گنج

۳- آیات ۱۵ تا ۲۱

۱۹ بیت

مَنِ اِهْتَدیٰ فَإِنَّمٰا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمٰا یَضِلُّ عَلَیْهٰا وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْریٰ وَ مٰا کُنّٰا مُعَذِّبِینَ حَتّٰی نَبْعَثَ رَسُولاً (۱۵) وَ إِذٰا أَرَدْنٰا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنٰا مُتْرَفِیهٰا فَفَسَقُوا فِیهٰا فَحَقَّ عَلَیْهَا اَلْقَوْلُ فَدَمَّرْنٰاهٰا تَدْمِیراً (۱۶) وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنَ اَلْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ کَفیٰ بِرَبِّکَ بِذُنُوبِ عِبٰادِهِ خَبِیراً بَصِیراً (۱۷) مَنْ کٰانَ یُرِیدُ اَلْعٰاجِلَةَ عَجَّلْنٰا لَهُ فِیهٰا مٰا نَشٰاءُ لِمَنْ نُرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنٰا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاٰهٰا مَذْمُوماً مَدْحُوراً (۱۸) وَ مَنْ أَرٰادَ اَلْآخِرَةَ وَ سَعیٰ لَهٰا سَعْیَهٰا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِکَ کٰانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً (۱۹) کُلاًّ نُمِدُّ هٰؤُلاٰءِ وَ هَؤُلاٰءِ مِنْ عَطٰاءِ رَبِّکَ وَ مٰا کٰانَ عَطٰاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً (۲۰) اُنْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَکْبَرُ دَرَجٰاتٍ وَ أَکْبَرُ تَفْضِیلاً (۲۱)

آنکه هدایت یافت پس جز این نیست که هدایت برای خودش و آنکه گمراه شد پس جز این نیست گمراه می‌شود بر خودش و برندارد هیچ بردارند بار گناه دیگری را و نباشیم عذاب‌کنندگان تا آنکه بفرستیم رسولی را (۱۵) و چون خواهیم که هلاک کنیم قریه را می‌فرمائیم بطاعت بناز و نعمت سرشدگانش را پس نافرمانی می‌کنند در آن پس ثابت می‌شود بر آن حکم پس هلاک می‌گردانیم آن را هلاک کردنی (۱۶) و بسیار هلاک گردانیدیم از قرنها از بعد نوح و کافیست پروردگارت بگناه بندگانش آگاه بینا (۱۷) کسی که خواهد آن شتابنده را تعجیل می‌کنم برای او در آن آنچه می‌خواهیم از برای آنکه می‌خواهیم پس می‌گردانیم برایش دوزخ را که در شود در آن نکوهش کرده شده رانده شده (۱۸) و کسی که خواست آخرت را و کوشش کرد برای آن کوشش خود را و او مؤمن است پس آنها باشد سعیشان مقبول (۱۹) هر یک را مدد می‌کنیم آنها را و اینها را از بخشش پروردگار تو و نباشد بخشش پروردگار تو بازداشته شده (۲۰) بنگر چگونه افزونی دادیم برخی از ایشان را بر برخی و هر آینه آخرت بزرگتر است بمراتب و بزرگتر است از جهة فزونی دادن (۲۱)

هر که یابد ره نباشد غیر از اینکه ز بهر خویش یابد ره یقین
وآنکه گمره شد جز این نبود به پیشکو شود گمره به ضرّ نفس خویش
برندارد هیچ بردارنده ایجرم و وزر نفس دیگر بنده ای
هم معذّب ما نباشیم از کسیتا برانگیزیم پیغمبر بسی
چونکه خواهیم اهل شهری را هلاکما نماییم از ره طغیان و باک
امر فرماییم ما بر منعمانمر عبادت را و طاعت را عیان
وز رسولان بندگی و پیرویپس به فسق آیند آن قوم غوی
پس شود واجب مر ایشان را عذاببر کَنیم از بیخ پس آن شهر و باب
ما هلاک از اهل هر شهر و قرونکرده ایم از بعد نوح اندر فزون
بر ذنوب بندگان خود بس استرب تو دانا و بینا زآنچه هست
هر که باشد از دنو طبع خویشمر شتابنده به جمع مال بیش
می شتابانیم او را ما در آنبهر هر کس تا چه خواهیم از جهان
پس جهنم را همانا شاید اوتا در آن مذموم و مدحور آید او
وآنکه خواهد آخرت را با شتاباو بود آنگاه مؤمن بر حساب
سعی شان مشکور باشد آن گروهمی کنیم امداد هر یک از وجوه
وآن گروهند از عطای دادگردر دو دنیا کامکار و بهره ور
منع کرده نیست اعطای خدایبر کسی در این سرا و آن سرای
کن نظر تا چون فزونی داده ایمبعض را بر بعض و ره بگشاده ایم
آخرت از حیث رتبت اکبر استهم به افزونی رتبت درخور است