفیشان چون کرده حق یعنی فزونعاجز ایشان گر نبودند از شئون
با خدا باید کنند ایشان جدالیا که از خود نفی عجز و اختلال
پاک و برتر اوست از گفتارشانبلکه عالی و اکبر از وصف و بیان
مر به تسبیحش سماوات و ز مینوآنچه در آنهاست ز اشیاء بالیقین
نیست چیزی هیچ اندر جستجوجز که در تسبیح و در تحمید او
لیک خود تسبیح ایشان را شمادر نمی یابید از جهل و عمی
او تعالی بردبار است و غفورزین تغافل، زین تساهل، زین قصور
نیست شیئی کز زبان خلقتشناطق او نبود به حمد حضرتش
هستی اش یعنی دلیل موجد استکو به ذات خویش فرد و واحد است
گر که بدهی گوش جان از التفاتبشنوی تسبیح او از ممکنات
چونکه قرآن را بخوانی در حرمما بگرداندیم ای فخر امم
بین تو و آنانکه بر روز حسابناورند ایمان به مستوری حجاب
تا نفهمند آنچه خوانی از کلامبسته گردد گوش و هوش این عوام
می بگردانیم بر دلهایشانپوششی کآن مانع است از فهم آن
همچنین بر گوششان سنگینی ایفهم تا نکنند از خودبینی ای
چون به قرآن یاد یکتایی اومی کنی ایشان بگردانند رو
پشت زآن رو می نمایند از عنادکز خدایانشان یکی ناری به یاد
ما به آنچه بشنوند آگهتریمگوش چون دارند سویت و ابصریم
راز می گویند چون با یکدگرآن ستمکاران بی عقل و هنر
که نمی باشید تابع از غلوغیر مردی را که مسحور است او
بر تو بین تا چون زدند ایشان مثلپس شدند ایشان به گمراهی اضل
پس بنتوانند زین گفتار خامیافتن راهی به اضلال کرام